
اميرمختار رجبي | نخستين پيام اين توافق را كشورهايي دريافت ميكنند كه از خط لوله ناباكو نفع ميبرند كه در اين ميان تركيه و جمهوري آذربايجان بيش از همه حساس هستند چراكه درصدند با اجرايي كردن طرح ناباكو نقش و جايگاه سياسي خود را در اتحاديه اروپا افزايش دهند. پيام دوم آن نيز به گوش امريكا ميرسدكه هميشه سعي ميكند از طريق باز كردن جاي پاي شركتهاي غول پيكر خود در حوزه خزر و مشاركت دادن آنها در استخراج انرژي اين منطقه از نقش سياسي- اقتصادي روسيه در منطقه بكاهد. اين در حالي است كه مسكو در كنار دو خط لوله جريان شمالي و جريان جنوبي براي طرحهاي ديگري كه ميتوانند انرژي آن را به كشورهاي مختلف اروپا انتقال دهند، برنامه دارد. اين مسئله از يك سو ميتواند در روابط روسيه با اتحاديه اروپا تأثير بگذارد و از سوي ديگر وابستگي اروپاييها را در زمينه انرژي به كاخ كرملين افزايش دهد. بزرگترين مزيت مسكو جهت پيش افتادن از خط لوله ناباكو در زمينه انتقال انرژي اين است كه در خط لوله ناباكو كشورهاي مختلفي نقش دارند و حتي گمانهزني براي ورود ديگر كشورهاي دارنده گاز ادامه دارد تا ميزان گاز انتقالي از طريق ناباكو به بيشترين حد ممكن برسد. با توجه به مناسبات و تحولات بينالمللي در اين دوره تاريخي تحولات مختلف منطقهاي ميتوانند بر ناباكو و نوع انتقال گاز مورد نظر به اروپا تأثير بگذارند. يك نمونه آن را ميتوان در تمايل چندي پيش تركيه مثال آورد كه براي عاديسازي روابط با كشور ارمنستان تلاش ميكرد. اما اين سياست باعث شد كه جمهوري آذربايجان از سياستهاي منطقهاي تركيه انتقاد كرده و از آن فاصله بگيرد؛ اين در حالي است كه آنكارا براي تأمين و انتقال گاز به كشورهاي اروپايي به شدت نيازمند منابع زيرزميني جمهوري آذربايجان است.
فاصله گرفتن مقطعي باكو از آنكارا به همراه ديگر تحولات و مسائل منطقهاي سبب شد تا تركيه به سياست عاديسازي روابط با ارمنستان پشت پا زده و از آن بگذرد. اين در حالي است كه روسها براي انتقال منابع گازي خود به اروپا با چنين مشكلاتي روبهرو نيستند. اگرچه آنها نيز مشكلاتي دارند اما جنس آن كاملاً متفاوت است. روسيه براي تأمين گاز اروپا تنها از منابع خودش استفاده ميكند بنابراين سياستهاي منطقهاي آن چندان اشكالي براي تأمين گاز اروپا نميتراشد. اين عامل باعث شده تا منابع وسيع گاز روسيه به طور مستقيم و از طرق مختلف از طريق خط لوله جريان شمالي به كشور آلمان و از آنجا نيز به ديگر كشورهاي اروپايي همچون انگليس، هلند، فرانسه و دانمارك انتقال يابد. مسئلهاي كه اروپا نيز از آن به خاطر نياز فراوان، استقبال ميكند. خط لوله گازي جريان شمالي بيش از ۲۲/۱ كيلومتر طول دارد كه از اين طريق گاز مناطق سيبري روسيه را از مسير بستر درياهاي بالتيك و سياه و همچنين منطقه بالكان به اروپا ارسال ميكند. شركت غول پيكر روسي گاز پروم ۵۱ درصد سهام اين پروژه در اختيار دارد. آلمان نيز با شركتهاي وينترزحال هولدينگ و اي.انرهرگاز هر كدام با ۵/۱۵ درصد در اين طرح سهيم هستند كه پس از آن شركت فرانسوي جي دي اف سوئيز و همچنين شركت گسوين هلندي با ۹ درصد سهام در اين طرح بزرگ سهم دارند. اين خط لوله در قسمت اول انتقال گاز ميتواند ۵/۲۷ ميليارد متر مكعب گاز را به اروپا منتقل كرده و گاز مورد نياز ۲۶ ميليون خانواده اروپايي را تأمين كند. اولين توافق طرح از سوي گرهارد شرودر صدراعظم وقت آلمان و ولاديمير پوتين، رئيسجمهور وقت روسيه در سال ۲۰۰۵ به انجام رسيد. شرودر حتي بعد از كنار رفتن از پست صدراعظمي در آلمان، پستي در هيئت رئيسه پروژه جريان شمالي در اختيار گرفت تا نشان دهد كه قوياً از اين طرح پشتيباني ميكند. البته خط لوله جريان شمالي شديداً با مخالفتهايي به خصوص از سوي كشورهاي حوزه بالتيك همچون اوكراين و لهستان روبهرو است. به اين دليل كه اين طرح با دور زدن كشورهايي مثل اوكراين، لهستان و روسيه سفيد به طور مستقيم از مسير دريا به آلمان رسيده است. بر اين اساس اوكراين كه تا كنون ۸۰ درصد گاز روسيه به اروپا انتقال ميداد كم كم ميتواند ناديده گرفته شود. لهستان نيز خيلي تمايل داشت تا با عبور خط لوله جريان شمالي در منابع مالي و همچنين چانهزنيهاي سياسي آن سهيم باشد اما روسها با تجربه بدي كه از ترانزيت گاز از خاك اوكراين داشتند لهستان را هم دور زدند. البته دو كشور فنلاند و سوئد نيز به شكل كمرنگ تري با اين طرح مخالف هستند. مخالفت عمده آنها به دليل مسائل و خطرات احتمالي در زمينههاي زيستمحيطي است. جريان شمالي به هر شكل ممكن با پشت سر گذاشتن همه اين مشكلات به نتيجه نهايي رسيد. ولاديمير پوتين، نخستوزير كنوني روسيه كه انتظار ميرود به زودي در جايگاه رياست جمهوري اين كشور قرار بگيرد كاملاً از پروژه جريان جنوبي به عنوان خواهر گازي جريان شمالي حمايت ميكند. بنابراين انتظار ميرود كه اين خط لوله نيز به زودي گاز روسيه را به بخشهاي ديگر اروپا منتقل كند تا پروژه ناباكو و هر طرح احتمالي ديگر در منطقه بيش از اين به كما بروند. روسيه به عنوان امپراطور انرژي جهان به هر شكل ممكن تلاش ميكند تا در اين زمينه اتحاديه اروپا را به عنوان بخشي از بدنه غرب، زير چتر خود درآورد. كشورهاي اروپايي نيز به شدت به اين انرژي نيازمند هستند. به اين دليل كه به راحتي نميتوانند به ديگر پروژههاي منطقه تكيه كنند. ناباكو بزرگترين طرح جايگزين است كه احتمال ميرود نخستين بخش آن در سال ۲۰۱۴ به بهرهبرداري برسد. به هر حال مسكو در اين طرح نشان داد كه تا چه اندازه قادر است از منابع زيرزميني خود استفادههاي سياسي كرده و ديگر طرحهاي منطقهاي را زير سؤال ببرد.