محمدرضا يزدانيخرم سالهاست درعرصه مديريتي ورزش كشور فعاليت داشته، مديريت خوب او بيش از كشتي، واليبال ايران را از سايه خارج كرد، هر چند كه در ابتداي حضورش در فدراسيون كشتي عدم شناخت كافي از فضاي ورزش اول و مشكلات ريز و درشت با بزرگان كشتي حاشيههايي ايجاد كرد اما مديريت او به مرور زمان كشتي را به ساحل آرامش رساند تا جايي كه امروز ورزش اول در هر دو رشته آزاد و فرنگي پراميدترين رشته ايران در المپيك ۲۰۱۲ لندن براي مدالآوري است.
به رغم تمام اينها وزارت ورزش به طرز عجيبي در اين شرايط حساس كمر به تغيير در اين فدراسيون بسته. بدون اينكه لحاظ نمايد چه سرنوشتي گريبانگير كشتي خواهد شد. بيشك هر شخصي حتي اگر كشتيگير، قهرمان و آشنا با اين ورزش باشد تا آشنا شدن با چم و خم كار مدتها فرصت ميخواهد و اين در مدت زمان كم باقيمانده تا شروع المپيك از هر سم مهلكي خطرناكتر است. وضعيت كشتي را مثال زديم چون امروز از حساسيت بيشتري برخوردار است اما بر كسي پوشيده نيست كه فوتبال هم همين حال و روز را دارد، فدراسيون علي كفاشيان هر چند كه امكان دفاع كمتري نسبت به فدراسيون يزدانيخرم دارد و شكستهاي چند ساله اخير فوتبال در تمام ردههاي سني جاي چنداني براي دفاع از عملكرد كفاشيان باقي نميگذارد اما قدر مسلم اينكه امروز تيمملي فوتبال نتايج بدي نگرفته و در تيمهاي پايه هم بارقههاي اميد به چشم ميخورد كه اين مسئله نويد اين را ميدهد كه كفاشيان و فدراسيون فوتبال راه درست را پيدا كردهاند اما درست در همين زمان بايد خداحافظي كنند تا شخص ديگري بيايد و اين آزمون و خطا دوباره از اول آغاز شود.
نكته جالبتر اينكه در اين بين بسياري از رشتههايي كه حاشيه و تنش و عدم موفقيت در آنها بيداد ميكند زير سايه اين هياهو به كار خود ادامه ميدهند بدون آنكه نظرها را جلب كنند. قصه آزمون و خطا و عدم ثبات مديريت قصه شكستهاي درد آور ورزش كشور است، داستاني كه گويا وزارت ورزش و جوانان دوست ندارد پاياني بر آن بنويسد.