سیاست/ بحث سر و ته یک کرباس!
چندی پیش در همین ستون پلاک، در مقام گلایه و در کلامی از روی دل، نوشتم که معالاسف عدهای از سیاستمداران ما، بر خلاف آنچه نشان میدهند و به رغم آنکه گاهی سر و کله هم میپرند، راستش را بخواهی، سر و ته یک کرباساند.
آن نوشته باعث شد یکی از نمایندگان محترم مجلس که همیشه مواضع خوبی اتخاذ میکند، از کانال یک دوست مشترک و مطبوعاتی به من پیغام بدهد که: «دمت گرم اخوی! حالا همه را اعم از چپ و راست و خوب و بد، با یک چوب راندی!»
به ایشان گفتم: «قطعاً چنین قصدی نداشتم و آن نوشته هر چند تند بود، اما صادقانه بود و در حکم یک تنبه.»
این گذشت تا اینکه هفته گذشته اهالی بهارستان، رأی دادند به حقوق مادامالعمر برای خودشان و ایضاً دیگر مقامات سیاسی. این بار اما من از طریق همان دوست مشترک، به این نماینده محترم پیغام دادم که: «انگار حق با من بود و به حقوق مادام العمر و مزایا و این چیزها که میرسد، میبینیم آقایان، اختلافاتشان را با هم فراموش میکنند، یا هم اگر با حقوق مادام العمر، مخالفتی میکنند، آنقدر سربسته و دربسته است که احدی صدایشان را نمیشنود. ظاهراً این گونه مواقع، و این طور چیزها، ارزش کلفت کردن رگ گردن را ندارد.»
بله! شکی در این نیست که همه رجل سیاسی، سر و ته یک کرباس نیستند، اما خدا کند بعضیها کاری نکنند که وقتی من مینویسم «همه رجل سیاسی سر و ته یک کرباس نیستند»، همین توی مخاطب برداری و در مقام نقد بگویی: بسه دیگه تو هم! چقدر شعار میدی آخه؟!
اقتصاد/ این نامهای مقدس، خرج چه چیزی دارد میشود؟!
نگاهی بیندازید به اسامی این مؤسسات مالی و اعتباری. واقعاً من نمیدانم چرا برای کارهای اقتصادی، تا این حد باید سوء استفاده شود از نام مبارک امامانمان؟! هیچ فکر کرده اند حضرات، وقتی که با ندانم کاری، خودشان را بی اعتبار میکنند، جایگاه خویش را متزلزل میکنند و یا احیاناً وقتی که زبانم لال، اختلاسی، تخلفی، چیزی مرتکب میشوند، ناخواسته دارند ظلم میکنند به نام مطهر و مقدس اولیای دین؟! آیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، یا هر نهاد مسئول دیگری، بهتر نیست اجازه ندهد که این مؤسسات اقتصادی، بیش از این پشت نامهای مبارک بزرگان دین، سنگر بگیرند؟! میبینی به اسم هر امامی، چند تا مؤسسه مالی و اعتباری هست، اما هیچ معلوم نیست که این مؤسسات، کارهای اقتصادی شان، واقعاً در خدمت آحاد ملت است، یا هم پالگیهای خودشان؟! با این حساب، به نظر میرسد که عاقلانهتر باشد، این مؤسسات، به جای خرج کردن از اسامی امامان، اکتفا کنند روی نام حزب و دار و دسته خودشان، تا هم شفاف سازی شود و هم اینکه مردم بفهمند فلان مؤسسه مالی و اعتباری، در خط امامان ما نیست، بلکه در خط فلان دار و دسته سیاسی است.
فرهنگ/ البته هم فرهنگ و هم ورزش
یک مقایسه کنید که عکس شیث رضایی و محمد نصرتی تا به حال چند بار روی جلد نشریات ورزشی رفته، عکس حسین رضازاده و بهداد سلیمی چند بار؟! یا عکس احسان حدادی که موضع گیری از سر غیرتش، نشان داد چه عرقی به این آب و خاک دارد؟! واقعیت این است که همه سهم قهرمانان واقعی تر عرصه ورزش، خلاصه میشود در همان روزهای مدال آوری، لیکن فوتبالیها، به ویژه بداخلاقهایشان، علی الدوام قدر میبینند و بر صدر مینشینند. راستی! بازیهای تیم ملی تمام شد و سر آخر هم معلوم نشد که شیث رضایی، از این و آن میخواهد به فیفا شکایت کند یا فدراسیون قرار است این افراد را به سزای عملشان بنشاند؟! اینقدرش که عقل من میرسد، ما به بعضیها بیش از حد داریم رو میدهیم و بیش از استحقاقشان داریم برایشان مایه میگذاریم. انصاف اگر داشته باشیم واکنش حسین رضازاده عزیز و دوست داشتنی به شکستن رکوردش توسط شاگردش، یک پا فرهنگ و فرهنگ سازی و درس اخلاق بود که معمولاً زود فراموش میشود. معالاسف تا حرکات ناجوانمردانه و غیر اخلاقی در مطبوعات ورزشی ما تیتر یک میشود، و تا وقتی که شیث رضاییها روی جلد باشند، جا برای قهرمانان واقعی از این هم کمتر میشود. از این هم البته نباید گذشت که از دید بعضیها، فقط و فقط، آن قهرمان و آن ورزشکاری «ملی» و «محبوب» است که... که مثلاً هرگز از وطن دوستی و مقابله با دشمن حرف نزند و وقت فتنه با مچ بند سبز آفتابی شود. آیا در مریض بودن برخی رسانههای ورزشی و زردمان شک داریم؟!