
امروز كه در ژرفاي وجود خود رخداد بزرگ غدير را جستوجو كنيم و بر بلنداي سرزمين پاك و اسرارآميز بركه غدير چشم ميدوزيم، مردي را ميبينيم كه با دستي بر افراشته تا بلنداي تاريخ، حقانيتي را به اثبات ميرساند كه بيش از ۱۴۰۰ سال از چشمهسار آن، وجود انسانهاي حقطلب و آزاده سيراب گرديده است. اينكه غدير چه بود كه امروز تشنگان معرفت آن با گذشت ۱۴ قرن هماره آرزوي نظاره آن صحنه پرشكوه را دارند، قطعاً نه در گنجايش انديشه من نگارنده است كه بسياري از بزرگان دين در الفباي فلسفه وجودي آن مبهوت ماندهاند و نه قابل پرداختن در ستوني است كه در كنار مفهوم ظاهري، بتوان معناي بلند آن حركت سياسي پيامبر مكرم اسلام (ص) را تبيين كرد. اما از آنجا كه هر واقعهاي ميتواند چراغ راهنمايي براي حركتهاي سياسي- اجتماعي در همه اعصار تاريخ به حساب آيد، مطالعه آن واقعه عظيم و تطبيق شرايط آن ميتواند روند حركت را به گونهاي ديگر سوق دهد. اينكه چه شد دوران خلافت بهترين برگزيده خدا و سفارش شده نبيمكرم اسلام (ص) و اسوه ايمان، با رحلت پيامبر اسلام صرف پرداختن به جنگهاي داخلي شد، حديث غمانگيزي است كه نبايد مورد غفلت قرار گيرد؛ خلافتي كه پس از ۲۵ سال سكوت معنادار و به تعبير اميرالمؤمنين (ع) استخوان در گلو و خار در چشم در نبرد با ناكثان (پيمان شكنان) آغاز گرديد و با ريشهكن كردن مارقين (از دين بيرونرفتگان) خاتمه يافت و سرانجام از سوي بقاياي دشمنان داخلي (خوارج نهرواني) سرنوشت شهادت را براي حضرتش رقم زد. واقعه غدير خم و حوادث رخ داده پيراموني آن در دوران حيات پربركت اميرالمؤمنين علي (ع) سراسر عبرت است و درسآموز تا خويشتن را در قاموس رفتار آن بزرگوار بسنجيم و كثريها را راست كنيم.
۱- آن روز كه مولاي متقيان علي (ع) با شكوه از رفتار جماعت پيمانشكن ناكثين از افشاي توطئه آنان چنين سخن راندند كه «همانا ناكثين عهد شكن به جهت نارضايتي از حكومت من بر يكديگر پيوستند و من تا آنجا كه براي وحدت اجتماعي شما احساس خطر نكنم صبر خواهم كرد، زيرا آنان اگر براي اجراي مقاصدشان فرصت پيدا كنند، نظام جامعه اسلامي متزلزل ميشود، آنها از روي حسادت بر كسي كه خداوند حكومت را به او بخشيده است به طلب دنيا برخاستهاند و ميخواهند كار را به گذشته بازگردانند. حقي كه شما به گردن ما داريد، عمل كردن به كتاب خدا و سنت پيامبر و قيام به حق و برپا داشتن سنت اوست.» در واقع افشاي اين رفتار را نه فقط براي استحكام پايههاي حكومت خويش ميدانستند، بلكه يك استراتژي مشخص را براي تمامي نظامها و رهبران به حق حكومتهاي اسلامي در همه اعصار تاريخ ترسيم كردند تا ملتها ناكثين را نه ويژگي يك گروه در يك مقطع از تاريخ بلكه متعلق به همه تاريخ بپندارند.
اميرالمؤمنين (ع) در واقع پاسخ امروز كساني را دادندكه در لواي دموكراسيهاي دروغين و با شعار تجدد، پنبه مشروعيت نظام ديني را ميزنند و گستاخانه با نامهنگاري و صدور بيانيه و... حكومت ديني و رهبري نظام اسلامي را با معيارهاي سطحي خود و فرهنگ ليبرال دموكراسي كه امروز كوس رسوايياش جهاني شده است، مورد سنجش قرار ميدهند و درسها و عبرتهاي يك واقعه را آن هم از سوي جماعتي كژانديش به رخ رهبر جامعه اسلامي ميكشند.
۲- تفرقه بين آحاد جامعه اسلامي نه ويژگي يك عصر، بلكه از خصيصههاي همه دورانهاست. آناني كه حيات خويش را در گرو چنين اختلافاتي ميدانند و تفرقه شانتاژ تبليغاتي را در دستور كار خويش قرار ميدهند سعي دارند با دو قطبي كردن فضاي جامعه چنان جوي را در جامعه حاكم كنند كه قدرت تمييز و تشخيص از مردم مؤمن سلب شود. يك روز جرياني به نام اصلاحات فضاي دو قطبي را عامل حيات بخش خويش ميپنداشت و امروز جرياني ديگر با به انحراف كشاندن انديشههاي پاك وفاداران به انقلاب و رهبري تلاش دارد با دو قطبي كردن جامعه و ايجاد تفرقه، فضاي مشوشي را در جامعه حاكم نمايند. اين رفتار در دوران حكومت اميرالمؤمنين علي (ع) نيز وجود داشت و از سخنان آن بزرگوار ميتوان به عمق چنين رفتاري پي برد. آنجا كه ميفرمايند: كاري كه پيش آمده از جاهليت است. شورشيان يار و ياور دارند، اگر براي كيفر دادنشان حركتي آغاز شود، مردم به چند دسته تقسيم ميشوند: گروهي خواستههاي شما را دارند وعدهاي بر خلاف شما فكر ميكنند و گروهي نه اين را ميپسندند و نه آن را.
پس صبر كنيد تا مردم آرام شوند و دلهاي مضطرب در جاي خود قرار گيرد و حقوق از دست رفته با مدارا گرفته شود. اكنون مرا آسوده گذاريد و در انتظار فرمان من باشيد، كاري نكنيد كه قدرت ما را تضعيف كنند و اقتدار امت ما را متزلزل سازد و سستي و زبوني به بار آورد. اين جريان سياسي را تا ميتوانم مهار ميكنم، اما اگر راه چارهاي نيابم با آنان ميجنگم كه سرانجام درمان، داغ كردن است.
كدام عقل سليم است كه پندارد اين سخنان تنها نسخه نجات بخشي براي حكومت آن حضرت بوده است؟ بر كسي پوشيده نيست كه اين سخنان در واقع گوياي آن است كه اميرالمؤمنين (ع) راهكار اداره جامعه را در شرايط مختلف براي حاكم اسلامي ترسيم كرده است. رفتاري كه رهبر معظم، انقلاب امام خامنهاي عزيز، در جريان فتنه انجام دادند، از همان جنس رفتاري بود كه اميرالمؤمنين علي (ع) خود در زمان حكومت پربركتشان انجام دادند و حاكمان را بدان توصيه ميفرمودند. تدبير رهبري در شرايط حاضر براي جلوگيري از فضاي به دور از تنش و سوق دادن جامعه به سمت جامعهاي آرام و عاري از اضطراب به ويژه در توصيه به سران قوا و مسئولان، همان سفارشي است كه اميرالمؤمنين علي (ع) به آن تأكيد داشتند. قطعاً در چنين فضايي است كه ميتوان تضعيفكنندگان اقتدار حكومت را رسوا كرد و حق را از باطل بازشناخت و راه صحيح را پيش روي ملت قرار دارد.
پي نوشت:
۱- نهجالبلاغه، خطبه ۱۶۸
۲- نهجالبلاغه، خطبه ۱۶۹