بينتيجه بودن فتنه ۱۳۸۸ و هدر رفتن پولهاي آن در اين مسير، زخم آنان را عميقتر كرده است. استقبال بينظير مردمي از مقام معظم رهبري در قم و كرمانشاه نفس آنان را به شماره انداخته است و قيام والاستريت موريانه را به درون خانه آنان وارد كرده است. اكنون براي ادامه حيات و حفظ پرستيژ۱۵۰ ساله بايد به چه كاري دست بزنند؟ فشار بر نظام جمهوري اسلامي ايران را به صورت همزمان و با عصبانيت در سه ضلع شروع كردهاند. همزماني اين حركت سهضلعي نشان ميدهد كه آنان درصدد جبران بخشي از حقارت خويش هستند. بنابراين همه توان، ديپلماسي رسانهاي و حتي نظامي خود را به رخ ميكشند.
گزارش احمد شهيد،گزارش آمانو از پرونده هستهاي، سناريوي ترور سفير عربستان حلقههاي به هم پيوستهاي هستند كه توسط امريكا، فرانسه، انگليس، صهيونيسم بينالملل و ارتجاع منطقه دنبال ميشود. اگرچه فشار غرب در اين باره مسئلهاي است راهبردي اما در حال حاضر ميتوان به ابعاد ديگر آن نيز توجه كرد. تأمل در ماجرا از آنجا آغاز ميشود كه همزمان با طراحي سناريوهاي فوق الذكر نامههاي ۱۴۳ نفري و اخيراً نامه ۳۶ نفر از زندانيان امنيتي را ميبينيم. كساني كه درون زندان هستند (۳۶ نفر) چگونه نامهنگاري ميكنند؟ چگونه همديگر را پيدا ميكنند؟ و چطور نامه خود را به رسانهها ميرسانند؟ قطعاً دستگاههاي مسئول در نظام از آن مطلع هستند اما خود اين مسئله به عنوان نمادي از آزادي در جمهوري اسلامي ايران توسط مجامع به اصطلاح حقوق بشر ديده نميشود.
زندانيان كدام كشور به اندازه زندانيان ايران آزاد هستند؟ بنابراين پيوند شوم جهان كفر و بربريت اكنون با اصحاب فتنه برقرار شده است تا همانند لبههاي قيچي عليه نظام جمهوري اسلامي عمل نمايند.
اگر خاستگاه خارجي فشار غرب بر ايران، التيام زخم صهيونيستها و قيام وال استريت و شكست در عراق است، خاستگاه داخلي آن چه ميتواند باشد؟ باور كنيد اگر نظام جمهوري اسلامي ايران اصحاب فتنه را واجد صلاحيت براي حضور در انتخابات مجلس اعلام كند،حتي گزارش آمانو به صورتي ديگر خواهد بود، فشار غرب براي ايجاد فرصت جديد جهت اصحاب فتنه است و بدين صورت غرب حمايت خود را عريان و علني كرده است و به قول خانم كلينتون صرفاً براي پيشگيري از فشار نظام بر جنبش سبز آن را تاكنون علني نكرده بودند. اكنون ماجرا علني است و داخل و خارج به هم پيوند خوردهاند و ماشين فشار غرب اكنون جاده صافكن انتخاباتي اصحاب فتنه شده است.
صدور نامه ۳۶ نفر زنداني همزمان با قرائت گزارش آمانو و احمد شهيد و محتواي آن كه مدعي هستند انعطافي از طرف نظام براي حضور ما در انتخابات مشاهده نميشود، نشان از فشار و همسويي آنان بر انتخابات آتي است.
فرصتي كه در اين ميان توليد ميشود، حقانيت نظام براي امريكايي – صهيونيستي خواندن فتنه ۱۳۸۸ است. اكنون نظام ميتواند حقانيت خود را بهتر ثابت كند و جريان فتنه را به عنوان سربازان اجرايي اوباما در ايران معرفي كند چرا كه آتشتهيه آنان به صورت همزمان از يك فرماندهي مشترك كنترل و انجام ميشود.
نكته ديگري كه در اين ميان نبايد مورد غفلت قرار گيرد، هوشمندي نظام در ندادن اجازه ورود احمد شهيد به ايران بود، چرا كه پوشه وي از اول آماده بود و حضور در ايران فقط براي مشروعيتسازي ميداني و اعتمادسازي در ديپلماسي عمومي بود. اكنون گزارشهاي اصحاب فتنه از زندان نيز براي احمد شهيد صادر ميشود لذا نظام زحمت ايشان را براي سفر كم نمود و اصحاب فتنه خود اعضاي تيمي هستند كه امريكا براي بررسي حقوق بشر در ايران برگزيده است. اين پيوند شوم قطعاً به قهقراي فتنه كمك بيشتري خواهد كرد و ملت استكبار ستيزايران در همين صحنهها خود را پيدا ميكند و سابقه تمدني و استقلال خواهي خود را در همين ميدان محك ميزند. اين هم بگذرد چرا كه هيچ كس به خاطر همراهي با بيگانه در طول تاريخ ايران ستوده نشده است. اين ماجرا نيز تكرار تاريخ است.