کد خبر: 453098
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
روز گذشته ديكتاتور ليبي كه بيش از چهار دهه با زور سرنيزه و در سايه حمايت‌هاي دولت‌هاي غربي، حكومت‌ خود را استوار كرده بود، به طور مخفيانه در مكاني نامعلوم در بيابان‌هاي تفتيده و سرزمين‌ خشك ليبي به خاك سپرده شد، بدون آنكه حتي نزديكان او از سرنوشت دفنش اطلاع يافته باشند. گذشته از چگونگي مرگ قذافي كه بسياري از شواهد حكايت از دست داشتن دولت‌هاي غربي در مرگ وي دارد، شاهدان عيني روز‌هاي پاياني عمر قذافي را وخيم گزارش مي‌دهند. به‌طوري كه مي‌گويند اين ديكتاتور نيز همچون صدام، ديكتاتور معدوم عراق، براي تأمين معاش روزانه خود متوسل به افراد بومي شده بود تا تكه نان خشكي بتواند از او سد‌جوع كرده باشد.
در چرايي سرنوشت قذافي دلايل مختلفي وجود دارد كه از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
۱- قذافي در طول حيات سياسي خود دو شخصيت كاملاً متفاوت از خويش به نمايش گذاشت. نداشتن انعطاف در مقابل خواسته‌هاي مشروع مردم و كرنش در مقابل غرب، شخصيتي دوگانه بود كه اين ديكتاتور همواره از آن بهره مي‌جست. سلب حقوق قانوني مردم و توسل به خشونت از ويژگي‌هاي فردي قذافي در مواجهه با ملت ليبي بود. شايد قذافي در روز مشخصي از سال با لباس مبدل قبيله‌اي در منظر افكار عمومي حاضر مي‌شد تا به ظاهر نشان دهد او در كنار ملتش قرار دارد ولي ملت ليبي مي‌ديدند كه حاكم آنها هيچ حقي براي حيات سياسي- اجتماعي‌شان قائل نيست و همواره ابزار خشونت و زور‌ بر سر آنها سنگيني مي‌كند.
روي ديگر اين سكه كرنش اين ديكتاتور در مقابل قدرت‌ها و دولت‌هاي غربي بود، آنگونه كه ليبي حياط خلوت دولت‌هاي ايتاليايي، فرانسوي، انگليسي و صهيونيست‌ها بود و امريكايي‌ها نيز در بستر مبادلات تجاري و نفتي بيشترين بهره را از نزديكي با قذافي مي‌بردند.
ناپديد‌شدن امام موسي‌صدر كه با سناريوي طراحي شده صهيونيست‌ها و امريكايي‌ها و اقدام قذافي انجام شد، مصداق بارز كرنش اين ديكتاتور در مقابل قدرت‌ها و دولت‌هاي غربي بود.
۲- فساد مالي و اخلاقي دستگاه حاكم و در رأس آن فساد شخص قذافي يكي از بزرگترين دلايل رويگرداني مردم از قذافي و تلاش براي سرنگوني حكومت او بود. اينكه حاكمي حرمسرا‌ي۴۰۰ نفره را براي خويش تدارك ديده باشد و حتي محافظين شخصي‌اش را از جنس اناث قرار دهد، اوج فساد اخلاقي يك حاكم را نشان مي‌دهد. اين رفتار‌ها هيچ‌گاه از منظر مردم دور نخواهد بود و كمترين اقدام در اين رابطه، در افكار عمومي ايجاد حساسيت خواهد كرد، نزديكي قذافي به برخي دولت‌هاي غربي از جمله ايتاليا نيز به جهت زيست مشتركي است كه اين دو رئيس كشور همواره رفتار خود را براساس آن تنظيم كرده بودند. برلوسكني با فساد اخلاقي البته بدون داير كردن حرمسرا‌هاي هزينه‌بر همان رفتاري را انجام مي‌دهد كه قذافي در بستر ايجاد حرمسرا انجام مي‌دهد. طبيعي است در چنين شرايطي چيزي جز سقوط و نيستي حاصل انسان نخواهد شد به ويژه آنكه سرنوشت ملتي به دست او سپرده شده باشد.
۳- در طول چهار دهه، گردش نخبگان هيچ‌گاه در جامعه ليبي معنا نداشته است. حكومت عملاً در دست عده معدودي قرار داشت. قانون اساسي به گونه‌اي‌ مورد سوء‌استفاده قرار مي‌گرفت كه بتواند بقاي حكومت را براي قذافي و خاندان او تأمين كند و اين روشي است كه در تمام حكومت‌هاي غير‌منتخب پادشاهي، اعم از عربستان و امير‌نشين‌هاي خليج‌فارس و ديكتاتور‌هاي منطقه انجام مي‌شود و قطعاً تمام آنها محكوم به سرنوشت قذافي، مبارك و... خواهند شد. در جامعه‌اي كه نخبه جايگاهي براي آينده خويش متصور نيست، طبعاً يا انگيزه پيشرفت از او سلب مي‌شود يا براي رسيدن به مطلوب خود، در مقابل جامعه بسته‌اي كه يك ديكتاتور يا خانواده او حكومت مي‌كند، مي‌ايستد. اين آن چيزي است كه در ليبي، مصر و ... شاهد آن بوديم.
۴- رهبر يك جامعه بايد دربردارنده ويژگي‌هايي باشد كه قاطبه مردم همچون شمع بر گرد او بچرخند. در جوامع غربي اين ويژگي با لفظ «رهبر فرهمند» و در جامعه اسلامي با عنوان «پيشوا و امام» كه همه نگاه‌ها به سمت او دوخته شده است، شناخته مي‌شود. قذافي نه يك رهبر فرهمند از نوع غربي آن همچون فيدل كاسترو بود كه داراي محبوبيتي در بين مردم باشد و نه خصيصه‌اي از رهبري جامعه اسلامي را به همراه داشت. او تنها عنوان رهبر ليبي را يدك مي‌كشيد بدون آنكه هيچ پشتوانه مردمي داشته باشد.
رهبر يك جامعه با مردمي كه از او و آرمان‌هايش دفاع مي‌كنند، شناخته مي‌شود. امام عظيم‌الشأن (ره) وقتي آرمان‌‌هاي نظام ايده‌آل خود را معرفي كرد، همه مردم با رأي ۹۹ درصدي به او و آرمان‌‌هاي مقدسش رأي مثبت دادند و تا پايان عمر با بركت حضرتش، خود را موظف به نگهباني از اين آرمان‌ها دانستند و پس از آن نيز در زير پرچم خلف شايسته او حضرت امام خامنه‌اي از نظام برقرار نموده خميني كبير دفاع كردند. امام ما وقتي با دلي آرام و قلبي مطمئن به پيشگاه معبود خويش شتافت، يكپارچه ملتي را براي تشييع خويش بسيج كرد و پيكر مطهرش در مكاني قرار گرفت كه امروز ميعاد‌گاه عاشقاني است كه با عطر خميني كبير كالبد وجودي‌شان جلا مي‌يابد و اين محصول نظام‌هاي مردمي است.
در نظام‌هاي مردم‌سالار، ملت يا يك امت جايگاه اصلي را دارند و با همين رويكرد است كه امام خامنه‌اي عزيز در ديدار با مردم كرمانشاه نقش مردم را در استقرار و بقاي حكومت بي‌بديل معرفي كردند. گذشتن از خويش از ويژگي‌هاي رهبران الهي است كه رهبران جمهوري اسلامي داراي اين ويژگي‌ برجسته بوده و هستند. از آن سو منيت‌ها، رفتار‌هاي ديكتاتور منشي و فساد‌آلود در برخي رهبران عربي، سرمنشأ سقوط آنها شده است، آنگونه كه امروز مي‌بينيم رهبر ديكتاتور ليبي را مخفيانه در بياباني دفن مي‌كنند بدون آنكه ملتي چشم‌ انتظار او باشند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار