اینکه دشمن ادعا میکند سفیر عربستان را ما ترور کردهایم، این نیز اگر چه یک دروغ مضحک و لاف گزاف هالیوودی است، اما در شمار جنگ روانی تعریف میشود.
با این همه و به خصوص بعد از فتنه ۸۸ عدهای از دوستان انقلاب اسلامی به این نتیجه رسیدهاند، وقتی امریکا دارد حرف مفت میزند، رعایت آداب دیپلماسی در پاسخ اراجیف دشمن، خیلی جواب نمیدهد و چندان منطقی به نظر نمیرسد. البته بدیهی است مسئولان امور امنیتی کشور نظیر وزیر اطلاعات یا مسئولان امور دیپلماسی کشور مثل وزیر خارجه، وقتی در مقام پاسخ به اباطیل دشمن برمیآیند، باید خیلی چیزها را مراعات کنند که میکنند. همه دیدند که پاسخ آقایان مصلحی و صالحی به ادعای بیخود دشمن، چقدر منطقی و حقوقی و حکیمانه بود، اما آیا لزومی دارد که همه سربازان انقلاب اسلامی این چنین سخن بگویند و فقط در چارچوب عرف دیپلماسی حرف بزنند؟! آیا دروغ شاخ دار امریکا درباره ترور سفیر عربستان، در چارچوب موازین دیپلماسی تعریف میشد؟! نکته اینجاست که اگر مسئولان اطلاعاتی و سیاست خارجی دشمن به هیچ کدام از بدیهیترین اصول دیپلماسی پایبندی نشان نمیدهند، آیا درست است که ما علاوه بر وزرای اطلاعات و امور خارجه، از همگان استدعا کنیم که هنگام پاسخ دادن به دشمن، مراقب موازین دیپلماتیک باشند؟!
اگر ما میخواستیم اینقدر مثلاً خط کشی شده و مثلاً مرتب سخن بگوییم و دقیقاً طبق اصول حاکم بر نظام جهان سرمایهداری رفتار و گفتار کنیم، اولین کاری که نباید میکردیم خود «انقلاب اسلامی» بود و مهمترین شعاری که نباید سرمی دادیم «مرگ بر امریکا» بود. از یاد نبریم؛ «امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند»، جمله فلان فعال سیاسی یا بهمان عمار دوران نیست، جمله زیبا و دشمن شکن امام خمینی است که شاید خیلی هم منطبق با اصول دیپلماسی نباشد. اگر این است امریکا و اگر این است اراجیف دشمنان جمهوری اسلامی، گاه هست که با دشمن دقیقاً باید با ادبیات خودش سخن گفت. از همین زاویه، وقتی رهبر انقلاب اسلامی که در دشمنشکنی، برای دوست و دشمن، یادآور امام خمینی است، گاه دشمن را مطابق با آنچه لایقش است مورد شماتت قرار میدهند و میگویند که مثل سگ دروغ میگویند این صهیونیست ها. ما فرزندان انقلاب اسلامی نیز اگر میخواستیم ببینیم هر حرفی که علیه دشمن میزنیم، چه هزینهای دارد و چه کسی را ناراحت و چه کسی را مسرور میکند، اصلاً فرزند انقلاب اسلامی نبودیم! اگر آقایان مصلحی و صالحی به درستی و به خاطر جایگاه حقوقیشان، علیه دشمن، مواضعی در منظومه اصول دیپلماسی اتخاذ میکنند، همان قدر درست، بجا و منطقی است که دیگر سربازان انقلاب اسلامی، در منظومه جنگ روانی، علیه دشمن موضع میگیرند و این دو اتفاقاً در کنار هم درست است. در شرایطی که دشمنان ما اینقدر دروغگو و گستاخند، چه اشکالی دارد که یکی از سربازان انقلاب اسلامی در عالم جنگ روانی با روباه پیر، اعلام کند که گردانهای عاشورا و الزهرا این آمادگی را دارند که به عنوان نیروهای پاسدار صلح، عازم لندن شوند؟! یا چه اشکالی دارد که بسیج جامعه پزشکی بگوید ما آمادهایم مجروحین جنبش تسخیر والاستریت و خروش دنیا علیه نظام سرمایهداری را در ایران مداوا کنیم؟! یا چه اشکالی دارد آن دیگری و باز هم در عالم جنگ روانی با دشمن اعلام کند که اصلاً سفیر عربستان کیست، - تو بخوان خرکیست؟!- و چه شأنی دارد که ما بخواهیم او را بزنیم؟! جمهوری اسلامی آنقدر بزرگ است که بخشی از خاک امریکا را اول انقلاب به تسخیر خود درآورد و هنوز هم به امریکا پس نداده. ما در وهله اول از ترور متنفریم و خود قربانی تروریسم هستیم، لیکن در وهلهای دیگر، اصولاً آدمی از جنس سفیر عربستان، خیلی نازلتر از سطح و عمق دعوای ما با دشمن است.
در شرایطی که گریبان کاخ سفید در منطقه خاور میانه و امروز دیگر در همه جای دنیا، در دست رشید و توانمند انقلاب اسلامی است، اشکالی دارد که یکی از سربازان انقلاب اسلامی بگوید؛ سفیر عربستان دیگر کیست؟! معالاسف، آنکه در مقام نقد چنین اظهار نظرهایی که در عالم جنگ روانی خالی از اشکال است، بلند شده، گاه میبینیم که رسانه ملی خودمان است! نقدشان هم این است که چرا دوستان متوجه هزینه سخنان خود نیستند! اگر ما به این معنی میخواستیم اهل محاسبه سود و زیان و برآورد هزینه باشیم، اصولاً نباید انقلاب میکردیم و نباید علیه شرق و غرب بلند میشدیم. وقتی دشمن با ما از در جنگ روانی بلند شده، لااقل آن دسته از ما نيز که نه وزیر خارجهایم و نه وزیر اطلاعات، میتوانیم و این حق برایمان محفوظ است که با دشمن در زمین جنگ روانی بازی کنیم و خرد کنیم اعصابش را. جالب اینجاست؛ سخنانی که دل دوستان انقلاب را خنک میکند و دل دشمن را به درد میآورد، به فلان بخش از رسانه ملی ما گران آمده! من ماندهام؛ کسانی با چنین نگرش، چرا کارمند صدا و سیما شدهاند و مثلاً کارمند وزارت خارجه نشدهاند؟! نخیر! ما آن زمان که قرار است حال دشمن را در عرصه جنگ روانی بگیریم، حتماً از صدا و سیما اجازه نمیگیریم! معلم ادبیات دشمن شکن ما خمينی و خامنهای هستند.
با این حساب چه ضرورتی دارد که مجریان صدا و سیما درباره همه چیز اظهار نظر کنند؟! هیچ کدام از مواضع قشنگ سربازان راستین انقلاب اسلامی درباره ترور سفیر ملک عبدالله پیر و خرفت، تندتر و محکم تر از شعار «مرگ بر امریکا» که نیست؟! ما که هزینه این شعار را پرداختهایم، برایمان از کدام هزینه سخن میگویید؟! ما بیش از آنکه کارمند ادارههای جمهوری اسلامی باشیم، فرزند ارادههای انقلاب اسلامی هستیم. به ما رسانه ملی خط نمیدهد. «امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند»، خط میدهد.