
در یکی از سریال هایی که از سیمای جمهوری اسلامی به مناسبت ماه مبارک رمضان پخش می شود، شیطان به عنوان راوی داستان آدم ها را به چهار دسته تقسیم کرد. یکی افراد ظاهر و باطن خوبی دارند، یکی افرادی که ظاهر و باطن بدی دارند و سومی کسانی که ظاهر بد و باطن خوب دارند و دسته چهارم کسانی که ظاهر خوب و باطن بد دارند و القصه که ابلیس پر تبلیس گروه آخر را بیشتر از سایرین می پسندد.
مساله ای که بهانه نگارش این سطور شد، ارتباط بین شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام و نفاق است که زمینه ساز حضور پررنگ تر شیطان در شکل گیری روابط اجتماعی است. اگر چه به باور ما شیعیان، امام علی(ع) شهید تحجر و جزمگرایی است، اما اگر دقیق تر بنگریم خواهیم دید که این جزمیت در قالب تعصب کور خون مولود کعبه را به محراب مسجد کوفه ریخت.
رسوخ و گسترش خصلت دورویی و تزویر در روابط اجتماعی دنیای امروز ما در حالی شدت گرفته که ایرانیان همواره به پیشینه اخلاق گرای خود می بالند. البته شیوه مدیریت این روابط در روزگار به اصطلاح گذار جوامع از سنتی به مدرنیته لباس فاخر ارزشی پوشانده است. از آن جمله توجه به ابعاد ظاهری و ظاهر سازی در امور است.
خطرناکترین گروه نابهنجار در هر جامعه ای نه متحجران و یا هتاکی کنندگان، بلکه افراد منافق و دورو هستند که با ظاهر فریب دهنده خود، حقیقت را باطل جلوه می دهند و فرق افراد حق گو را با شمشیر نفاق خود می شکافند.