
يكي از آسيبهاي جدي عرصه انتخابات در ايران اسلامي، رقابت زودهنگام گروهها و جريانات براي تشكيل جبههها و ائتلافها و غلبه سهمخواهيها بر ديگر مؤلفههاي اساسي عرصه انتخابات است. مثلاً در شرايطي كه فضاي سياسي كشور از تبعات فتنه بعد از انتخابات دهم رياستجمهوري رنج ميبرد يا اينكه عملكرد جريان انحرافي هزينههاي زيادي را بر نظام تحميل كرده است، به نظر ميآيد مهمترين اولويت گروهها و جريانهاي دلسوز نظام تلاش براي ترميم آسيبهاي فضاي سياسي كشور و گفتمانسازي مناسب در آستانه انتخابات نهم مجلس براي شكلگيري مجلسي كارآمد و توانمند براي ارتقاي جايگاه نظام اسلامي باشد.
تأكيد بر اين مهم البته به معني ناديدهگرفتن تلاش گروهها و جريانها براي طراحي آرايش مناسب در آستانه انتخابات نيست چرا كه به دليل حساسيتهاي فضاي سياسي و اجتماعي كشور، انتخابات نهم مجلس در فضايي متفاوت و احتمالاً چندقطبي شكل خواهد گرفت كه البته سهم هر يك از گروهها و جريانها متناسب با ظرفيتهاي گفتماني و پايگاههاي اجتماعي است كه آنها طي ماههاي گذشته و آينده، قادر به توليد آن هستند.
مقام معظم رهبري در ديدار اخير خود با كارگزاران نظام، به درستي با شناخت دقيق از نيازهاي كنوني نظام اسلامي، با بيان دقيق نقاط قوت و آسيبهاي نظام كوشيدهاند تا بستري منطقي براي تلاش و رقابت فعالان سياسي ايجاد كرده و زمينه تقويت باورهاي اجتماعي و دلبستگي تودههاي اجتماعي را به نظام فراهم آورند.
اما با گذشت بيش از يك هفته از انتشار متن كامل اين سخنان، رسانهها (حتي رسانههاي اصولگرا) با انعكاس محدود خبري اهتمام اصلي خود را بر پر كردن فضاي سياسي به تداوم رقابتها ميان جريانهاي مختلف يا رقابت طيفهاي مختلف اصولگرا براي تعيين سهم در الگوي ۸+۷ يا نظاير آن اختصاص دادند و جريانهاي رقيب نيز با بزرگنمايي يا نقد مواضع فعالان اين جريان تلاش كردند تا با القاي عدمحصول توافق و انسجام در جريان اصولگرايي، به نوعي با قدرتطلب نشان دادن طيفهاي مختلف اصولگرا، اين جريان را نسبت به آسيبها و نيازهاي اصلي جامعه بيتفاوت نشان دهند.
به نظر ميآيد در كنار گفتوگوها و تلاشهاي معطوف به انسجام و وحدت كه البته بايد فارغ از فضاسازي رسانهاي و قرار گرفتن در كوران عمليات رواني جريانهاي رقيب، صورت گيرد تا انسجام مورد نياز تحقق يابد، بايد رقابتهاي اصلي ميان طيفهاي مختلف جريانهاي اصولگرا با توجه به اقدامات و فضاسازيهاي جريانهاي رقيب (مدعيان اصلاحطلبي، جريان انحرافي و جريان معطوف به آقاي هاشمي كه كمكم در حال ظهور به عنوان يك رقيب اصلي در عرصه انتخابات است)، راهبردهاي اصلي تبليغي اصولگرايان بايد معطوف به مؤلفههاي زير باشد:
۱- تلاش براي تبيين مفاد منشور اصولگرايي و اصلاح و تكميل آن با توجه به سكوت آن نسبت به راهبردهاي نظام در مقابله با تهديدات دشمنان بيروني
۲- تلاش براي پالايش گفتمان اصولگرايي از آلايههاي عملكرد جريان انحرافي در ماههاي اخير
۳- تشكيل نشستها و پنلهاي تخصصي نخبگي براي تبيين نقاط قوت و ريشهيابي ضعفها و آسيبهاي نظام كه در فرمايشات مقام معظم رهبري مورد اشاره قرار گرفته يا بايد تكميل شود.
۴- مرزبندي روشن با عوامل و سران فتنه و جريان انحرافي و به ويژه خواص مردود كه طي سالهاي اخير، همواره پاشنهآشيل جريان اصولگرايي بوده و نقش اصلي در عدمهمگراييها داشته است.
۵- توجه به جريانهاي اجتماعي و تلاش براي گسترش حوزه نفوذ در بخشهاي اجتماعي بهجاي تمركز در حوزه نخبگي.