
برخی مدیران شهرداری پایتخت، انتقادها به برخی معایب و نقایص موجود در تونل توحید را حسادت منتقدان به قدرت و قوت خدمترسانی شهرداری تحلیل کردهاند!
یکی از این مدیران طی یادداشتی نوشته است: «وقتی تونل رسالت چند شهردار عوض میکند و در زمان شهرداری قالیباف و با یک اقدام ضربتی به افتتاح میرسد برخی از عزیزان حسود میگفتند ایشان کار خاصی نکردند و اقدامات قبلی را فقط کامل کردند. وقتی کارگاه تونل توحید تجهیز و روزشمار آن به سبک محمد باقر قالیباف روشن شد، برادران حسود هیچ وقت فکر نمیکردند تونل توحید سر موعد مقرر افتتاح شود. این تونل که کلنگ احداث آن در سال ۱۳۸۶ توسط شهردار تهران به زمین زده شد در رکوردی بیسابقه طی ۳۰ ماه به پایان رسید».
البته در این که حسادت یکی از رفتارهای نابهنجار مد شده در جامعه ماست و ریشه رفتارهای نابهنجار و ضدارزش دیگری همچون غیبت، تهمت، دروغ، زیرآبزنی، تمسخر، تحقیر، کینه و دشمنی است تردید نداریم اما این مشی هم که با بستن انگ حسادت به انتقادها و زدن برچسب «حسود» به فرد منتقد، بخواهیم زبان منتقد را کند کنیم و یا راه انتقاد را ببندیم رفتاری ناشایست است.
متأسفانه استفاده از شگردهای مغالطهآميز در بين برخی مدیران دولتی و غیردولتی برای مسدود کردن مسیر انتقاد یک شیوه متداول است که برخی مسئولان با توسل به این شگردها دو هدف را پیگیری میکنند: نخست، سرپوش گذاشتن بر عیب مورد نقد قرار گرفته و دوم، وارد ساختن شوک تبلیغاتی و روانی به فرد منتقد برای کوتاه آمدن از ادامه نقد. فرد منتقد زمانی که با پاسخهایی نظیر «این حرفها بوی توطئه میدهد»، «این انتقادها برای تخریب است» و «چون خودشان نمیتوانند کاری انجام دهند از سر حسادت به ما حمله میکنند» از سوی نهادها و سازمانهای مورد انتقاد قرارگرفته روبهرو میشود، بر حسب تیپ شخصیتی و افکار خود ممکن است چند شیوه را در پیش بگیرد.
یک: از ترس بیشتر متهم نشدن، سکوت پیشه کند و دم فروبندد.
دو: تمرکز خود را از دست بدهد، احساساتش بر عقلانیتش غلبه پیدا کند و برای اثبات حقانیت انتقاد خود شیوههای ناصواب را در پیش بگیرد.
سه: بر همان منوال آغازین، نقد خود را منطقی و عقلانی تا حصول نتیجه ادامه دهد که افراد انگشتشماری میتوانند به این سبک متعهد بمانند.
به هر رو، نه تنها شهرداری پایتخت که تمام نهادها و سازمانها در کنار نقاط قوت خود، دارای ایرادات و نقایصی هستند که اصلاح آنها ضروری است.
راهحل برطرف کردن ضعفها و کاستیها، جبههگیری اتهامزنانه در برابر منتقدان نیست، بلکه باید در برابر منتقد، متواضع و فروتن بود و از او به خاطر یادآوری ضعفها به ما قدردانی کرد. اگر منتقدی نباشد که عیب ما را گوشزد کند، روزی همین عیب، چاه ویلمان میشود و با سر در آن میافتیم. دنیا بیحضور منتقدان، دنیایی یکنواخت، پر از تملق و خستهکننده است.