
یادش بخیر نباشد(!) در محله ما مردی زندگی میکرد که هیبتی ترسناک و اخلاقی تند داشت. این فرد، محله را قرق کرده بود و چهها که نمیکرد. پسر ۱۵ سالهای داشت که با همه بچههای محل دعوا راه میانداخت و همه را کتک میزد، اما پدر قلدرمآبش، برای اخاذی از اهالی محل، پسرک را کتک میزد- تا اینگونه جلوه دهد که کتک خورده- و بیدرنگ از خانوادهای که فرزندشان کتک خورده بود، شکایت میکرد! دست پسرک را میگرفت و با مراجعه به پزشکی قانونی برایش طول درمان میگرفت و این حکایت همچنان باقی بود. این خانواده معلومالحال، کتک میزدند، هرجا دستشان میرسید از خانههای اهالی دزدی میکردند، بعد هم شکایت میکردند و دیه هم میگرفتند.
این ماجرا حکایت فرقه زمینخوارانی است که این روزها دمشان لای قیچی استانداری گیر کرده و صدای «خرچ خرچ» قیچی شدن آن بلند شده است. با آنکه قلدری کردهاند، زمینهای مردم را بالا کشیدهاند، به بیتالمال دستدرازی کردهاند و خیلی «چههای دیگر» را مرتکب شدهاند، اما امروز که به تله افتادهاند، دست پیش را گرفتهاند تا پس نیفتند.
این زمینخواران که زمینهای دامنه البرز و بسیاری نقاط خوش آب و هوای دیگر را قرق کردهاند- بخوانید بالا کشیدهاند- و ویلاهای آنچنانی ساختهاند و علاوه بر اکوزیست منطقه، سلامت شهروندان را نیز به خطر انداختهاند از مسئولانی که پیگیر بازپسگیری زمینهای غصب شده هستند شکایت کردهاند!
در طول ۱۰ سال اخیر، آراي صادره لازمالاجرای مراجع قضايي در مورد رفع آثار تصرفات و اعاده به وضع سابق و آزادسازی اراضی و منابع ملی در مناطق مختلف پایتخت متأسفانه بنا به دلایل عدیده، اجرا نشده است و اکنون که مسئولان بر کوتاه کردن دست این متجاوزان همت گماشتهاند، زمینخواران با طرح شکایت علیه این مدیران، در پی دور زدن قانون و شکستن اراده مقابله با زمینخواری هستند.
اینجاست که یاد جمله کلیدی «وقاحت هم حدی دارد» میافتیم. حال سؤال این است که با این وقاحت بیحد و حصر چه باید کرد؟ بدون شک، افکار عمومی و اقشار گوناگون جامعه خواهان برخورد جدی با این فرصتطلبان هستند و مسئولان نباید ذرهای نسبت به ادامه مبارزه با این فرقه اهل «بالابکش و بخور» دچار تردید شوند.