
اين روزها تلويزيون بر حاشيههاي بيانتهاي فوتبال ايران هر روز چيز تازهاي اضافه ميكند،بحث شوخي با ستارگان قديم و جديد فوتبال امروز تبديل به بزرگترين دغدغه اهالي توپ گرد و مستطيل سبز شده تا جايي كه هر آن انتظار ميرود كار به شكايت و دادگاه و محكوميت كشيده شود.
اين دعوا كه يك سر آن رسانه ملي و طرف ديگر آن برخي بزرگان فوتبال هستند هنوز به سرانجام نرسيده بود كه صبح جمعه اتفاقي بسيار تلخ، زشت و ناپسند در رسانه ملي رخ داد. اتفاقي كه دل هر هوادار و علاقهمند به فوتبال را سوزاند و همه را وادار كرد كه انگشت تعجب به دهان بگيرند و آه حسرت سر دهند.
سالهاست كه شبكه ۳ سيما با برنامه ۹۰ هر هفته مخاطبان زيادي را پاي گيرندههاي خود ميخكوب ميكند برنامهاي كه در ابتدا و شروع به كار تنها به بحثهاي فني فوتبال ميپرداخت و در همان سالها هم مخاطبان خاص خود را جلب كرد اما ۹۰ رفته رفته به حاشيه رفت و بيشتر از مسائل فني پي دعواها، درگيريها و اتفاقات ريز و درشت كنار زمين مسابقه را گرفت تا مخاطب بيشتري را جذب كند كه البته موفق هم شد و حالا ديگر ۹۰ با عادل فردوسيپور خود حاشيهاي است بر اين فوتبال پر حاشيه بيمحتوا.
كار ۹۰ كه بالا گرفت جهانگير كوثري در شبكه ۲ تصميم به رقابت با اين برنامه را گرفت و هر چند گهگاهي موفق به حاشيهسازي ميشد اما نتوانست به رقابت با برنامه عادل فردوسيپور راه به جايي ببرد، حتي تغيير زمان پخش برنامه از جمعه به شنبه هم مؤثر واقع نشد تا ۹۰ همچنان پرحاشيهترين برنامهورزشي تلويزيون عنوان شود.
نكته جالب در اين خصوص اينكه مسئولان صدا و سيما هيچ گاه در طول اين سالها سعي نكردند جلوي اين حاشيهسازيها و بازي با احساسات علاقهمندان به ورزش به خصوص فوتبال را بگيرند.
اين دو برنامه كم بود كه برنامه ورزش و مردم نيز به جمع آنها اضافه شد، گويي در صدا و سيما بين مجريان برنامههاي ورزشي رقابتي پنهان در گرفته براي اينكه موفقترين مجري در به حاشيه بردن فوتبال و ورزش مشخص شود.
چند سالي است كه در برنامههاي ورزشي تلويزيون باب شده كه طرفين يك دعوا را به صورت كاملاً نامساوي و ناعادلانه مقابل هم قرار ميدهند و با شيطنتي زيركانه آنها را به جان هم مياندازند و متأسفانه اهالي فوتبال در اين ميان بازي ميخورند و خوراك سناريوي مجريان اين برنامهها را تأمين ميكنند.
صبح جمعه وقتي علي فتحاللهزاده سرپرست باشگاه استقلال ميهمان برنامه ورزش و مردم بود شايد آنها كه برنامههاي اينچنيني را حرفهايتر دنبال ميكنند تصور اين را داشتند كه بهرام شفيع ميهمان ديگري هم داشته باشد، ميهماني به اسم محمد مايليكهن البته در مكان پخش برنامه و نه در استوديو بلكه به صورت تلفني.
تمام علاقهمندان به فوتبال از حاشيهها و درگيريهاي لفظي اين دو طي هفتههاي گذشته كاملاً باخبر بودند و بهرام شفيع مجري با سابقه برنامه هم اين را خوب ميدانست ولي اينكه چه لزومي داشت تا اين دو را اينگونه مقابل هم قرار داد پرسشي است كه پاسخي براي آن پيدا نشده است، پرسشي است كه چند سالي ميشود مسئولان صدا و سيما و تهيهكنندگان اين قبيل برنامههاي ورزشي از پاسخگويي به آن طفره ميروند.
همه ما به صراحت لهجه محمد مايليكهن واقفيم،همه ما ميدانيم او با كسي تعارف ندارد. همه ميدانيم علي فتحاللهزاده مرد مصاحبههاي آتشين و نطقهاي بيپايان است و شفيع هم اين را به خوبي ميدانست اما اينكه چرا جلوي رويارويي اين دو با هم را نگرفت سؤالي است كه از جمعه تاكنون پاسخي براي آن پيدا نشده است.
صبح جمعه دو ريش سفيد فوتبال ايران در برنامه بهرام شفيع چنان از خجالت هم در آمدند كه ما و همه علاقهمندان به فوتبال به جاي آن شرمنده و خجالت زده شديم. فتحاللهزاده ومايليكهن در حضور بهرام شفيع كه هدايت برنامه از دستش خارج شده بود به يك ديگر تاختند و همديگر را با الفاظ دور از ادب مخاطب قرار دادند تا ته مانده آبروي فوتبال هم پيش چشم ميليونها بيننده تلويزيوني برباد رود و خبرش بلافاصله روي خروجي سايتهاي خبري تبديل به پربينندهترين خبر شود و ركورد بازديد سايتها را بشكند.
مشكلات ريز و درشت فوتبال آنقدر زياد است كه ميتوان از آن ساعتها برنامه ساخت،سريال درست كرد و پايش نشست به خنده يا حتي گريه اما اينكه اينگونه بزرگان فوتبال را در رسانه ملي به جان هم بيندازيم كاري است كه تنها از صدا و سيماي ما برميآيد مثل خيلي از كارها كه تنها از فوتبال مثلاً حرفهاي ما سر ميزند.
اتفاقي كه صبح جمعه در برنامه ورزش و مردم روي داد اتفاقي است كه چند سالي ميشود باب شده و اوج آن درگيري لفظي سرپرست باشگاه استقلال و مدير فني پرسپوليس بود و در قديميترين برنامه ورزشي سيما با مجريگري قديميترين مجري ورزشي تلويزيون.
بهرام شفيع حالا ميتواند مدعي شودكه در شروع يازدهمين دوره ليگ برتر گوي سبقت را از عادل فردوسيپور و ۹۰ ربوده است. او كاري كرد كه فردوسيپور هنوز موفق به انجام آن نشده و جهانگير كوثري هم از ادامه آن امتناع كرد، شفيع دو بزرگ فوتبال ايران را چنان در برنامهاش تحقير كرد كه سالها زمان لازم است تا آبروي ريخته شده بازگردد كه شايد هيچ گاه بازنگردد.
صدا و سيما و برنامههاي ورزشي آن به خوبي از حواشي فوتبال استفاده ميكنند و اين فوتبال است كه به سادگي بازي آنها را ميخورد، فوتبالي كه ديگر چيزي براي از دست دادن ندارد، فوتبالي كه ته مانده آبرويش صبح جمعه در برنامه ورزش و مردم ريخت و برباد رفت.