کد خبر: 448120
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۵:۰۱
منتقداني كه هيچگاه راضي نمي‌شوند
زهرا صادقيان | معمولاً رسم بر اين است كه وقتي مربي سرشناسي پاي به ديداري ديگر مي‌گذارد، تمام هم و غم مسئولان،‌تيم‌ها و ديگر مربيان اين مي‌شود كه وي بتواند با آرامش خاطر و فراغ بال كار خود را انجام دهد، معمولاً رسم بر اين است كه ديگران مي‌آيند تا از تجربه و دانش فني مربي تازه استفاده كنند براي دانش‌اندوزي و كسب مهارت بيشتر.
خب البته اين رسم معمول دنياست اما از آنجا كه ورزش‌ ما با ورزش دنيا متفاوت است اين بابت هم با بقيه عالم تفاوت فاحشي داريم. تخريب چهره‌هاي مطرح ورزشي كاري است كه مدت‌هاست در ورزش ايران باب شده همانگونه كه علاقه‌مندان ورزش مي‌دانند استفاده از دانش روز دنيا در امر ورزش مقوله‌اي است كه ورزش قهرماني ايران سال‌هاي متمادي از آن محروم بود تا اينكه سرانجام با تلاش فراوان مسئولان رده بالاي ورزش و خرج و مخارج زياد اين مهم به حقيقت پيوست و پاي مربيان مطرح خارجي در رشته‌هاي گوناگون به ايران باز شد براي ارتقاي سطح كيفي ورزش كشور و كسب افتخارات فراوان براي ايران در ميادين مهم بين‌المللي، اما در اين ميان هستند كساني كه به رغم عدم نتيجه‌گيري‌هاي متعدد در كارنامه فني‌شان به محض ورود اين مربيان كار بلد شروع به انتقاد و ايراد عيب از نحوه كار و كارنامه اين مربيان بزرگ مي‌كنند. نگاهي به اظهار نظرهاي مختلف در خصوص كارنامه و نحوه عملكرد مربيان مطرح خارجي حاضر در ايران از سوي منتقدان شكست خورده مؤيد اين نكته است كه اين مثلاً منتقدان تنها با اهداف شخصي به ايراد سخن پرداخته و بدون مطالعه فقط و فقط قصد تخريب مربي خارجي را دارند. برخي منتقدان بدون اينكه دانش فني طرف مقابل را مورد توجه قرار دهند تنها وي را سيبل تيرهاي تند و تيز انتقادهاي خود قرار داده و جو را به گونه‌اي مسموم مي‌كنند كه مربي از همه جا بي‌خبر تا بيايد و بفهمد كه چكار بايد كند دچار چنان گردابي از حاشيه مي‌شود كه بيرون آمدن از آن كاري بسيار دشوار است.قصه تلخي است حكايت اين نحوه برخورد با بزرگان ورزش جهان و مربيان مطرحي كه با زحمت فراوان پا به ايران مي‌گذارند، قصه‌اي كه توسط كساني نوشته مي‌شود كه بارها ميدان برايشان مهيا شده و هر بار شكست خورده‌اند و چيزي براي عرضه به ورزش ندارند. آنهايي كه بلد نيستند و اما براي خود عيب و ننگ مي‌دانند كه پاي درس استاد بنشينند، آنها آموختن را براي خود كسر شأن مي‌دانند در حالي كه تنها خداي انتقاد هستند و ايراد گرفتن از كساني كه هم كارنامه موفقي دارند و هم دانش فني بالاتري نسبت به اين منتقدين كم‌خاصيت.درست سه ماه پيش بود كه خبر مذاكرات فدراسيون فوتبال با كارلوس كرش رسانه‌ايي شد. خبري كه در آن زمان جنجال‌هاي زيادي به پا كرد. زماني كه نام دستيار سابق الكس فرگوسن به عنوان گزينه طرف مذاكره فدراسيون فوتبال مطرح شد، برخي مربيان و به اصطلاح پيشكسوتان قديمي فوتبال اظهارنظرهاي جالبي را درباره كرش بر زبان آوردند و به قولي با انجام مصاحبه‌هايي سرمربي پرتغالي را با خاك يكسان كردند!البته در اين هجمه مطبوعاتي مربيان قديمي تنها نبودند و تعدادي از كارشناسان محترم داخلي هم به كمكشان آمدند تا به زعم خودشان دست در دست هم مانع از ورود اين مربي بي‌كارنامه و درجه سه اروپايي به فوتبال ايران شوند!بيكار بي‌افتخاردرمدتي كه عباس ترابيان مشغول مذاكرات نهايي با كرش بود منتقدان با تمام توان مشغول تخريب سرمربي پيشين پرتغال بودند كه البته هيچ كدام به جايي نرسيد. مسائل و نكات جالبي هم در اين بين به كرش نسبت داده مي‌شد.يكي از اين مربيان كه عنوان اسطوره را هم دارد كرش را يك مربي بيكار دانست و گفت: «اگر اين آقا بيكار نبود به ايران نمي‌آمد!»ديگري كارنامه فني‌اش را زير سؤال برد و سرمربي پرتغال در جام جهاني 2010 را در حدي ندانست كه هدايت تيم ملي ايران را بر عهده بگيرد.به نظر اين دسته چندين سال كار در تيم منچستر به عنوان دستيار اول فرگوسن، هدايت تيم ملي پرتغال در جام جهاني 2010 و از همه مهم‌تر كشف و پرورش بازيكنان نسل طلايي فوتبال پرتغال هيچ افتخار خاصي محسوب نمي‌شود.كارلوس كرش چند سال پيش به خاطر خدمات فراوانش به فوتبال پرتغال از رئيس‌جمهور اين كشور نشان افتخار هم دريافت كرده، اما كسب آن مدال هم از نظر مربيان ايراني پشيزي ارزش ندارد!با وجود تمام اين حملات، كرش بالاخره هدايت تيم ملي ايران را برعهده گرفت و دوستان منتقد يك‌شبه تغيير موضع دادند و در صف دوستان او درآمدند! اين دوستي چندان به درازا نكشيد. با معرفي كادر فني تيم ملي دور جديد حملات به سرمربي جديد تيم ملي آغاز شد.منتقدان بعد از معرفي نمازي به عنوان دستيار كرش در تيم ملي حربه جديدي براي حملات خود پيدا كردند.احتمالاً سرمربي پرتغالي تيم ملي بعد از معرفي ليست نفرات دعوت‌شده به تيم ملي دشمنان جديدي هم پيدا خواهد كرد.نكته جالب آنجاست كه در طول زمان اندكي كه از حضور كرش در ايران مي‌گذرد، هيچ كدام از سرمربيان بزرگ و بنام داخلي هيچ تمايلي براي كار كردن و همكاري به عنوان دستيار كرش را مطرح نكردند. لابد به نظر اين دوستان سطح فني و دانششان آنقدر بالاست كه نيازي به آموختن نكات فني ندارند! برخورد چندگانه با مربيان خارجي فقط به فوتبال و ماجراي اخير كرش مربوط نمي‌شود واليبالي‌ها هم به مانند فوتبال تصميم گرفته‌اند مغرورانه با سرمربي جديد خارجي تيم ملي برخورد كنند!ولاسكو در حد ما نيست!درست در همان روزهايي كه كرش هدايت تيم ملي فوتبال را بر عهده گرفت، خوليو ولاسكو هم وارد ايران شد و رسماً هدايت تيم ملي واليبال را بر عهده گرفت. سرمربي كه چندين قهرماني اروپا و نايب قهرماني المپيك را در كارنامه داشت، اما وجود اين افتخارات هم باعث نشد تا اهالي واليبال از ولاسكو انتقاد نكنند، البته منتقدان واليبال به مانند همتايان فوتبالي‌شان بي‌پروا و بي‌رحمانه به ولاسكو نتاختند بلكه قدري ملايم‌تر عليه سرمربي جديد وارد عمل شدند.تا قبل از ورود ولاسكو اين برخي از مربيان و منتقدان مصاحبه‌هاي جالبي را در مورد ولاسكو انجام دادند، البته اتهامات وارده به ولاسكو تا حدي شبيه به كرش بود!يك نفر با انتقاد از سبك مربيگري مربيان ايتاليايي و كلاً اروپاي غربي ولاسكو را براي هدايت تيم ملي گزينه مناسبي ندانست. يك نفر از اين منتقدان تا جايي پيش رفت كه ولاسكو را كلاً گزينه نامناسبي دانست و گفت: به نظر من همين سرمربيان داخلي بسيار بهتر از ولاسكو و امثال او كار مي‌كنند!البته در خوب بودن مربيان داخلي واليبال شكي نيست، اما اينكه بخواهيم پرافتخارترين مربي واليبال جهان را فقط به صرف خارجي بودنش بكوبيم و انتقاد كنيم از لحاظ حرفه‌اي و اخلاقي، درست نيست. البته ماجرا ولاسكو با مربيان وطني به اينجا ختم نشد. اين سرمربي به محض ورود به تمرينات تيم ملي سبك بدنسازي را به كلي تغيير داد و ملي‌پوشان را ملزم به شركت در كلاس زبان‌ انگليسي كرد. بعد از چند جلسه تمرين مربي جديد تيم ملي از خالي بودن سكوهاي خانه واليبال به هنگام تمرينات تيم ملي ابراز تعجب كرد و گفت: «براي من بسيار عجيب است كه مربيان ايراني هيچ تمايلي براي ديدن نوع و سبك جديد تمرينات تيم ملي ندارند. وقتي سرمربي ايتاليا بودم، 500 مربي از سراسر ايتاليا با هزينه شخصي خودشان را به تمرينات تيم ملي مي‌رساندند و تمرينات تيم را نگاه مي‌كردند، اما تعجب مي‌كنم كه در ايران با وجود اينكه امكان حضور همه مربيان در تمرينات تيم ملي فراهم است، هيچ كدام حاضر نيستند در كنار تيم حاضر باشند و در اين كلاس آموزشي رايگان شركت كنند!بايد به جناب ولاسكو گفت: هنوز خيلي مانده تا به اخلاق خاص مربيان ما عادت كنيد؛ چراكه شكر خدا در ورزش ما همه مربيان علامه دهر به حساب مي‌آيند و هيچ نيازي به يادگيري علم روز ورزش از مربي خارجي بي‌كيفيتي مثل شما ندارند!باز هم فوتبالي‌هاخوشبختانه يا متأسفانه موارد اينچنيني در فوتبال بسيار بيشتر از ساير رشته‌ها وجود دارد.به دلايل مختلف جو فوتبال به گونه‌اي است كه همه خود را صاحبنظر و صدالبته منتقد مي‌دانند. كافي است يك مربي يا سرمربي خارجي وارد فوتبال ايران شود، به محض ورودش صفحات روزنامه پر مي‌شود از مصاحبه‌هاي مختلف و جورواجور عليه اين تازه ‌وارد خارجي! در آغاز ليگ ششم وقتي مصطفي دنيزلي بعد از ناكامي محض سرخپوشان در ليگ پنجم هدايت پرسپوليس را به عهده گرفت، سرمربي ترك آن روزهاي پرسپوليس يك تيم ويرانه را از جانشينان قبلي‌اش تحويل گرفته بود، تيمي كه نه بازيكن درست و حسابي داشت و نه بودجه كافي براي خريد بازيكنان جديد، البته طبق سنت هميشگي فوتبال ايران، دنيزلي هم از حملات منتقدانش بي‌نصيب نماند و طبق معمول متهم به بي‌كارنامگي، بي‌تجربگي و خيلي مسائل ديگر شد، اما افندي قرمزها كاري كرد كارستان تيمي كه بهترين بازيكنش مهرزاد معدنچي بود! بازي‌هاي بسيار خوبي را از خود به نمايش گذاشت بردهاي پرگل، نظم تاكتيكي و تكنيكي از ويژگي‌هاي پرسپوليس ليگ ششم بود. پرسپوليس در ليگ ششم آنقدر خوب ظاهر شد كه خيلي از هواداران هنوز حسرت بازي‌هاي آن فصل پرسپوليس را مي‌خورند، البته دنيزلي با پرسپوليس در آن فصل جامي كسب نكرد اما برتري مقابل استقلال به عنوان تنها مربي خارجي پيروز دربي و بازي‌هاي زيباي پرسپوليس و كسب عنوان سومي ليگ برتر خاطراتي است كه تا سال‌ها از ياد هواداران سرخ‌ها نمي‌رود. شايد اگر نبود برخي نقايص مثل كمبود بازيكنان باتجربه و حرفه‌اي، مشكلات مالي و برخي مسائل ديگر آن فصل پرسپوليس حداقل يك جام كسب مي‌كرد. البته دنيزلي تنها يك فصل فرصت هدايت قرمزها را يافت و كارها و اقدامات شبانه‌روزي برخي از دوستان و سرمربي محبوب هواداران پرسپوليس را از ايران فراري داد.همين ماجرا دو فصل پيش براي كرانچار هم رخ داد. سرمربي كروات پرسپوليس اوايل فصل نتايج خوبي نگرفت و تا توانست با چم و خم فوتبال ايران آشنا شود، مدتي طول كشيد با بازيكناني هم كه داشت خوب نتيجه گرفته بود، اما در ماجرايي كه بيشتر به كودتا شبيه بود از پرسپوليس اخراج شد! بلافاصله راهي كشور تازه تأسيس مونته‌نگرو شد و در آنجا با عده‌اي از بازيكنان گمنام، تيم‌هاي مطرح اروپايي مثل انگليس را متوقف كرد! البته جناب كرانچار هم در زمان حضورش در پرسپوليس متهم به نداشتن كارنامه فني دانش فوتبالي شده بود.وقتي پيرمرد نابود شدشايد بدشانس‌ترين سرمربي خارجي در تاريخ فوتبال ايران توميسلا ايويچ صرب بود. مربي كه به عقيده بسياري از صاحبنظران يكي از سرشناس‌ترين مربيان خارجي فوتبال ايران بود.بعد از صعود تاريخي تيم ملي به جام جهاني 1998 فرانسه فدراسيون فوتبال تصميم گرفت يك مربي بين‌المللي را جايگزين والدير ويه‌رايي كند كه معلوم نبود با چه كارنامه‌اي سرمربي تيم ملي ايران شده بود!ايويچ به زعم بسياري از كارشناسان در همان زمان كوتاه در تيم ملي بسيار خوب كار كرد تا جايي كه بسياري از بازي‌هاي خوب تيم ملي در جام جهاني 98 را مديون تمرينات وي مي‌دانند. اما معلوم نشد كه در اردوي اروپايي تيم ملي چه اتفاقي رخ داد. ايويچ هم مثل ساير خارجيان فوتبال ايران از انتقادهاي منتقدان هميشگي درامان نبود، اما شايد تنها مربي بود كه حاصل تلاش منتقدان و بازيكنان سرنوشت ورزشي‌اش را تغيير داد. ايويچ خودش را براي نشستن روي نيمكت تيم ملي در جام جهاني 98 آماده كرده بود، اما معلوم نيست كه در بازي تداركاتي تيم ملي مقابل آ.اس.رم چه اتفاقي افتاد كه تيم ملي با نتيجه عجيب و غريب 7 بر يك مغلوب اين تيم باشگاهي شد. البته اين ديدار يك بازي تداركاتي بود، اما مسئولان فدراسيون فوتبال چندان به اين مسئله توجهي نداشتند و در يك اقدام عجيب‌تر حكم بركناري ايويچ را دادند!آن اتفاقات تا حدي عجيب بود كه خيلي‌ها آن را نتيجه كودتاي بازيكنان تيم ملي عليه ايويچ مي‌دانند. بازيكناني كه شايد تحت تأثير همان منتقدان و مربيان هميشگي خود اين نتيجه را رقم زدند! اما اين ماجرا به آنجا ختم نشد، چند روز بعد از آن بازي تيم ملي به مصاف تيم اينترميلان (كه بسيار پرقدرت‌تر و پرآوازه‌تر از رم بود) رفت و با نتيجه جالب توجه 5 بر يك اينتر را شكست داد تا معلوم شود باخت تيم ملي مقابل رم به دلايل فني نبوده است.تنها مربي كافي نيستمتأسفانه شرايط فوتبال و به طور كلي ورزش ايران به گونه‌اي است كه اگر بهترين مربيان خارجي را هم براي تيم‌هايمان استخدام كنيم، نمي‌توان به موفقيت آنها اطمينان داشت.در درجه اول هر مربي خارجي كه وارد ايران مي‌شود، بايد آنقدر تحمل داشته باشد كه انتقادات بي‌رحمانه برخي منتقدان و سؤالات عجيب و غريب خبرنگاران را تحمل كند.چنانچه بلاژويچ سرمربي سال‌هاي نه چندان دور تيم ملي آنچنان اسير حاشيه‌هاي كاذب روزنامه‌ و منتقدانش در تيم ملي شد كه تيم ملي را از ياد برد و در نهايت باعث ناكامي تيم ملي در صعود به جام جهاني 2002 كره و ژاپن شد.البته همان افراد هميشه منتقد هنوز هم در فوتبال و ورزش ما حي و حاضر هستند و حتي صابونشان به تن كارلوس كرش سرمربي جديد تيم ملي هم خورده است!در آخرين مصاحبه مطبوعاتي كرش بود كه برخي خبرنگاران با طرح سؤالات نامربوط باعث عصبانيت شديد مرد پرتغالي شدند تا جايي كه وي آنها را به شكايت تهديد كرد!تا زماني كه از چنين افرادي در ورزش‌مان وجود دارند نمي‌توان به موفقيت ورزش چندان اميدوار بود، چراكه هميشه منتقدان بي‌رحمي وجود دارند كه آماده تاختن به سرمربي تيم هستند و هميشه هم هستند افرادي كه با تطميع بازيكنان و توطئه عليه سرمربي بخواهند زير آبش را بزنند و جايش را بگيرند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار