
حسین بابازاده مقدم - بحران گسترش فرق بعنوان یک معضل جهانی مساله ای است که توان بسیار زیادی را در اداره آینده جهان به خود مشغول خواهد کرد.
فرقه ها رنگین کمانی را از طرز تلقی های متفاوت و تصلب در باب مسائل فردی اجتماعی و سیاسی دامن زده و هرروز بر ابعاد انحرافات ناشی از آن می افزایند.
فتنه های آینده ایران و جهان همه از جنس فرقه گرایی از نوع عرفانی یا بعبارتی بهتر شبه عرفانی می باشند.
هیچ کس و هیچ دولتی از فرقه ها و فرقه بازی های شبه عرفانی در امان نخواهد بود و معمولا اولین گروه قربانی سازندگان و جوامعی هستند که فرقه ازآنها به بیرون راه پیدا میکند.
اگر چه فرقه سازی از کشورهای غربی به سمت کشورهای شرق در 300 سال گذشته شیوع بیشتری داشته است ، اما همین روند بلای دامن گیر سیاسی و اجتماعی و اخلاقی این جوامع نیز شده است.
به اختصار مجموعه آسیب هایی که از گسترش چنین جریانهایی جوامع را با چالش روبرو میکند ، موارد ذیل قابل اشاره می باشد:
۱ـ خرافه گرایی و نگرش های توهم آلود
فرقه های شبه عرفانی برای ایجاد نگرش های همسو در میان مریدان و سرسپردگان ناچار هستند که موضوعات ذهنی برای گروندگانشان بتراشند که بواسطه آن آموزه ها افراد عنان اختیار خود را بدست سرکرده و سازنده فرقه قرار دهند ، به همین مناسبت دامن زدن به نگرش های خرافی افزایش چشم گیری یافته و به مرور زمان به باور مریدان و گروندگان تبدیل میشود.
در تاریخ هم نمونه های متعددی برای شرح این موضوع قابل اشاره می باشد، بطور مثل در ادبیات فارسی نفوذ همین خرافه گرایی بوضوح قابل ملاحظه است، شرح های تخیلی عبور کسانی که عطار نیشابوری ازآنها سخن میگوید بر فراز بادها و ابرها و آبها و دریاها از نمونه های این نگرش توهم آلود است.
اعتقاد به موجودات عجیب و ماورای عقل و حس بشری و نه الهی و دینی (لزوما) در همین منظومه معنایی قابل قرار دادن است.
به مرور زمان با دامن زدن به خرافه گرایی ذهن مریدان میشود هرآنچه قطب ، مستر،سازنده و رئیس فرقه مطالبه میکند و هیچ چیز دیگر نمیتواند ذهن پرورش یافته خرافی فرد را از انبوه تصورات متوهمانه خلاص کند.
او همه چیز را در پرواز دیده و معتقد است که قطعا کسانی که او میشناسد جایی در فراسوی ذهن هستند که کسان دیگر از شناخت آنها عاجز هستند و این را نه ضعف خود که ضعف کسانی که بر این باورهای نادرست نیستند میپندارد.
۲-مقابله با علم
اغلب کسانیکه فرقه های شبه عرفانی و شناختی را پایه گذاری میکنند فاقد تحصیلات علمی و آکادمیک و به هرشکل ممکن دایر بر اصول منطقی و عقلایی هستند.
البته برخی ازین افراد مدت زمان زیادی را صرف مطلاعه آثار مختلف علمی میکنند اما آنچه اهمیت دارد دست نیافتن به نگرش علمی بدلیل رویکرد بهره بردارانه و خاصی است که در جتسجوهای مطالعاتی خود مد نظر دارند.
این افراد در امواج قدیمی به دنبال علوم غریبه نظیر جفر یا علم اعداد ف اسطرلاب ، رمل ، مسخرات و.. بوده و اکنون اغلب به دنبال مطالعه بروی موضوعات روان شناسی انسان ، پزشکی و.. هستند و بیشتر به این موضوعات و تکنیک هایی از شعبده بازی و آنچه مرتاضان هندی نشان میدهند ابزار علاقه میکنند.
درواقع نسل جدید سختی آموزش علوم غریبه را به کناری نهاده و دست به یافتن تکنیک هایی میزند که بوسیله آن بتوان خواب های مغناطیسی و.. را برای مریدان بازسازی نمایند و مدتی ذهن ها را تخدیر وباصطلاح ازین دنیا دور کنند ، اغلب افراد نیز بدلیل مشکلات شخصی ناشی از ازدحام کاری و انبوهی تنش های روحی و روانی و بعضا جسمانی به این اعمال تن میدهند.
۳-دامن زدن به بحران های اخلاقی
اغلب فرقه ها با انگیزه های جنسی و لذت طلبی جنسی تشکیل شده اند و هرگوشه ای از تاریخ اسناد فراوانی در این زمینه وجود دارد.
دقیقا به همین دلیل است که زنان بخش عمده ای از پیروان را تشکیل میدهند و اغلب موارد سازندگان فرقه ها اساتید جذب زنان و دختران به حلقه های شبه عرفانی بوده اند.
سازندگان فرقه ها بعضا سالها به تجربه نحوه ارتباط برقرار کردن با بانوان می پردازند ، چرا که ذاتا فرقه ها برای لذت جویی جنسی قطب تشکیل میشود.
درتصوف ایرانی انبوهی از موارد لذت طلبی جنسی قطب فرقه قابل اشاره است، کبالا نیز ابتدا به لذت پرستی و زن پرستی و خلق مناسک سخیف جنسی سوق یافت و امثال اشو بعنوان نمونه ای از جدیدترین فرقه ها شهری جنسی را در آمریکا بنا نهاد.
امروز نیز کالجی درآمریکا دانشجویان عرفانی و کسانیکه به ادعای آنان علاقمند به دست یابی به کشف و شهود هستند را بصورت لخت و عریان در کلاسها و کالج یاد شده پذیرش میکند.
دراغلب فرقه ها مکرر دیده میشود که مردهایی که فرقه ها را میسازند ، زنان را لمس میکنند و به بهانه های مختلف مورد آزار های جنسی شدید قرار میدهند که ذکر نمونه های متعدد آن از حوصله این نوشتار خارج است.
4- مقابله با عقلانیت
ذاتا فرقه های شبه عرفانی مدعی بردن انسان به گام هایی فراتر از عقل و اندیشه بشری هستند و به ادعای یکی از سازندگان این دست گروهها بدنبال بردن انسان و نشاندن آن بر پله ای بالاتر از عقل بنام عشق هستند.
این موضوع واقعیت دارد به این نحو که تجربا ثابت شده است که مریدان در فرقه عاشق مراد ها و موسس یا رئیس فرقه میشوندو آنگاه هرچه او میخواهد انجام میدهند.
اینکه وی طلب مرگ هم کند مانند فرقه هایی در هند و چین و ژاپن ،افراد حاضر به خودکشی میشوند ناشی از همین نوع دلسپردگی و شیفتگی فردی نسبت به قطب فرقه است.
اما باید توجه داشت شخص نه شیفته حقیقت که شیفته فردی میشود که مدعی در اختیار داشتن کل اسرار الهی و کل رازهای بزرگ الهی است که جز او کسی نمی داند و اطلاعی ندارد.
درتاریخ فرقه گرایی نیز مکررا با عقلانیت و علم آموزی بصورت مشخص مبارزه شده است و اغلب سازندگان فرقه ها افراد بی سواد بوده اند.
این افراد علم را بعنوان پدیده ای مخرب معرفی کرده و بشدت از گرویدن مردانشان به مباحث علمی در هریک از زمینه های ممانعت بعمل می آورده اند.
حتی از جمله شروط تعالی در فرقه ها کنار گذاشتن و ترک تحصیل یا مطالعات موضعی است ، عمده دلیل این امر بالاتر ماندن سطح اطلاعات قطب بدلیل نیاز به حفظ مرجعیت وی می باشد، قطب ها به مریدانشان اصطلاحا میگویند،آنچه که تو میخواهی و آنچه تو طلب میکنی نزد ما است و بیهوده تلاش نکن.
5- جلوگیری از روند رشد جوامع
این جریانهای شبه معنوی از رشد اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی جوامع بشدت جلوگیری میکنند.
با توجه به اینکه مهمترین رکن در رشد و سازندگی همه جوامع زیر بنای انسانی آن می باشد فرقه ها با اثر گذاری بر نیروی انسانی و تبدیل کردن جامعه انسانی به اجتماعی از افراد کسل ، تنبل ، متوهم ، گناهکار، بی انگیزه، وابسته و بیمار روانی و... باعث میشوند عملا نیروی انسانی جوامع نابود شود.
کشورها علی رغم اینکه این جمعیت ها به حسب ظاهر زنده هستند اما همه ساله هزینه های هنگفتی را صرف اداره و مدیریت این گروهها میکنند که خود باعث اتلاف امکانات رشد کشور و از سویی دیگر منجر به رواج روحیه یاس و سرخوردگی از کار و تولید جمعی میشود که نتیجه آن عقب ماندگی هرچه بیشتر جوامع است.
تقریبا هیچ یک از کشورهایی که درگیر فرق هستند ازین مضرات درامان نیستند و این آسیب ها بصورت عمومی جوامع آنان را تهدید میکند.
راهکار نهایی مقابله با فرق زنجیره ای از آگاهی های بین المللی مشترک است برای مقابله با اندیشه شیطان.
به این معنا که پیروان ادیان مختلف باید دریابند که محور و مجری تمامی فرق انحرافی جریان شیطان رانده شده از درگاه الهی است و برای مقابله با این طرز تلقی گناه آلود می بایست یک رویکرد بین المللی گسترده شکل بگیرد.