کد خبر: 447956
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۸
محمدرضا خدامي | يک ساعتي مي‌شد که کنسرت تمام شده بود اما ستوان اميري هنوز آن حوالي پرسه مي زد. شب را تنها بود و مي‌خواست آنقدر وقت تلف کند تا همين‌که به خانه رسيد‌، خوابش ببرد. چشمش از اين ويترين به آن ويترين مي‌چرخيد که يکدفعه صداي فريادي مهيب به گوشش خورد و به محض اينکه رو برگرداند، يک موتوري را ديد که سوار هوندا 125 قرمز رنگ تخت گاز به خياباني فرعي پيچيد. ستوان يک نظر به ماشيني انداخت که وسط خيابان متوقف شده بود، بعد نگاهش را به ورودي آن کوچه فرعي چرخاند و شروع به دويدن کرد. او هنوز نمي‌دانست چه اتفاقي افتاده، فقط شم پليسي‌اش به او مي‌گفت بايد با تمام قوا دنبال موتور بدود. او وقتي از حرکت ايستاد که ديگر نفسش به شماره افتاده و چيزي نمانده بود نقش بر زمين شود. اميري ناکام از دستگيري موتورسوار خودش را به سختي به ماشين وسط چهارراه رساند و مردم را کنار زد. درست مي‌ديد. اين اميد تاجر بود که پشت فرمان از درد به خودش مي‌پيچيد و داد مي‌کشيد. آمبولانس که رسيد ستوان کارت شناسايي‌اش را به تکنسين اورژانس نشان داد و همراه آنها راهي بيمارستان شد نه به اين خاطر که تاجر خواننده مورد علاقه‌اش بود و همين يک ساعت قبل در کنسرت او حظ وافري برده بود، در واقع وظيفه پليسي‌اش چنين حکم مي‌کرد. تاجر در آمبولانس سعي داشت به سختي چيزي را بگويد اما ستوان هر کاري که کرد نتوانست منظور او را بفهمد و فقط به سختي اين را شنيد:«آن سايت براي من نيست.» تاجر بعد از آن نفس آخر را کشيد و کار تمام شد. اميري که تا به حال چنين وضعي را تجربه نکرده بود، با صداي بغض‌آلود و لحني محزون تلفني ماجرا را به رئيس‌اش اطلاع داد و ساعتي بعد دو همکار رسماً مأمور تحقيق درباره قتل خواننده مشهور شدند. سرگرد متين از همان اول مي‌دانست اين از آن پرونده‌هايي خواهد شد که خبرنگاران حسابي سرش جنجال مي‌کنند و دست از سر او برنمي‌دارند بنابراين بايد تمام توانش را روي اين مي‌گذاشت که در سريع‌ترين زمان ممکن قضيه را جمع کند. آنطور که پزشکان مي‌گفتند روي صورت تاجر اسيد پاشيده شده و علت مرگ هم استنشاق گاز اسيد بود. کارآگاه اين بار با اميري نه به عنوان دستيارش بلکه به عنوان يک شاهد صحبت کرد تا اطلاعات اوليه را به دست آورد. - کنسرت يک ساعتي مي شد که تمام شده بود. من خوب نديدم چه شد اما يک موتورسوار ، هوندا 125 قرمز، اين کار را کرد. دنبالش دويدم اما به او نرسيدم. پلاک نداشت و کلاه کاسکت سرش بود . لباسش به نظرم عجيب بود. لباس يکسره پوشيده بود. يعني از همين‌هايي که بچه‌ها مي‌پوشند. لباس و شلوار سر هم. زرد بود آن هم چه زرد تندي. مشاهدات اميري به نظر سرگرد کافي نبود اما بايد همان را هم غنيمت مي‌دانستند. اقدام بعدي گرفتن فيلم دوربين‌هاي سالن کنسرت بود. اين کار هم همان شب انجام شد و کارآگاه و اميري تا صبح بيشتر وقت‌شان را روي فيلم گذاشتند. مرد موتورسوار که البته به خاطر دور و نا واضح بودن تصوير نه شکل لباسش پيدا بود و نه جزئيات ديگر، حدود 6 ثانيه با تاجر حرف زده و بعد اسيد را پاشيده بود. کارآگاه بعد از بارها و بارها ديدن فيلم، بد نديد کمي هم درباره آخرين جمله مرد خواننده تحقيق کند. «آن سايت براي من نيست» اين جمله چه معني مي‌توانست داشته باشد. منظور تاجر، کدام سايت بود و اصلاً سايت چه ارتباطي با قتل داشت. ستوان کمي در گوگل جست‌وجو کرد و بالاخره چيزي را که مي‌خواست به دست آورد. يک پايگاه اينترنتي به نام اميد تاجر. در اين سايت به عاشقان موسيقي و خوانندگي وعده داده شده بود با کمک تاجر‌، خواننده حرفه‌اي خواهند شد. يک شماره موبايل اعتباري هم در سايت بود. به راحتي مي‌شد تشخيص داد اين سايت يک کلاهبرداري بزرگ است. کارآگاه وقتي سايت را ديد، ته دلش احساس کرد نيمي از راه را رفته‌اند. آنها فقط بايد تا صبح صبر مي‌کردند و با شماره موبايل تماس مي‌گرفتند. آن تلفن خاموش بود و ثابت مي‌کرد صاحب خط کاسه‌اي زير نيم کاسه دارد. کارآگاه از بچه‌هاي جرايم رايانه‌اي کمک گرفت تا معلوم شود سايت براي کجاست و چه سرنخي مي‌توان از آن پيدا کرد اين کار سه روز طول کشيد تا اينکه مشخص شد کسي که سايت را آپ مي‌کرده ساکن شهرکرد است و دو، سه روزي مي شود سراغ پايگاه جعلي‌اش نرفته. متين و اميري چاره‌اي نداشتند جز اينکه نيابت قضائي بگيرند و راهي شهرکرد شوند آنها در آنجا هم دو روز معطل شدند تا نشاني خانه مظنون را پيدا و او را چنان غافلگير کردند که طرف به خواب هم نمي‌ديد. آرش مي‌دانست تاجر را کشته‌اند. آنطور که مي‌گفت در روزنامه‌ها خوانده بود اما چيز بيشتري نمي‌دانست. او اول مي‌خواست به کلي هر جرمي را انکار کند اما وقتي ديد اوضاع خراب‌تر از حد تصورش است به ماجراي کلاهبرداري اعتراف کرد:«کلاً 8 نفر به حسابم پول ريختند يعني بيشتر تماس گرفتند ولي فقط همين 8 نفر پول ريختند و من قول دادم به زودي خواننده معروفي مي‌شوند البته براي اينکه شک نکنند به همه مي‌گفتم بايد صدايشان را ضبط کنند و با چند عکس در يک سي‌دي بفرستند. يک آدرس قلابي در تهران داشتم که همان را به همه مي‌دادم.»آن آدرس قلابي زياد هم قلابي نبود. نشاني خانه يکي از همدستان سابق آرش به اسم نيما بود. آرش و نيما قبلاً با هم از 40 جوينده کار کلاهبرداري کرده و دو سالي را حبس کشيده بودند. آنطور که مرد مظنون مي‌گفت از آن هشت نفر، دو نفرشان دختر بودند که مي‌خواستند در کنسرت‌هاي تاجر همخوان شوند. تحقيقات به کندي پيش مي‌رفت و جنجال روزنامه‌ها تمامي نداشت. کارآگاه حدس مي‌زد قتل توسط يکي از طعمه‌هاي آرش انجام شده است. طرف پول را داده و وقتي ديده دستش به جايي بند نيست به خيال اينکه خود تاجر پول او را بالا کشيده، نقشه اسيدپاشي را طراحي کرده است. اين فرضيه‌اي بود که ستوان اميري هم شکي در صحتش نداشت. صبح روز هشتم کارآگاه و دستيارش تقسيم وظيفه کردند. سرگرد با مجوز قضائي به بانک رفت تا مشخصات افرادي را که به حساب آرش پول ريخته بودند، به دست بياورد. اميري هم راهي خانه نيما شد تا ببيند چه بر سر سي‌دي اغفال شدگان آمده است. نيما وقتي فهميد به چه اتهامي بازداشت شده است، سعي کرد به ستوان بقبولاند خيلي وقت است ارتباطي با آرش ندارد اما حاشا کردن فايده‌اي نداشت و ستوان بي‌خيال نمي‌شد. نيما در اداره مقر آمد. سي‌دي‌ها به دستش رسيده:«من نمي‌دانستم ماجرا چيست فقط هر‌از‌گاهي سي دي عکس و صدا برايم پست مي‌شد من هم همه‌شان را دور انداختم.»بعدازظهر آن روز دو همکار، اطلاعات جامعي در اختيار داشتند. نشاني خانه تک‌تک مالباختگان و از آن مهمتر يک دوجين سي‌دي که از خانه نيما پيدا شده و خلاف ادعاهايش را ثابت مي‌کرد. کارآگاه قبل از اينکه سراغ هشت مظنون بروند، نگاهي به سي‌دي‌ها انداخت و توجهش به يکي از آنها جلب شد. درواقع اول ميخکوب و بعد از شرم سرخ شد. عکس يکي از آن دو دختري که مي‌خواست همخوان شود با فتوشاپ تغيير داده و به عکس‌هايي مستهجن تبديل شده بود. شکي وجود نداشت اين کار را نيما انجام داده است. حالا قضيه داشت فرق مي‌کرد و از يک کلاهبرداري ساده فراتر مي‌رفت. نيما شبانه بازجويي شد و به همه چيز اقرار کرد:«من نمي‌دانستم ماجراي سي‌دي‌ها چيست اما وقتي عکس‌هاي آن دختر و شماره تلفن و نشاني خانه‌اش به دستم رسيد، ديدم فرصت براي يک اخاذي درست و حسابي مناسب است. عکس‌ها را مونتاژ کردم و به هانيه زنگ زدم. گفتم يا 35 ميليون تومان جرينگي مي‌دهد يا عکس‌ها را همه‌جا منتشر مي‌کنم. او اول باور نمي‌کرد براي همين يک نمونه از عکس‌ها را برايش فرستادم و هانيه بالاخره کوتاه آمد البته 10 ميليون بيشتر نداد و قرار شد بقيه‌اش را بعداً بدهد.»هانيه تا آخر هم نفهميده بود، اين ماجرا هيچ ارتباطي با اميد تاجر ندارد. پس هيچ بعيد نبود به خاطر انتقام‌گيري کسي را اجير کرده باشد. از صبح روز بعد دختر جوان زيرنظر گرفته شد. او دو برادر و يک خواهر ديگر هم داشت و پدرش پيرمردي از کار افتاده بود. در خانه آنها آنطور که سر و گوش آب دادن‌هاي اميري نشان مي‌داد، خبري از هوندا 125 و هيچ وسيله نقليه ديگري نبود. از طرفي خود هانيه هم از خانه بيرون نمي‌آمد، تا ملاقات مشکوکي داشته باشد . متين بعد از حدود 16 ساعت کشيک دادن بالاخره حوصله‌اش سر رفت و تصميم گرفت از ترفند ديگري استفاده کند. او سراغ بقال سر کوچه رفت و پرس و جوهايش را شروع کرد:«حقيقتش امر خير است براي برادرم.»مرد بقال هر چه از آن خانواده مي‌دانست، روي دايره ريخت و تقريباً قاتل را معرفي کرد. مجيد، يکي از برادرهاي هانيه در يک رستوران کارگر بود البته از آنهايي که لباس جوجه مي‌پوشند و جلوي در رستوران مي‌ايستند. حالا کارآگاه معني آن لباس زرد يکسره را مي‌فهميد. طبيعي است که در رستوران موتور هم راحت پيدا مي‌شود. کارهاي اداري و قضائي خيلي سريع انجام و هانيه و مجيد بازداشت شدند. قد و قواره و هيکل پسر جوان با آن تصوير در فيلم مي‌خواند. يکي از پيک‌هاي رستوران هم شهادت داد موتورش را روز حادثه به مجيد قرض داده و آن را با پلاک کنده شده پس گرفته بود. مجيد چاره‌اي جز اعتراف نداشت:«وقتي ماجرا را شنيدم، دنيا روي سرم خراب شد. هانيه به من گفت تاجر از او سوء‌استفاده کرده. من هم تصميم به انتقام گرفتم مي‌دانستم کي و کجا کنسرت دارد. مقداري اسيد تهيه کردم و جلوي در پشتي سالن منتظر ماندم سر چهارراه به خودش گفتم چرا رويش اسيد مي‌پاشم بعد هم کارم را کردم و...»مجيد مي‌گفت خواهرش از نقشه او مطلع نبود اما اين نمي‌توانست حقيقت داشته باشد و به نظر مي‌رسيد متهم سعي دارد هانيه را نجات بدهد. به هر حال اصل ماجرا فاش و کار سرگرد متين و دستيارش به پايان رسيده بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار