
در میان موضوعات و مسائل سیاسی کشور، بعد از ماجرای فتنه پس از انتخابات دهم ریاستجمهوری، ماجرای اخیر «وزیر اطلاعات» بیشترین فرصت را برای نظام سلطه و رسانههای بیگانه فراهم کرد تا با زیر سؤال بردن اصول، مبانی و تخریب ارکان نظام، در کارآمدی آن تردید ایجاد کرده و تصویری بسیار منفی از نظام اسلامی در جهان ایجاد کنند. این رسانهها که پس از اوجگیری نهضت بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، ناگزیر شده بودند که به تأثیرگذاری حرکت انقلاب اسلامی و الهامبخشی ایران اسلامی به این حرکتها اذعان و آنها را به عنوان نشانههای ثبات و پایایی و تأثیرگذاری نظام اسلامی تفسیر کنند، حوادث اخیر را بهانهای قرار داده و با به کارگیری تعابیری نامناسب علیه مسئولان و ارکان نظام به عقدهگشایی پرداختهاند. در این زمینه رادیو فردا به نقل از هفتهنامه اکونومیست، با اشاره به این حوادث مینویسد:کشمکش... در دالانهای تاریک ساختار قدرت سیاسی ایران به طور پیوسته تشدید و تلختر میشود. هر بار که احمدینژاد، آیتالله خامنهای را مجبور میکند در امور روزمره کوچک دخالت کند، عملاً موضع رهبر ایران شکنندهتر میشود. رهبر ایران دیگر بر فراز محمود احمدینژاد قرار ندارد، بلکه به بخشی از رقابتها و جدال روزانه بر سر کسب قدرت بدل شده است. در این روند علاوه بر تلاش رسانههای بیگانه در ایجاد شکاف میان مسئولان نظام و البته جهت دادن هجمهها به سمت رهبر معظم انقلاب، حرکت مرموزانه دیگری نیز در راستای اعمال مدیریت نظام سلطه و نقش واسطهها در این میدان صورت گرفته است که بدون تردید نمیتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.
شبکه بیبیسی در تاریخ 21/2/1390 در این زمینه گزارش میدهد: چند روز پیش روزنامه امریکایی واشنگتنپست با اشاره به خبرهای غیررسمی در مورد تلاشهای اسفندیار رحیممشایی برای گشودن باب مذاکره با امریکا «مدعی شد که آقای مشایی» علائم متعددی (به ایالات متحده) فرستاده مبنی بر اینکه مایل به دیدار با مقامهای امریکایی است.
این روزنامه در ادامه به نقل از «برخی مقامهای امریکایی» میافزاید که دولت اوباما تاکنون از تلاشهای رئیس دفتر محمود احمدینژاد برای مذاکره استقبال نکرده، احتمالاً به این علت که برای واشنگتن مشخص نیست آقای مشایی چه کسانی را (در حکومت) نمایندگی میکند و هدف او در مذاکره ممکن است چه باشد. این روزنامه امریکایی همچنین با نقل اظهارات «یک مقام ارشد دولت امریکا» مدعی میشود: محمود احمدینژاد علاقهمند است در خارج از ایران به رسمیت شناخته شود و مشایی ابزار او برای انجام این کار است. شبکه بیبیسی در برنامه دیگری از اعتراض «هوشنگ امیراحمدی» که به دلال روابط ایران و امریکا معروف شده است، به سردبیر روزنامه امریکایی واشنگتنپست برای افشای این خبر سخن به میان آورده و از قول وی میگوید:کافی است طرفداران رهبری این مقاله را ترجمه کرده و پیش او ببرند و به این واسطه هم اختلافات را دامن بزنند و هم باعث ضربه زدن به احمدینژاد شوند...
شبکه بیبیسی در همین خبر البته دلیل مخالفت نظام با سفر مشایی به نیویورک را برای شرکت در مراسم بزرگداشت نوروز در محل سازمان ملل در این راستا ارزیابی میکند. در زمینه چرایی تلاش غرب برای بزرگنمایی موضوع «وزارت اطلاعات» اگرچه ناگفتنیهای زیاد دیگری نیز وجود دارد، اما تنها مروری بر نوع القائات آنها که به اعتقاد برخی فعالان سیاسی یکی از دلایل حضور آقای احمدینژاد در محل کارش بود، میتوان بر این حقیقت تأکید کرد که تنها امید دشمنان برای شکست یا استحاله نظام اسلامی «تمرکز بر مسائل داخلی» است خواه این بسترسازی از سوی کسانی باشد که همچون دو سال قبل «فتنه بعد از انتخابات دهم»را کلید زدند و البته با مدیریت رهبری و حضور به موقع مردم و مسئولان در صحنه شکست خوردند یا اینکه از سوی کسانی باشد که زمینهساز پدیده اخیر بودند.
مقام معظم رهبری در روزهای آغازین این حادثه به درستی این شرایط را پیشبینی کرده بودند؛ آنگاه که در جمع مردم فارس (3/2/1390) میفرمایند: شما ببینید در همین پنج، شش روز گذشته سر یک قضیهای که آنچنان هم از اهمیت بالایی برخوردار نبود سر مسئله اطلاعات و امثال اینها چه جنجالی در دنیا راه انداختند، تحلیلها را بردند به این سمت که بله، در داخل نظام جمهوری اسلامی شکاف ایجاد شده است، حاکمیت دوگانه شده است. رئیسجمهور حرف رهبری را گوش نکرده است! دستگاههای تبلیغاتی خودشان را از این حرفهای سست و بیپایه پر کردند، ببینید چطور منتظر بهانهاند، ببینید چطور مثل گرگ در کمین نشستهاند که یک بهانهای پیدا کنند. هر جور میتوانند حمله کنند.