کد خبر: 447693
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۳:۰۳
در زمانی نه چندان دور عده‌ای با نام شیخیه و در لباس دفاع از تشیع تا آنجا که توانستند به زشت‌نمایی چهره تشیع مدد رسانیدند.
این گروه از طریق افکار غالیانه و خرافی از بقایا و رسوبات عقاید فرقه‌ای منحرف قدیم مانند اسماعیلیه خود را به جامعه شیعی می‌بستند و در کسوت تجدید برخی سنن و رسوم عامیانه و جاهلانه که مدت‌ها به برکت مبارزات و مجاهدات سلف صالح و بزرگان شریعت متروک و مهجور بود، در اثر رواج افکار خرافی این گروه و اعتقاد به اینکه قائم به زودی ظهور خواهد کرد، چنان در اذهان رخنه نمود که از پای منبر چنین افرادی علی محمدباب مدعی امام زمانی می‌گردد. این افکار باطنی‌گرایی که در واقع گرایش جدید فلسفی و عرفانی شیعه بود به شدت از جهان‌شناسی صوفیانه محی‌الدین ابن عربی متأثر بود.
تئوری رکن رابع
از موضوعات جنجال برانگیز در عقاید شیخیه، اعتقاد به «رکن رابع» است. اکثراً آن را به سید‌کاظم رشتى نسبت مى‌دهند. مقصود از رکن رابع، آن است که در میان شیعیان، شیعه کاملى وجود دارد که واسطه فیض میان امام عصر(عج) و مردم است. آنان اصول دین را چهار تا مى‌دانند: توحید، معاد، امامت و رکن رابع. آنان، معاد و عدل را از اصول عقاید نمى‌شمارند زیرا اعتقاد به توحید و نبوت، خود مستلزم اعتقاد به قرآن است و چون در قرآن عدالت خدا و معاد ذکر شده است، لزومى ندارد که این دو اصل را در کنار توحید و نبوت قرار دهیم.
همان گونه که ملاحظه شد، این عقیده، بر‌خلاف عقاید شیعه است و مسلمانان به طور عموم، معاد را از اصول دین مى‌دانند. شیعه به خاطر برداشت‌هاى ناصواب عده‌اى از متکلمان، به عدل الهى، اهمیت ویژه‌اى مى‌دهد. طرح «رکن رابع» موجب اختلاف و انشعاب شیخیه گردید و پس از اندکى، دستاویزى براى ادعاى جدید به نام «بابیت» شد. ادعاى «بابیت» از سوى یکى از شاگردان سید‌کاظم رشتى صورت گرفت که خود، سرآغاز فسادى بزرگ میان مسلمانان به شمار مى‌رود. وقتی سید‌رشتی که دنباله‌رو شیخ احمداحسایی بود درگذشت، شاگردانش دنبال جانشینی برای او بودند که به قول خودشان مصداق «شیعه کامل» و «رکن رابع» باشد. در بحبوحه رقابت برای جانشینی، سید‌علی محمدباب پا را از جانشینی فراتر نهاد و خود را «باب امام زمان» معرفی کرد و احادیث را طبق مذاق خود به تأویل برد و طبق آیه «ادخلوا الباب سجدا» فرمان به خشوع و تسلیم مردم در برابر بابیت و نیابت خود داد و با نسبت دادن «باب» در آیه به خود گفت: «ای گروه شیعیان! من باب امام شما هستم که در انتظارش بودید» شاید «بابیت» تاکنون مهم‌ترین راهکار یا شاهکار بریتانیا براى مقابله با پیشروترین جریان اسلامى یعنى تشیع باشد. انگلیسى‌ها که نوک پیکان استعمارگرى در منطقه خاورمیانه و شبه قاره بوده‌اند همواره کوشیده‌اند تا با شناخت دقیق امتیازات امت اسلامى، آنها را خنثى و در مواردى حتى به ضد خود تبدیل کنند. فتنه بابیت در ایران یکى از بارزترین نمونه‌هاى مکر و تزویر بریتانیاست که بر مهار اصلى‌ترین محور و موتور حرکت تشیع یعنى اندیشه امامت و مهدویت متمرکز شده است. على محمدباب مدعى آن بود که درى به خانه امام زمان(عج) کشف کرده است که مى‌توان به بهانه آن از شاهراه اصلى تشیع خارج شد و زودتر به مقصد رسید و البته «باب» که در ابتدا قرار بود درى باشد به خانه خورشید، کم‌کم تونلى شد به پستوهاى کاخ باکینگهام و سرداب‌هاى کنیسه‌هاى صهیونیسم. او که قرار بود نزدیک‌ترین مسیر باشد به مهدى (عج) از قضا دورترین از کار درآمد و بى‌ربط‌ترین!
چرا علی محمد‌باب و...
وقتی دقیق به سخنان آیت‌الله مصباح دقت کنیم، ایشان درواقع می‌خواهند مسیر را روشن کنند که جریان انحرافی جدید به آن شعاعی از تاریکی داده تا عوام نتوانند به راحتی به ماهیت این جریان پی ببرند. خصوصیاتی که به صورت مشترک در رفتار بابی‌گری قدیم و جدید وجود دارد را می‌توان اینگونه برشمرد:
1-انتظار کاذب در خصوص ظهور حضرت حجت (عج).
2-زندگی در عصر ظهور که به واسطه همین تئوری وظایفی که حضرت قبل از غیبت کبری به عهده عالمان دینی و فقها گذاشته است بی‌معنی می‌گردد چون با ظهور حجت خدا دیگر نیازی به فقهایی که باید حافظ دین باشند، نمی‌باشد.
3-هجمه به تئوری مترقی ولایت فقیه.
4-ارتباط با دول خارجی به صورتی که می‌توان وابستگی هر دو جریان به سرخط‌های خارجی را مرتبط نمود.
5-توهین به روحانیت که به خوبی می‌توان مصادیق آن را در هر دو جریان برشمرد.
6-ظهور حکومت حقه که درواقع بعد از این ظهور دیگر هیچ نیازی به شرعیات و حتی عرفیات نمی‌باشد.
7-خود‌محوری و عقاید خود را از گروه دیگر برتر دانستن.
8-اعتقاد به اسلام بدون روحانیت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار