
حبیب ترکاشوند-حوادث چند روز گذشته كه با بركناری وزیر اطلاعات آغاز شد و تحولاتی را رقم زد كه گاه برای نظام اسلامی تلخ بود، دارای بركاتی برای جمهوری اسلامی است كه شاید هم اكنون بسیاری از ابعاد آن برای ما كشف نشده باشد.
اولین نتیجه این رویداد این بود كه ماهیت جریانی كه میخواست با بازی دوگانه آینده سیاسی خود را تضمین كند از هم اكنون فاش شده و برخی از نیات پشت پرده آنان در ماهها و سالهای آینده از هم اكنون رو شود و با تیزهوشی مسئولان و امت حزبالله، سناریوهای آنان از همین الان ناكام بماند.
جریان انحرافی كه با علمداری چهره جنجالی خزیده در دولت خدمتگزار شناخته میشود، سعی میكند طی یك پروسه چند بعدی و البته به طور آهسته و آرام فضای اجتماع را برای گفتمان مدنظر خود حاضر و بستر را برای پیروزی این جریان ابتدا در انتخابات مجلس و بعد از آن انتخابات یازدهم ریاست جمهوری آماده سازد.
تفاوت گفتمان احمدینژاد با جریان انحرافی
گفتمان جریان انحرافی بر خلاف ادعاهای مطرح شده توسط برخی سیاسیون كه گفتمان احمدینژاد با سردمدار این جریان را از یك سنخ میدانند، هیچ شباهتی با رئیس دولت مكتبی ندارد. اسلاممحوری، خدمت، استكبارستیزی، سادهزیستی، عدالتمحوری، اولویت دادن به مستضعفان و محرومان جامعه و مبارزه با فقر، فساد و تبعیض به عنوان مطالبه بحق حامیان و صاحبان اصلی انقلاب از مهمترین محورهای گفتمانی است كه با رأی قاطع ملت پیروز دو انتخابات گذشته ریاست جمهوری بوده است، اما برای كسانی كه دستی در سیاست دارند پر واضح است كه برای جریان انحرافی هیچ كدام از این گفتمانها در اولویت نیست و اگر گاه حرفی از این نوع بر زبانشان جاری شود، برای فریب افكار عمومی و خود را همراه رئیسجمهور مردمی نشان دادن، است. در نگاه این جریان نه خبری از محرومان و مستضعفان است و نه امت حزبالله و بسیج تودهها جایگاه دارند. مخاطب این جریان نخبگان، لیبرالمسلكان، هنرمندان زاویهدار با نظام و ایرانیان خارج از كشور هستند. نه تنها استكبارستیز نیستند بلكه ولع خاصی برای بهبود رابطه ایران با غرب و امریكا دارند. نه كاری با عدالت دارند و نه دغدغه حفظ ارزشهای انقلاب را دارند. در مقابل اسلام ناب، مكتب ایرانی را جایگزین میسازند و با تبحر خاص این دو گفتمان را یكی میدانند تا مخالفتها علیه آنان شدت نیابد.
راهبردهای جریان انحرافی برای غلبه گفتمانی
همانطور كه در بالا ذكر شد، اصول گفتمانی جریان انحرافی به رهبری آقای خاص نه تنها با گفتمان ریاست دولت حداقل تاكنون یكی نبوده، بلكه گاه در تعارض جدی نیز با این گفتمان است، از این رو جریان فوق درصدد برآمد تا با اتخاذ چند راهبرد، گفتمان خود را در جامعه رایج سازد و با كادرسازی و تشكیل شبكهای قوی در فضای سیاسی جامعه به سود خود، لوازم اولیه را برای معرفی خود به عنوان یك جریان مستقل از اصولگرا و اصلاحطلب در جامعه مهیا كند.
این جریان با این تصور كه گفتمان اصلاحطلبی به طور مستقل حرف زیادی برای انتخابات ندارد و از طرفی گفتمان مدنظر وی خاستگاهی در میان اصولگرایان ندارد با اتخاذ روشهای «رقیبتراشی» درصدد است تا روز به روز فاصله خود را با اصولگرایان بیشتر سازد و به عنوان رقیب اصلی آنان وارد عرصه انتخابات شود اما اشتباهاتی كه این جریان مرتكب شد و در چند روز اخیر نمونهای از آن را شاهد بودیم عملاً شیرازه آنان را از هم پاشید كه این اشتباهات را میتوان در موارد زیر خلاصه كرد:
1- یارگیری ناشیانه
این جریان برای مشروعیت بخشیدن به خویش ناچار است از گفتمانهای مختلف در جامعه و خصوصاً بدنه اصولگرایان یار بگیرد، اما به دلیل ماهیت مبهم این جریان و عدم اقبال بدنه اصولگرایان به این جریان آنان محبورند از افراد دست چندم در این باره كمك بگیرند، مثال واضح آن جامعه روحانیت است. جریان انحرافی برای یارگیری از این اجتماع، فرد و گروهی را برگزیده كه تاكنون كسی این افراد را نمیشناخته و این نوكیسگان سیاسی از آنجا كه تجربهای در این امر ندارند با اقدامات نسنجیده رسوایی خود را رقم میزنند، كما اینكه سردسته این جریان اكنون در بازداشت است.
2- انتخاب غلط مخاطبان
همان اشتباه محاسبهای كه جریان اصلاحات در انتخاب مخاطب خود مرتكب شد، این گروه بهرغم داشتن این الگو همان اشتباه را مرتكب میشود. جریان انحرافی به جای انتخاب توده مردمی به عنوان گفتمان غالب جامعه ایرانی نظام نخبگانی را مخاطب خویش میبیند و خود را از ارتباط با تودهها بینیاز میپندارد، از این رو با تمام تلاشهایی كه انجام میدهند، برای تودههای مردمی ناشناختهاند.
3- فضای مجازی را جایگزین فضای واقعی قراردادن
یكی از محاسبات غلط این گروه این است كه فكر میكردند اگر فضای مجازی رسانهای را در دست بگیرند و با سایتهای خلقالساعه و حمایت آنها از یكدیگر هر روزه به مدح جریان مدنظر خود و لیدرشان بپردازند پس از چندی این گفتمان را میتوانند به راحتی در جامعه رواج دهند، اما این افراد این محاسبه را نكرده بودند كه مخاطب گفتمان آنان در فضای مجازی كمتر از 10 درصد جامعه است و نام اكثر سایتهای آنان را مردم عادی نشنیدهاند.
4- تصور غلط از مواضع رهبری
حمایت عام رهبر بصیر انقلاب از همه دولتها از جمله دولت كنونی و عدم انتقاد علنی از برخی انحرافات كوچك و كوتاهیهای دولتها و همچنین سابقه بركناری متكی از وزارت خارجه كه به دلیل حفظ مصالح عالیه نظام، رهبری و شخصیتهای موجه از موضع صریح در این باره خودداری كردند، جریان انحرافی را دچار این تصور كرد كه در سایه احمدینژاد تا مدتها میتوانند منویات خود را پیاده سازند و در این مرحله به دستگیری ارگانهای امنیتی نظام را برای اهداف بعدی و بحرانسازی در نظام مدنظر داشتند كه با درایت ولی فقیه، این توطئه خنثی شد و به رغم دسیسههای گوناگون آنان برای تحمیل نظر خود به رهبری نتوانستند از این مرحله عبوركنند.