
این خانه است یا باغ وحش؟ محل زندگی انسان و خانواده است یا مکانی برای اشتراک زندگی انسان و حیوان؟ ذهن آدمی با دیدن خانههایی که حیوانات را در محیطهای شهری و آپارتمانها نگهداری میکنند به یاد دورانی میافتد که انسانها هنوز به دامداری مشغول بودند! مدتها است که نگهداری حیوانات در خانهها بسیار معمول شده و این روند رو به رشد تا بدانجایی پیش رفته است که برخی خانهها تبدیل به باغ وحش شدهاند و انواع و اقسام حیوانات در آن یافت میشود.
رئیس بیمارستان دامپزشکی کشور هم روز گذشته درباره این افزایش هشدار داد. آمارها در این خصوص نیز نشان میدهد که در کشور حدود 80 درصد افرادی که علاقهمند به نگهداری حیوان هستند، سگ و گربه دارند و 20 درصد دیگر نیز پرنده، مار، میمون، سنجاب همستر دارند که در این میان سگها همواره گوی سبقت را از سایر حیوانات خانگی در زمینه تعدد ربودهاند.
برای توضیح افزایش گرایش مردم به نگهداری از حیوانات در خانه باید به گسترش مدرنیته و شهرنشینی اشاره کرد.
صنعتی شدن جوامع با زوال پیوندهای معنوی، عاطفی و خانوادگی و صوری شدن روابط، انسان امروزی را در برهوت فردگرایی و تنهایی رها ساخت. خانواده در جوامع سنتی کارکردهای اصیل خود را از دست داد و از خودگذشتگی پازل گمشده خانوادههای جدید شد.
در این خانوادهها که هر کس به فکر منافع شخصی خود است، بنیانهای سست خانوادگی با کوچکترین توفانی، فرو میریزد. انسان مدرن، بیبهره از روابط عمیق خانوادگی و اجتماعی، برای پر کردن خلاءهای روحی و اجتماعی خود به نگهداری از حیوانات خانگی رو میآورد تا از این طریق بر افسردگی فراگیر زندگی جدید فائق آید.
نکته دیگری که در این میان مطرح است، هزینههای نگهداری از حیوانات خانگی است که تنها از عهده طبقه اجتماعی خاص بر میآید.
یکی از مهمترین عوامل گسترش نگهداری از حیوانات خانگی چشم و همچشمی، فخرفروشی و برتریجویی طبقهای خاص است، افرادی که برای نشان دادن تمایزات طبقهای خود، به دنبال متفاوت بودن هستند.
از دیرباز هم نگهداری از حیوانات بیشتر متعلق به ثروتمندان جامعه بوده است. امروزه نیز عدهای برای نمایاندن خاص بودن، تعلق خاطر به فرهنگ غربی و بیاعتنایی به باورهای اسلامی و دینی، اقدام به نگهداری سگ یا سایر حیوانات در خانههایشان میکنند.
اما از آنجا که هزینههای نگهداری از این حیوانات در محیط خانه بسیار هنگفت است، تنها طبقه اجتماعی خاص توانایی مالی نگهداری از آنها را دارد، اما در این میان هستند کسانی که در خانههای 50، 60 متری در مرکز شهر نیز اقدام به نگهداری حیوانات میکنند؛ این افراد عدهای تازه به دوران رسیده هستند که با تقلید از افراد متعلق به طبقههای خاص، سعی دارند ظواهر زندگی خود را به آنها نزدیک کنند و از این طریق به دنبال جبران کمبودهای خود هستند.
این در حالی است که گرایش به نگهداری از سگ و سایر حیوانات در خانوادههای اصیل سنتی و مذهبی جایگاهی ندارد.
به هر رو نگهداری از حیوانات خانگی به هر دلیلی که باشد، پیامدهایی چون گسترش بیماریهای مشترک میان انسان و حیوان را به دنبال دارد و با توجه به سردمداری سگها در میان حیوانات خانگی، تضاد با آموزههای دینی نیز در این میان موضوعی قابل توجه است.