
به نظر میرسد بعد از پایان جنگ سرد بین امریکا و شوروی که با شکست مسکو همراه شد این بار جنگ سردی دیگر در روسیه بین دو بینش غربگرایان به سرکردگی مدودف و اوراسیاگرایان به رهبری ولادیمیر پوتین، نخستوزیر در حال انجام است. این اختلاف بینش که در بحث اختلاف نظر بر سر تعیین شهردار مسکو به نقطه اوج رسیده، حال به قدری وسعت یافته که دو یار دیروز را به دو قطب مخالف در روسیه تبدیل کرده است.
پوتین و مدودف که تا چندی پیش نقش مراد و مرید را در صحنه سیاسی روسیه بازی میکردند، اکنون در حال تبدیل شدن به دو رقیب در صحنه انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 هستند.
روسیه در حال انتقال
زمانی که تجزیه شوروی به 15 جمهوری مستقل در منطقه اوراسیا 143 میلیون نفر جمعیت را برای روسیه باقی گذاشت، این جمعیت که با انواع و اقسام مشکلات ریز و درشت دست به گریبان بود و یک روسیه ویران به دست بوریس یلتسین رسید مشکلات روسیه همچنان در دولت یلتسین ادامه پیدا کرد تا اینکه ولادیمیر پوتین به عنوان رئیسجمهور منتخب مردم از یک سو و حمایت همه جانبه یلتسین از سوی دیگر بر سریر قدرت روسیه نشست.
پوتین به یاری تجارت نفت و گاز موفق شد وضعیت نابسامان روسیه تازه رها شده از کمونیسم را جان دوباره بدهد. منابع غنی و ذخایر انرژی بزرگ برای پوتین ابزار خوبی بود تا روند توسعه روسیه را با سرعت بیشتری پیش ببرد. روسیه با در اختیار داشتن بیشترین ذخایر گاز طبیعی و دومین دارنده ذغال سنگ و نیز هشتمین دارنده نفت، بزرگترین صادرکننده گاز طبیعی در دنیا و نیز سومین صادرکننده نفت است. شرکت «گاز پروم» روسیه نیز بزرگترین تولید و توزیعکننده گاز روسیه و جهان محسوب میشود. بنابراین پوتین با در اختیار داشتن این سطح از منابع گسترده، توانست به وضعیت نابسامان داخلی گذشته پایان دهد. همه این امکانات موجب شد پوتین به شاخص ثبات و قدرت و همچنین صلح در کشور روسیه تبدیل شود. با این سطح از اطمینان مردم روسیه به پوتین چندان دور از انتظار نبود که همتیمیهای او نیز مورد توجه مردم قرار بگیرند.
مدودف در سن 44 سالگی دقیقاً با استفاده از نزدیکی مناسباتش با پوتین، در نظام قدرت در کرملین رشد قابل توجهی کرد و جانشین پوتین شد. او که زمانی معاون اول نخستوزیر بود، بر وزارتخانههای اقتصادی اشراف و کنترل کامل داشت. بنابراین در صورت انتخاب به عنوان رئیسجمهوری میتوانست ادامه دهنده راه پوتین باشد و البته همین اتفاق نیز افتاد و مدودف جوان به عنوان سومین رئیسجمهور روسیه، وارد کرملین شد. سیاستهایی که مدودف در طول سه سال گذشته به کار بسته چندان به مذاق روسها خوش نیامده و به عقیده برخی موجبات دلسردی آنها را فراهم آورده است.
طی این مدت دولتمردان منسوب به مدودف از کارایی چندانی در ابعاد سیاسی و امنیتی برخوردار نشدند و رشد فزاینده انفجارها در مسکو مرکز روسیه و دیگر نقاط روسیه به روحیه مردم این کشور آسیبزده است. هر چند مدودف برای جبران این وضع دست به اقداماتی زده ولی بعید است که این اقدامات توجه مردم روسیه را به خود جلب کرده باشد. طی یک ماه گذشته و به دنبال انفجارهایی که در فرودگاه «راماد دووا» مسکو به مرگ 36 تن و مجروحیت 130 تن انجامید، مدودف از اوضاع امنیتی وزارت کشور روسیه انتقاد کرد و طی حکمی هفت تن از ژنرالها و یک سرهنگ وزارت کشور روسیه را از کار برکنار کرد. در بعد سیاسی نیز مدودف با اعلام اینکه نظام سیاسی روسیه باید اصلاح شود و اشکال جدید اجرای دموکراسی در روسیه ایجاد شود سعی کرد توجهات داخلی و خارجی را جلب کند. اما به نظر میرسد این امر هم چندان مورد توجه مردم روسیه قرار نگرفته باشد.
به هر حال به نظر میرسد، دوران مدودف در حال به پایان رسیدن است و این استاد سابق دانشگاه سن پترزبورگ باید به محل سابق کار خویش و کرسی حقوق آن دانشگاه برگردد. «حزب روسیه واحد» که زمانی به تبعیت از پوتین حامی مدودف بود، در حال حاضر سایه سر خود را از سر وی برداشته و به پوتین مرد قدرتمند حال حاضر روسیه نظر دارد. با اینکه در حال حاضر بیش از 30 حزب در روسیه شناسایی شدهاند، اما حرف اول و آخر در بین این احزاب را «حزب روسیه واحد» میزند. این حزب که حزب حاکم روسیه است، ولادیمیر پوتین را به عنوان تنها نامزد خود برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 این کشور برگزید. اعمال موضع شفاف حزب «روسیه واحد» درواقع ضرب شست پوتین از مدودف در فضایی است که همزمان با نزدیک شدن انتخابات 2012 شکاف دیدگاه بین طرفین نیز آشکارتر میشود. آنطور که برخی از تحلیلگران میگویند پوتین با جلب حمایت حزب روسیه واحد، به مدودف نشان داد که هر چند در کاخ کرملین رئیسجمهور نیست ولی هنوز هم امکانات حزبی را در اختیار دارد. بنا بر این به نظر میرسد که ولادیمیر پوتین برای برنده شدن در انتخابات سال 2012 باید تنها اعلام کند که نامزد این سمت خواهد شد چرا که میلیونها نفر در سراسر روسیه به ولادیمیر پوتین به عنوان تنها ضامن دوگانه امنیت و بهبود وضعیت اقتصادی مینگرند که مدودف حداقل در تأمین یکی از آنها چندان موفق عمل نکرده است.
نکته مهم این است که با نزدیک شدن به انتخابات 2012 شکاف بین پوتین و مدودف نه تنها افزایش پیدا میکند، بلکه اختلافهای سیاسی و استراتژیکی که زمانی حاکمیت پوتین بر آنها سرپوش گذاشته بود، بیشتر خواهد شد. آیا میتوان انتخابات 2012 را نقطه ظهور احزاب جدید و شکاف حزبی در داخل حزب روسیه واحد تلقی کرد. شبکه راشا تودی روز 19 آوریل 2011 گزارشی منتشر کرد که ظاهراً از گرایش فزاینده نسلی از رهبران جدید حزب روسیه واحد سخن میگوید. این گزارش که با عنوان «روسیه واحد جنبش جدیدی برای مدرنیزهسازی ثبت میکند» موید شکاف قریبالوقوع در داخل حزبی است که بعد از سقوط کمونیسم، رهبر و راهبر تحولات در روسیه و کرملین بوده است.