در روزهای اول حمله غرب به لیبی، هواپیماهای B-2 ایالات متحده 45 عدد بمب بر سر مردم ریختند که هر کدام از این بمبها 2000 پوند وزن داشتند و حامل اورانیوم غنی شده بودند، مادهای که به فراوانی در سلاحها و راکتورهای هستهای استفاده میشود.به گزارش فارس، پایگاه اینترنتی "juventudrebelde " در گزارشی به بررسی حمله نظامی ایالات متحده آمریکا و برخی کشورهای اروپایی به لیبی پرداخته و مینویسد: غرب لیبی را میخواهد. محافظت از افراد غیر نظامی بهانه است، حال آنکه حملات هوایی پیشبینی شده ناتو با هدف هموار کردن راه برای معترضان به منظور از میان بردن قذافی است. * با وجود صدها کشته و استفاده از اورانیوم غنی شده چگونه این جنگ را بشردوستانه بنامیم ایالات متحده و همدستان او، جنگ صلیبی- امپریالیستی مداوم علیه لیبی را، یک جنگ بشردوستانه توصیف میکنند. اما چگونه میتوان این جنگ را بشردوستانه نامید؟ با وجود صدها کشته، خسارت به زیرساختهای بزرگ، و حتی استفاده از اورانیوم غنی شده که برای سلامتی نوع بشر بسیار مضر است، دیگر نمیتوان این جنگ را بشردوستانه توصیف کرد. * قربانیان، واقعیت این جنگ کثیف را نشان میدهند هرچند که واشنگتن، پاریس و لندن، رهبران این جنگ، پیش از این نقش اصلی را بر عهده ناتو گذاشتهاند؛ هنوز هم با افتخار میگویند: "ما از مردم غیر نظامی محافظت میکنیم ". با این وجود، قربانیان این جنگ، واقعیت این جنگ کثیف را نشان میدهند.
اگر هدف آنها دفاع از انسانهای بیگناه است، پس چرا بمبهای خود را بر سر مردم میریزند. یک تصمیم منطقی توسط شورای امنیت سازمان ملل، قبل از تصویب قطعنامه 1973- که اجازه استفاده از نیروی نظامی را میداد- فرستادن ناظرانی عینی به منطقه بود تا اتفاقاتی که واقعا رخ داده بود را تأیید کنند.
طرح پیشنهادی حامیان بسیاری داشت. معمر قذافی خود چند بار آن را پیگیری کرد، همچنین بعضی از رهبران دولتها همچون "هوگو چاوز " در ونزوئولا نیز، از این ایده دفاع کردند. اما این تصمیم نقش مهمی در ایجاد منطقه پرواز ممنوع و تحریم تسلیحاتی داشت، به علاوه باعث اضافه شدن نام قذافی به لیست ریاکارانه متهمین دادگاه بینالمللی مجازات کیفری شد. در آن زمان، تحریمهای اقتصادی تحت قطعنامه 1970 اجرا شده بود. *مرگ مردم بیگناه پیامد ماجراجویی نظامی تا به حال، ماجراجویی نظامی به مرگ مردم بیگناه، تخریب زیرساختهای نظامی و غیر نظامی - از جمله بیمارستانها و فرودگاهها منجر شده است. این تنها اندکی شبیه به جنگ 1999 در یوگسلاوی است که همچنان با عناوین بشردوستانه توجیه میشود. * مقاصد نظامی ناتو نشان میدهد حمله به لیبی یک جنایت واقعی است مقاصد نظامی ناتو، عمدتاً شامل نیروگاهها، ساختمانهای دولتی، کارخانهها، مدارس، تجهیزات پزشکی از جمله مراکز مراقبت بهداشتی کودکان است و اینها نشان میدهد حمله به لیبی یک جنایت جنگی واقعی محسوب میشود! * انتشار خبرهای نادرست و گمراهکننده با این حال فرماندهان ارتش علیه لیبی عملیات نظامی انجام میدهند و به کشته شدگانی که آنها میگویند ما از آنها دفاع میکنیم، "آسیب جدی " میرسانند. "ویلیام هیگ "، وزیر امور خارجه انگلیس، با گستاخی گفته بود که "جنگ بشردوستانه مدرن " افراد غیرنظامی را نمیکشد. خبرهای نادرست بسیاری از رسانهها منتشر شد و طولی نکشید گزارشهایی که مدعی "بربریت " قذافی بود پخش شد. آنها کشتار گزارش شده را به حداقل میرسانند و اظهارات گمراه کننده را واقعی جلوه میدهند. * وزیر خارجه انگلیس: قدرتهای بزرگ مانند قهرمانان برای نجات مردم لیبی تلاش میکنند هیگ برای متقاعد کردن افکار عمومی گفته که قدرتهای بزرگ مانند قهرمانان برای نجات مردم لیبی تلاش میکنند و اجازه میدهند آنها به سمت دموکراسی پیش بروند! آنها حتی غم و غصه کسانی که عزیزان خود را از دست داده بودند را عملی مزخرف از سوی قذافی توصیف کردند، کسانی که به گفته آنها دستور گرفته بودند که مراسم خاکسپاری جعلی برگزار کنند.
قربانیان بمباران ناتو که از موشکهای "تاماهاوک " ایالات متحده و جنگندههای فرانسوی و انگلیسی تغذیه میشوند، مهم نیستند. در حالی که اگر در مورد تلفات غیر نظامی جنگی صحبت شود که توسط غرب ترغیب شده است، آنگاه متفقین یک نیروی خارجی هستند که در یک جنگ داخلی درگیر شدهاند که در آن بمباران راه کسانی را که میخواهند دولت را سرنگون کنند، مشخص میسازد.
یکی از گامهای اولیه فرانسه - برای راه اندازی حمله- به رسمیت شناختن مخالفان به عنوان نماینده قانونی لیبی و در نتیجه بی اعتبار کردن دولت طرابلس بود.
ایالات متحده قصد دارد معترضان را مسلح کند و با این قصد تحریم تسلیحاتی تصویب شده در قطعنامه 1973 را نادیده میگیرد. قبلاً چند جلسه برای نشان دادن امکان حمایت مالی، بین معترضان و نمایندگان واشنگتن برگزار شده است. هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا این امکان را که به هیچوجه چیز جدیدی نیست، قانونی توصیف کرد چون که این مسئله قبل از شروع جنگ، توسط نیروی نظامی آمریکا و محافل دولتی مطرح شده بود.
"ویلیام کامرون "، نخست وزیر انگلیس مدعی است قطعنامه هر طور که تصویب شود به نفع آنهایی است که از مردم محافظت کردهاند اگر اسناد تأیید شده توسط شورای امنیت سازمان ملل اجازه "همه اقدامات لازم " برای محافظت از افراد غیر نظامی را بدهد. هر یک از سران حکومت بر اساس فهم خود آن را تفسیر میکنند، در صورتیکه آنها شروط اصلی نقض پیمان استقلال و حاکمیت لیبی را فراموش میکنند.
پیشنهاد دیگر کامرون تقسیم کشور به دو قلمرو است. سران نظامی انگلیس بر سازماندهی و آموزش شورشیان اصرار میورزند. با این کار آنها میخواهند شرکتهای امنیتی و غیردولتی بسیاری را به کار گیرند که بعضی از آنها شامل سربازان زبده قدیمی یگان خدمات ویژه هوایی هستند. * هدف اصلی، ایجاد دولتی جدید که بر اساس منافع ابرقدرتها باشد هدف واقعی، برکناری قذافی و ایجاد یک دولت جدید است که بر اساس منافع ابرقدرتها باشد. در طول جلسهای که این هفته با نمایندگان شورای ملی انتقالی- بنا به ادعای خودشان به عنوان تنها نماینده مردم لیبی- در "بنغازی " تشکیل شد، یک دیپلمات ایالات متحده از علاقه دولت متبوع خود نسب به سرنگونی قذافی صحبت کرد. * پارادوکس نفاق اگر ایالات متحده و متحدانش واقعا نگران "دموکراسی " هستند چرا به عربستان صعودی، یمن یا بحرین حمله نمیکنند. آنهایی که خواستار تغییرات سیاسی در این کشورها هستند، باعث به وجود آمدن اهداف سرکوبگرانه شدهاند. به هر حال آنها با آمریکا همپیمان هستند، چون با توجه به وضعیتی که دارا هستند، (نفت، کنترل بر مسیرهای انتقال نفت و موقعیت استراتژیک) مواجه در برابر نفوذ ایران را تضمین میکند.
چرا آنها مصر را بمباران نکردند؟ چون که آنها نمیخواهند حمایت گسترده قاهره را از دست بدهند، هم در مسئله هستهای ایران و هم در مذاکرات بین اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطین. علاوه بر این، واقعیت این است که اسرائیل از ورود هرگونه کالایی به نوار غزه که برای جنبش مقاومت اسلامی (حماس) فرستاده شود، جلوگیری میکند. * قذافی بهعنوان یک تروریست و دشمن غرب در مراکش بمبهای زیادی ریخته شد. کشوری که صحرای غربی آن از سال 1975 بهطور غیر قانونی اشغال شده است؛ و زندانهای آن به مراکز شکنجه برای مبارزان استقلال و آزادی تنها ملت آفریقایی که میخواهند از سلطه استعمار رها شوند، تبدیل شده است و به نظر نمیرسد که آنها بتوانند به اسرائیل حمله کنند، اسرائیلی که فلسطین را اشغال کرده و با بمبافکنهای خود مرگ را به نوار غزه آورده است. برنامههای مختلفی وجود دارد اما اگر لیبی نبود حتی یک کلمه اعتراض هم وجود نداشت. قذافی مهرهای نبوده است که غرب بتواند به راحتی آن را از بین ببرد. سیاست او بر پایه دفاع از سلطنت نه تنها لیبی، بلکه تمام کشورهای آفریقایی است. از اینرو واشنگتن لیبی و رهبر آن را به عنوان دشمن و تروریست نشان داد و بدینگونه آنها به اهداف سازمان سیا در دوره جنگ سرد تبدیل شدند. در 1986 "رونالد ریگان "، رئیس جمهور ایالات متحده یک عملیات نظامی علیه آنها انجام داد که در آن دهها نفر، از جمله یکی از دختران قذافی، کشته شدند. * قذافی بهعنوان یک دوست غرب پس از چند دهه تنش، سازمان ملل و واشنگتن برای برنامههای هستهای، تحریمهای تحمیل شده بر کشور آفریقایی را لغو کردند و بعد از آن، شرکتهای آمریکایی همچون (Western Petroleum Corp) ، (Amerada Hess Corp) و (Chevron Texaco showed)، علاقه فراوان خود را به نفت لیبی نشان دادند. بسیاری از شرکتهای اروپایی نیز در این کار سهیم شدند. پس از آن، قذافی به خاطر ذخایر نفتی معینی که برای غرب بسیار مطلوب بود، به یک دوست تبدیل شد. رهبران لیبی حاضر به همکاری نشدند. بعضی از پیغامهای دیپلماتیک ایالات متحده که توسط ویکی لیکس منتشر شد، وسواس کاخ سفید در مورد میدانهای نفتی لیبی و مشکلات پیش روی شرکتهای فراملی در انجام عملیات در آن کشور را نشان میداد، که شامل تقاضای طرابلس برای سهم بیشتر از مزایا برای کشور لیبی بود. * منابع غنی نفت، علت حمایت غرب از معترضان سرهنگ قذافی مجبور شد که از صحنه خارج شود. و این چیزی بود که آنها در حال تلاش برای آن بودند. آنها ابتدا در تقابل با این هدف شرط گذاشتند، اما همین که قذافی نزدیک به شکست دادن شورشیان شد، آنها با عجله به دنبال تصویب قطعنامه شورای امنیت افتادند و پس از آن بود که بمبهای "بشردوستانه " بر سر مردم لیبی ریخته شد. اگر شورشها سرکوب شده بود، آنها قطعا مجبور میشدند که شرکتهای خود را از منابع غنی نفت لیبی بازگردانند. * غرب به شکست دادن قذافی مطمئن نیست به هر حال، محافل بلندپایه نظامی ایالات متحده در واشنگتن با توجه به ظرفیت بالای نیروهای قذافی برای مقاومت و همچنین با توجه به اینکه معترضان خوب سازماندهی نشدهاند، هنوز شک دارند که قذافی شکست بخورد. * پیشنهادات آمریکا ممکن است فریبکارانه باشد همانگونه که در ابتدا توسط عاملان اصلی عملیات نظامی پیشبینی شده بود، این جنگ بیشتر از آنچه که انتظار میرفت، طول خواهد کشید. ایالات متحده تأکید کرده بود که اگر قذافی از قدرت برکنار شود و کشور را ترک کند، حملات و بمباران پایان خواهد یافت. پیشنهاداتی که ممکن است فریبکاریهای بسیاری را در بر گیرد. * اورانیوم با طعم مرگ ائتلاف "توقف جنگ " استفاده از اورانیوم غنی شده در جنگ علیه لیبی را تقبیح کرد. در روزهای اول حمله، هواپیماهای B-2 ایالات متحده 45 عدد بمب بر سر مردم ریختند. هر کدام از این بمبها 2000 پوند وزن داشتند - مثل موشکهای کروز که قبلا استفاده شده بود - و حامل اورانیوم غنی شده بودند، مادهای که به فراوانی در سلاحها و راکتورهای هستهای استفاده میشود.
اورانیوم غنی شده به دلیل وزن سنگینی که دارد (1.7 برابر چگالتر از نصب شدههای قبلی) میتواند از ماشینهای زرهی و ساختمانها عبور کند. پس از انفجار، یک ابر از بخار سوزاننده بالا میآید و سپس به صورت غبار سمی و رادیواکتیو پایین میآید. * تأثیرات مخرب اورانیوم استفاده شده در لیبی ذرات اورانیوم غنی شده ممکن است وارد ریه و سایر اعضای بدن شود و سالها در بدن بماند، بنابراین باعث بیماریهای کلیه و آسیبهای جدی به کروموزومهای مربوطه، سرطان، بیماریهای پوستی و حالات عصبی میشود. زنان بارداری که در معرض این ماده قرار میگیرند، تاثیرات ژنتیکی این ماده را به کودکان خود انتقال میدهند. * امکان آلوده شدن سیستم آبرسانی لیبی شبکه ایراکتیو (Euractiv) نیز، حملات هوایی ناتو که باعث یک فاجعه زیست محیطی در لیبی میشود را تقبیح کرد. اگر آنها به تاسیسات رودخانههای مصنوعی بزرگ آسیب برسانند، میلیونها شهروند را از نوشیدن آب آشامیدنی محروم میکنند. این بزرگترین سیستم آبرسانی با چهار هزار کیلومتر لوله است که روزانه 6 میلیون متر مکعب آب را از چاههای صحرای بزرگ به شهرهای واقع در امتداد نوار ساحلی شمالی میرساند. رودخانه مصنوعی از مناطق "برگا "، "آجدابیا " و بنغازی عبور میکند، مناطقی که بمبارانها در آنجا متمرکز شده است.
در قسمت پایین زمینهای خشک لیبی یک اقیانوس زیرزمینی جریان دارد که "سفره زیرزمینی نوبیا " نامیده میشود، که احتمالاً بزرگترین سفره زیرزمینی دنیا باشد و میتواند در مرکز توجه متجاوزان باشد.