شهری بدون جاذبه بصری و ترافیکی به هم پیوسته بخش کوچکی از آن چیزی است که به دلیل فقدان مدیریت شایسته و یا به گفتاری بهتر، وجود مدیریتی سلیقهای در بخش توضیحات شناسنامه تهران به ثبت رسیده. از 370 محلهای که امروز در تهران وجود دارند هیچ یک دارای شناسنامهای خاص نیستند تا بتوان آنها را از یکدیگر بازشناسی کرد. با وجود اینکه تهران در سال 90 بین پنج شهر برتر جهان حائز رتبه شد و شهرداران برخی از ابرشهرهای جهان به حال این شهر دودگرفته غبطه خوردهاند مردم محلات تهران با بافت فرسوده، جمعیتی به هم فشرده، نبود سامانه خدماتی مناسب و زیرساختهایی که وجود ندارد دست و پنجه نرم میکنند تا این نکته یادآور شود که تهران از درون، خودمان را کشته و از بیرون دیگران را. اما با تمام این اوصاف گویی از این پس تهران رنگ و رویی دیگر پیدا خواهد کرد زیرا مسئولان شهری بعد از 40 سال با راهکاری جدید در عرصه مدیریت شهری وارد میدان شدهاند. برنامههایی که قرار است از نیمه دوم اردیبهشت ماه سال جاری به مرحله اجرا درآید و شهر تهران از مدیریت سلیقهای که از سابقهای 200 ساله برخوردار است رهایی یابد و به سوی مدیریت راهبردی حرکت کند. این راهکار چیزی نیست جز طرح تفصیلی که از هشت سال پیش کار کارشناسی و تنظیم آن کلید خورد و در سال 86 به تصویب شورای اسلامی شهر تهران رسید. در این طرح قرار است هر اقدامی که میخواهد در ساختار شهر تهران صورت بپذیرد بر اساس بندها و نقشههای از پیش تعیین شده صورت گیرد و عرصه بازاطلاعاتی فراهم آید که از طریق آن دیگر برخی افراد با استفاده از رانتهای اطلاعاتی به دنبال اسناد محرمانه توسعه شهر نباشند و از این طریق سرمایههایشان را در این حوزه سرازیر نکنند. از سوی دیگر میتوان به این موضوع دل بست که با اجرایی شدن طرح تفصیلی تهران دیگر مردم و کارشناسان درگیر دالانهای بسته بخشنامهها و دستورالعملهای موردی و متناقض که گاهی موجبات سردرگمی میشدند نشوند و مسئولان را با عدم صراحت در تصمیمگیری روبهرو نسازند. بازگشت زندگی به کوچههای شهراگر به اغراق گفته نشود اجرای طرح تفصیلی بعد از سالها میتواند شاهکلیدی باشد تا از طریق آن بسیاری از بیسامانیها در شهر سامان یابد و شهروندان به عنوان رکن اصلی حیات شهری از زندگی شهری که سالیان سال حتی مفهوم آن را نیز درک نکرده و آن را به فراموشی سپرده بودند برخوردار شوند. این طرح کارشناسی که با صرف 14 هزار ساعت نفر کمکم به مرحله اجرای خود نزدیک میشود نظرات مثبت و منفی بسیاری از کارشناسان را با خود به همراه داشته و یک سؤال اساسی به وجود آورده و آن هم اینکه طرح تفصیلی برای شهری چون تهران که وسعتی حدود 720 کیلومتر مربع را دربرگرفته چگونه میتواند محله به محله و کوچه به کوچه مورد اجرا قرار گیرد در حالی که معیارها و سیاستهای اصلی شهر نیز مورد توجه قرار گیرد؟ در همین رابطه معاون شهرسازی و معماری شهرداری تهران با اشاره به ضرورتهای اجرای طرح تفصیلی در کلانشهر تهران میگوید: «لایحه این طرح با 14ماده و 50 تبصره به شورای شهر تهران ارائه شده و در جلسات متعدد در کمیسیونهای تخصصی مورد بررسی قرار گرفته و در بیش از 40 صحن علنی شورا مطرح شده و در نهایت به تصویب رسیده است.»هیربد معصومی در ادامه میافزاید: «بر اساس تأکیدی که شورای شهر و شهردار تهران دارند تهران باید بر اساس یک سند توسعه اداره شود تا بتوان از هر گونه اقدام از پیش تعریف نشده جلوگیری کرد.»وی با بیان اینکه طرح تفصیلی شهر تهران میبایست در قالب یک برنامه پنج ساله توسط شهرداری به مرحله اجرا برسد، بیان میدارد: «این طرح از این قابلیت برخوردار است که بعد از پنج سال مورد بازنگری قرار گیرد چرا که مبنی بر این است که محله به محله شهر تهران ساماندهی شود و الگویی باشد برای توسعه تک تک بخشها با توجه به معیارهای بومی و اسلامی. این توان بازنگری باعث میشود تا طرح روزآمد شده و از نقصهای آن کاسته شود.»توجه به معیارهای بومی و اسلامی میتواند یکی از مهمترین شاخصهایی باشد که به عنوان شعار برای طرح تفصیلی تهران انتخاب شده و مسئولان شهری را موظف کرده تا برای رسیدن به آن از تمام توان خود بهره ببرند. اگر نگاهی اجمالی به ساختار شهری تهران بیندازیم رسیدن به این نکته چندان سخت نیست که شهر پهن شده تهران که از حیث گسترش پا را از مرزهای قانونی فراتر گذاشته و حجم انبوه ساخت و سازها، رشد بیپروای جمعیت و پذیرایی از 30 درصد صنایع کشور را در پرونده خود جای داده دیر زمانی است که معیارهای بومی و اسلامی را به فراموشی سپرده و جای خود را به ساختمانهایی با نمای شیشهای داده است. بازیابی آنچه امروز از آن به فراموششدگان یاد میشود هر چند سخت و حتی ناممکن به نظر میرسد اما عدم صدور مجوز پایان کار برای ساختمانهایی که از نمای شیشهای استفاده کردهاند خود میتواند نشان از عزم جدی مسئولان شهری برای بازیابی معیارهای بومی همزمان با زمزمههای آغاز طرح تفصیلی تهران داشته باشد. طرح تفصیلی، مانعی برای رشد بیرویه شهردر میان نظرهای مختلف کارشناسان و مسئولان شهری حمید بهبهانی، وزیر سابق راهوترابری نیز توجه ویژهای به طرح تفصیلی دارد و آن را مانعی برای رشد بیرویه پایتخت معرفی میکند. وی میگوید: «طرح تفصیلی جدید شهر تهران ضمن مشخص کردن محدوده کمربند تهران، تعیین میکند که چه مناطقی باید بلند مرتبه باشند و مناطق کوتاه مرتبه کجا قرار میگیرند.»وی در ادامه میافزاید: «این تقسیمبندیها از پیشرفت و توسعه بیرویه شهر تهران جلوگیری میکند و باعث میشود که حاشیهنشینی در تهران کاهش یابد. در حقیقت میتوان گفت طرح تفصیلی جدید شهر تهران آرایش کاملی به این شهر خواهد داد.» بهبهانی با تأکید بر اینکه طرح تفصیلی جدید شهر تهران قطعاً باید به سراغ کمبودهای شهر برود، اظهار میدارد: «مهمترین کمبود پایتخت نداشتن فضای سبز کافی است. سرانه فضای سبز باید حدود 20 تا 25 درصد باشد و به همان نسبت که فضای سبز کوتاه گسترش پیدا میکند فضای سبز درختکاری هم ایجاد شود.»وزیر سابق راه و ترابری خاطرنشان میکند: «برای گسترش فضای سبز شهر تهران باید در مناطقی که به عنوان شش و ریه این شهر محسوب میشوند درختکاری کرد؛ در عین حال در حفظ و نگهداری باغهای موجود هم باید کوشش بسیاری به خرج داد و از قلع و قمع کردن درختان برای ساختوساز بیرویه نیز جلوگیری کرد.»نکتهای که در طرح تفصیلی به عنوان یکی از مهمترین طرحهای مدیریت شهری احساس میشود توجه به مقوله فرهنگ و کمبود عناصر فرهنگی در ساختار شهری تهران است. برخی کارشناسان بر این باورند که همتراز با افزایش سرانه فضای سبز در سطح شهر باید از پتانسیلهای موجود در آنها برای بهرهبرداری فرهنگی نیز استفاده شود. در همین رابطه بهبهانی وزیر سابق راه و ترابری ایجاد و تعریف مراکز فرهنگی را از دیگر وظایف طرح تفصیلی جدید شهر تهران برمیشمرد و بیان میدارد: «طرح تفصیلی باید امکانی را فراهم کند تا پارکهای متعدد با کاربریهای متفاوت در هر منطقه ایجاد شود. برای مثال پارکهایی برای ورزش، فیلم دیدن، نگهداری حیوانات، پارک فناوری، پیستهای مختلف دوچرخهسواری، موتورسواری و پارکهای آموزش قوانین راهنمایی و رانندگی و ترافیک برای سنین مختلف. در واقع در این نوع پارکها با شبیهسازی یک شهر و وسایل نقلیه مختص آن، کودکان با قوانین راهنمایی و رانندگی آشنا شده و برای ورود به جامعه آماده میشوند.»این استاد دانشگاه خاطر نشان میکند که میزان انعطافپذیری طرح تفصیلی جدید شهر تهران بستگی به طراح و کارفرمای این طرح دارد. در حال حاضر متوجه شدهاند که تهران با کمبود فضای سبز مواجه است و برای جبران آن حاشیه بزرگراهها را خریداری کرده و تبدیل به فضای سبز میکنند. چالش یا فرصتیقیناً یافتن مدیریتی سامان یافته برای شهری چون تهران میتواند نوید روشنی برای آینده این شهر به حساب آید اما برخی کارشناسان و شهروندان نسبت به آن با تردید مینگرند و بر این باورند که این طرح نمیتواند شهر تهران را از نابسامانیهای موجود نجات داده و نقطه امیدی به حساب آید لذا این طرح خود باعث میشود تا عده کثیری از شهروندان به متضررانی بزرگ مبدل شده و عدهای دیگر عایدی بسیاری را دریافت کنند. یکی از شهروندان در این زمینه میگوید: «وقتی مشخص میشود هر یک از پلاکهای ثبتی در آینده شهر چه جایگاهی پیدا میکنند آن واحدهایی که قرار است کاربریشان به اتوبان و یا پارک تغییر کند با افت شدید قیمتی روبهرو میشوند و در مقابل واحدهایی دیگر که کاربری تجاری برای آنها فرض شده با جهش قیمتی روبهرو میشوند که این به هیچ وجه عادلانه نیست.»یکی دیگر از شهروندان در این رابطه بیان میدارد: هر ساختمان در ایران حدود 30 الی 40 سال عمر میکند. حسابش را بکنید که با شروع طرح تفصیلی یک ساختمان به تازگی در یکی از محلات که در آینده قرار است کاربری فضای سبز داشته باشد ساخته میشود. پس طرح تفصیلی حداقل تا چهل سال دیگر قابل اجرا در آن محل نیست چرا که ساختمانی که ساخته میشود باید عمر خود را بکند و هنگامی که دوباره خواستند آن را از نو بسازند آن وقت تصمیمات جدید اتخاذ شود!»تهران، بمب اتم در حالی که نظرات مردم با کارشناسان متفاوت است اسماعیل نصیری دکترای برنامهریزی شهری در گفتوگو با جوان میگوید: طرح تفصیلی بخشی از طرح جامع به حساب میآید. طرح جامع یک طرح کلی است شامل وسعت شهر، میزان نهایی جمعیتپذیری و غیره. این در حالی است که طرح تفصیلی به صورت جزئیتر بوده و محله به محله عمل میکند و تصویری که کارشناسان برای آن تعریف کردهاند را به نمایش میگذارد. متأسفانه این دید که طرح تفصیلی باعث ضرر یا سود عدهای میشود بسیار مبتدیانه است چرا که زمانی که این طرح در حال آمادهسازی است برای چگونگی مقابله با قیمتها نیز چارهاندیشی شده است. وی در ادامه میافزاید: این بدان معنی نیست که این طرح بینقص است. وقتی فردی میگوید آن خانه باید تا پایان عمر خود باقی بماند و طرح تفصیلی معطل آن باشد کاملاً اشتباه است چرا که وقتی موعد اجرای طرح رسید از آنجایی که آن ملک در طرح مورد نظر تعریف شده شهرداری بر اساس قانون باید اقدام به خرید آن کند و طرح را به مرحله اجرا بگذارد. مردم باید بدانند طرح تفصیلی دارای یک پروسه زمانی خاص است. از زمانی که طرح برای عموم مشخص میشود و کار در محلهای شروع میشود دیگر کسی اجازه ساخت و ساز و یا تغییر کاربری ندارد ولی این بدان معنی نیست که دیگر کسی خریدار ملک فرد نباشد و صاحب ملک متضرر شود این در حالی است که شهرداری تمام شرایط را لحاظ کرده و با قیمتی مناسب و یا با ملکی جایگزین از ضررهای احتمالی جلوگیری میکند».این استاد دانشگاه در ادامه میافزاید: ما باید در این بین به این نکته نیز توجه داشته باشیم که شهر تهران بمب اتمی است که در صورت عدم توجه به آن و عدم اجرایی شدن طرح تفصیلی میتواند خطرات بسیاری را برای شهروندان به همراه داشته باشد. حال اگر ما به این تهدید جدی کارشناسانهتر نظاره کنیم به این نکته خواهیم رسید که با اجرای طرح تفصیلی اگر برخی از شهروندان با مشکل روبهرو شوند، در برابر چیزی که به دست میآوریم قابل قیاس نیست و ما نمیتوانیم برای عدهای معدود کل شهروندان تهرانی را با مخاطره روبهرو سازیم. بازگشت امید به شهر مردهاز سوی دیگر محسن سرور دکترای شهرسازی در پاسخ به این سؤال که آیا طرح تفصیلی یک پروژه ناکارآمد به حساب میآید که باید منتظر بود اولین حرکتهای مثبت آن را هشتاد سال بعد دید و به درد جامعه کنونی نمیخورد میگوید: «زمانی دغدغه اصلی تمام شهرهای دنیا نداشتن طرحی همهجانبه برای توسعه بود که طرح جامع و تفصیلی این دغدغه را برای تهران مرتفع کرد. خوشبختانه بعد از سالیان دراز این طرح در شهر بزرگی مانند تهران در حال شروع شدن است و امیدها به شهر مرده تهران بازگشته است. طرح تفصیلی به تهران جان دوباره میدهد و پویایی را به آن برخواهد گرداند. ما نباید با نظراتی غیرکارشناسانه در برابر آن صفآرایی کنیم.»این استاد دانشگاه در ادامه بیان میدارد: «تهران روی کمربند زلزله قرار گرفته و هر آن احتمال فعال شدن گسلهایی که در بستر آن است وجود دارد. شما به نوع ساختمانسازیهایمان نگاه کنید که از هیچ استانداردی تبعیت نمیکنند. شما به طرحهایی که تاکنون کلید خورده و همچون لکههای زرد در نقشه تهران بدون هیچ پیگیری باقی ماندهاند نگاه کنید. اینها همه از ضرباتی است که ما از مدیریت سلیقهای خوردهایم و شهر به این شکل درآمده. به عنوان مثال برای احداث بزرگراه امام علی (ع) که قرار بود تا اتوبان بعثت امتداد پیدا کند بر اساس طرح، بسیاری از خانهها از مردم خریداری و تخریب شد و به همین میزان خانه به صورت یک در میان در مناطقی که طرح از آن عبور میکرد باقی ماند. کسانی که فروختند پولشان را گرفتند و رفتند ولی آنهایی که هنوز نفروختهاند دیگر اجازه فروش پیدا نمیکنند چرا که مسیر اتوبان مشخص است و طرح بدون هدف رها شده. ما در این نقطه ضرر دادهایم ولی اگر طرح تفصیلی به اجرا درآید هر عنصری که در شهر بخواهد ایجاد شود و یا از بین برود باید بر اساس آن صورت گیرد نه مانند طرح بزرگراه امام علی (ع) که مردم در بلاتکلیفی به سر میبرند. طرح تفصیلی طرحی است که از ابتدا تکلیف مردم را روشن کرده و آنها را دچار آشفتگی نمیکند.» مبارزه با رانتخواریهادر اولین روزهایی که طرح تفصیلی در سال 86 به تصویب رسید قالیباف شهردار تهران در مورد اجرایی شدن طرح گفت که شهرداری قصد دارد جزئیات طرح تفصیلی و جامع شهر تهران را روی پرتال قرار دهد تا مردم بدانند کاربریهای شهر کجاست. وی گفت: «به نظر میرسد این اقدام بسیاری از معضلات را حل کرده و جلوی رانتخواریها را بگیرد.»شاید باید بپذیریم که دیگر تهران با روزهای گذشته فاصله خواهد داشت. به هر جای این شهر سرک بکشی ساختمانی میبینی با طرح متفاوت. نماهای مختلفی که در جای جای شهر سر از خاک بیرون آوردهاند و چهرهای ناهمگون به آن دادهاند. از سویی برنامهریزیهایی که تاکنون برای شهر تهران در قالب برنامههای مناطق و محلات صورت گرفته کمتر برمبنای توسعه پایدار بوده و بیشتر برنامههای مقطعی بوده است. اما با این اقدام که از سوی شورای شهر و شهرداری به اجرایی شدن نزدیک میشود میتوان امیدوار بود که به تدریج محله به محله این شهر طرحی نو براساس معیارها و الگوهای پایدار را در خود ببیند و برنامهای مشخص برای هر محله وجودداشته باشد.