کد خبر: 446584
تاریخ انتشار: ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۸:۱۳
متهم به حبس و پرداخت دیه محکوم شد

به گزارش خبرنگار «جوان» نماینده دادستان تهران در جلسه رسیدگی گفت: پرونده دهم خرداد سال گذشته در شعبه 113 مورد رسیدگی قرار گرفت. دادگاه متهم را به قصاص محکوم کرد، اما دیوان عالی کشور با تشخیص شعبه در عهد پرونده را به این شعبه ارسال کرده است. من به نمایندگی از سوی دادستان تهران برای متهم درخواست مجازات می‌کنم. در ادامه اولیای دم بار دیگر درخواست قصاص کردند.
محمد- 16 ساله- در حالی که به شدت می‌گریست با قدم‌های لرزان مقابل هیئت قضایی شعبه 71 دادگاه کیفری ایستاد و بریده بریده گفت: عصر روز نوزدهم شهریور سال 88 یکی از دوستانم به منزل ما مراجعه کرد و ادعا کرد شخصی در کوچه برای خواهر 20 ساله‌ام ایجاد مزاحمت کرده است. من که ناراحت شده بودم با برداشتن چاقوی آشپزخانه به کوچه آمدم، اما متوجه شدم شخصی که دوستم به عنوان مزاحم معرفی کرده یک پسر 10 ساله‌ است، بنابراین چاقو را در جورابم گذاشتم و قصد رفتن به خانه را داشتم که متوجه شدم دوستم- امید 15 ساله- به همراه بچه‌های محل در پارک مشغول بازی است. به دلیل شدت علاقه‌ای که به امید داشتم من هم به جمع آنها ملحق شدم. اسکناس 500 تومانی امید بین من و بچه‌ها می‌چرخید. امید از من درخواست کرد پولش را به او بدهم. من به او اطمینان دادم 500 تومانی در دست بچه‌های دیگر است که ناگهان امید دمپایی‌های مرا مخفی کرد.
متهم در ادامه گفت: من ناراحت شدم و ناخواسته چاقویی که در جوراب داشتم بیرون آوردم و یک ضربه به سینه‌اش زدم. زمانی که امید نقش زمین شد، گفت: در سینه‌ام احساس درد می‌کنم. من به شدت ترسیدم. او را بغل کردم و در دفتر پارک اورژانس را خبر کردم و خودم در آمبولانس دست‌هایش را می‌فشردم و با گریه طلب بخشش می‌کردم. محمد در ادامه گفت: امید به من دلداری می‌داد تا اینکه به بیمارستان امام حسین رسیدیم. تلاش پزشکان برای نجات او آغاز شد. پزشک معالج نسخه‌ای برای تهیه داروهایش به من داد. من هیچ پولی به همراه نداشتم و لحظاتی کابوس‌وار را سپری می‌کردم به ناچار به پدرم خبر دادم تا او برایم راه چاره‌ای بیابد، اما دو ساعت بعد امید به دلیل شدت جراحت‌هایش تسلیم مرگ شد و مرا تنها گذاشت.
محمد در ادله دفاعیاتش رو به خانواده امید کرد و در حالی که اشک پهنای صورتش را گرفته بود، گفت: شما می‌دانید که من به امید علاقه زیادی داشتم و هرگز از روی قصد او را نزده‌ام. اگر شما امید را از دست دادید، من هم عزیزترین دوست زندگی‌ام را از دست داده‌ام. پدر و مادرم به اندازه تمام سال‌هایی که رنج کشیده‌اند همانند شما در این مدتی که من در زندان هستم سختی کشیده‌اند و سال‌ها فرسوده‌تر شده‌اند. از شما درخواست می‌کنم مرا به دلیل خطایی که مرتکب شده‌ام، عفو کنید.
در ادامه جلسه وکیل محمد- خانم حاج محمدعلی- پس از تقدیم لایحه دفاعی گفت: محمد پس از حادثه برای نجات دوستش تلاش کرده است و حادثه بدون هیچ انگیزه ابتدایی رخ داده است. او از هیئت قضایی با در نظر گرفتن شرایط سنی و روحی متهم درخواست گذشت کرد.
قاضی عزیزمحمدی پس از شنیدن آخرین دفاع متهم با اعضای دادگاه وارد شور شد و پس از بررسی محتویات پرونده متهم را به حبس و پرداخت دیه محکوم کرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار