کد خبر: 446582
تاریخ انتشار: ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۸:۱۰

به گزارش خبرنگار «جوان» کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پانزدهم اسفند 89 جسد پیرمردی را در تهرانپارس کشف کردند که چهره‌اش به علت آسیب شدیدی که به صورتش وارد شده بود، قابل شناسایی نبود.

از آنجا که هویت مقتول مشخص نبود در بررسی از فهرست افراد گمشده مشخصات ظاهری و سن یکی از گمشدگان به نام «علی – 56 ساله» که شباهت زیادی به مقتول داشت، توسط خانواده او شناسایی شد.

خانواده مقتول اظهار داشتند پدرمان چهاردهم اسفند 89 با اتومبیل شخصی‌اش از خانه خارج شد اما تاکنون برنگشته است در حالی که خودروی پدرمان صحیح وسالم نزدیک منزلمان پارک شده بود.

آنها به کارآگاهان گفتند: چند روز بعد از اینکه خودروی پدرمان را پیدا کردیم، نامه‌ای از قزوین از قول پدرمان به دست ما رسید که خانه را ترک کرده بود، اما متوجه شدیم نامه را شخص دیگری نوشته است، به جز این نامه یک چک 30 میلیون ریالی هم پیدا کردیم که مشخص شد چک توسط یکی از دوستانش نقد شده است.

کارآگاهان در ادامه تحقیقات خود متوجه شدند مقتول رابطه خوبی با خانواده‌اش نداشته به طوری که اظهار داشتند او با خانواده‌ای در شهرری ارتباط داشته است.
با اظهارات خانواده مقتول، کارآگاهان موفق به شناسایی فردی به نام «محسن» در شهر ری شدند که در همان مراجعه اولیه متوجه آثار سوختگی ناشی از اسید روی دستان این فرد و همسرش «حمیده- 40 ساله» شدند که با اظهارات ضد و نقیض این زن و شوهر مأموران آنها را دستگیر کردند و تحقیقات از آنها آغاز شد.

«حمیده» علت سوختگی دست‌هایش را درست کردن غذا عنوان کرد اما در ادامه اعتراف کرد: به علت اختلاف با شوهرم می‌خواستم با اسید خودکشی کنم که منصرف شدم.
بدین ترتیب محسن که به همراه حمیده همسرش دستگیر شده بودند، در جریان تحقیقات پلیس مجبور به اعتراف شد. او به کارآگاهان گفت: دو سال قبل «علی» به مدت سه ماه راننده سرویس دخترم بود، حتی یک روز که دخترم مریض شده بود به بهانه دیدن او به خانه ما آمد تا اینکه چند ماه قبل پسر علی به در خانه ما آمد و گفت ازاین به بعد پدرم را به خانه‌مان راه ندهید. من که به او مشکوک شده بودم چند روز سرکار نرفتم و جایی پنهان می‌شدم تا اینکه یک روز چند دقیقه بعد از خارج شدنم علی به در خانه ما آمد.

وقتی از منزلم بیرون آمد موضوع را از همسرم پرسیدم که او در جوابم گفت مدتی است که علی با اصرار به من می‌خواهد ما از هم جدا شویم و با او ازدواج کنم ودر این مدت هم از ترسم به تو چیزی نگفتم.

محسن در ادامه گفت: من و همسرم تصمیم گرفتیم تا با کشیدن نقشه‌ای او رابه خانه‌مان دعوت کنیم، بعد هم با اسید او را به قتل برسانیم تا اینکه صبح روز حادثه علی به در خانه ما آمد و به محض اینکه وارد خانه شد حمیده اسیدی را که داخل یک پارچ ریخته بودیم روی صورت او پاشید و من هم با چوب به سر و صورت او چند ضربه زدم و برای اینکه صدای داد و فریادش را همسایه‌ها نشوند، پارچه‌ای داخل دهانش گذاشتیم،اما مقداری از اسیدها روی دست ما ریخت، بعد هم جسد را داخل گونی گذاشتیم و هنگامی که هوا تاریک شد آن را داخل ماشین خودش گذاشتیم و در یکی از خیابان‌های تهرانپارس رهایش کردیم، ماشین او را هم جلوی در خانه‌اش پارک کردیم، بعد هم پس از یک هفته نامه‌ای از زبان علی نوشتیم و آن را از قزوین به آدرس خانه‌اش پست کردیم.

سرهنگ عباسعلی محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ ضمن هشدار به شهروندان گفت: متهمان پس از اعتراف جهت تکمیل پرونده همچنان در اختیار کارآگاهان اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی پایتخت قرار دادند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار