رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار با مردم فارس بر ضرورت دوری از اختلاف و شکاف برای ناکام کردن دشمن تأکید و تبلیغات رسانههای بیگانه را در مورد قضایای مرتبط با وزارت اطلاعات در روزهای اخیر بیاهمیت دانستند، اما فرمودند: «ببینید که چه جنجالی به راه انداختهاند و در تحلیلهای خود میگویند در جمهوری اسلامی ایران شکاف و حاکمیت دوگانه به وجود آمده و رئیس جمهور، حرف رهبری را گوش نکرده است.»معظمله با تأکید بر اینکه اعضای دولت و شخص رئیس جمهور حقاً و انصافاً مشغول خدمت در کشور هستند، خاطرنشان کردند: «ملت و رهبری همواره از خط کار و خدمت حمایت میکنند و ملاک هم اشخاص نیستند، بلکه ملاک اصلی خط کار و خدمت است.» در ادامه نیز ایشان با یادآوری اینکه مسئولیتها و وظایف در قانون اساسی مشخص است، افزودند: «رهبری هیچ گاه بنای دخالت در تصمیمها و کارهای دولت را ندارد، مگر آنجایی که احساس کند مصلحتی مورد غفلت قرار گرفته است.»رهبر معظم انقلاب اسلامی ضمن آنکه به صراحت اعلام فرمودند: «در قضیه اخیر هم که چندان مهم نیست، احساس شد از مصلحت بزرگی غفلت شده است» در ادامه نیز با تأکید بر اینکه نظام جمهوری اسلامی دستگاه مقتدری است و رهبری هم محکم در مواضع صحیح خود ایستاده است، قاطعانه بیان کردند: «تا زمانی که من زنده هستم و مسئولیت دارم، نخواهم گذاشت حرکت عظیم ملت ایران به سوی آرمانها، ذرهای منحرف شود.»این سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی در واقع اتمام حجت تاریخی و تعیینکنندهای است که در بازگشت به برنامه مرموزانه یک باند نفوذی و قدرتطلب در اطراف رئیس جمهور برای انحراف مسیر دولت از خدمت و تلاش بیشائبه برای اجرای عدالت و کار به نفع عمران و آبادانی انجام شد؛ باند منحرف و قدرتطلبی که رأی مردم به کار، خدمت و پاکی و اعتماد به روحیه مردمی و ستیز احمدینژاد با تبعیض و رانتخواری و مقاومت در برابر صهیونیسم و استکبار را برای منافع حقیر باندی و گروهی خویش مصادره کرده و همزمان بر شخص رئیس جمهور و مردم و نظام جفا میکند چراکه این باند با فرصتطلبی و شتابزدگی به دنبال تثبیت خویش در بدنه قدرت برآمده و همانگونه که سرکرده گروه خودساخته وعاظ ولایی از الان ریاست جمهوری رأس این باند را اعلام میدارد، سرپلهای قدرت غصب شده با نفوذ و چاپلوسی را تضمینی برای توسعه و گسترش در آینده میداند.با همین نگاه انحرافی است که شعار خدمت و کار به نفع مردم، پاکی و پاکدستی و مبارزه با فساد و رانتخواری که برخاسته از گفتمان خدمت و عدالت رهبری و پشتوانه رأی مردمی به رئیس دولت فعلی بوده، توسط این باند خطرناک به حاشیه میافتد و جای آن را گروکشی و خط و نشان کشیدن برای نظام و رهبری میگیرد تا حتی وقیحانه همان اهداف سیاست فشار از پایین، چانهزنی از بالا را از مسیر سیاست، قهر و جنجال پیگیری نماید؛ سیاستی که ابزار آن را در چنگ انداختن به منابع دولتی و حتی به انحصار درآوردن دستگاه اطلاعاتی کشور، جستوجو کرده و عواطف و علقههای احساسی رئیس جمهور را برای پیشبرد آن به کار میگیرد، اما غافل از اینکه در نظام مقدس جمهوری اسلامی، «ملت و رهبری همواره از خط کار و خدمت حمایت میکنند و ملاک هم اشخاص نیستند، بلکه ملاک اصلی خط کار و خدمت است.» در واقع مواضع آشکار لایههای بیرونی این جریان انحرافی که در روزهای اخیر با تقسیم دستورات مقام معظم رهبری به مولوی و ارشادی از یک سو و برون انداختن اهداف انحرافی و قدرتطلبانه خویش با پیشبینی شتابزده ریاست جمهوری رأس باند از سوی دیگر، دلایل تلاش برای تغییرات مهندسی شده در وزارت اطلاعات و مقاومت در برابر ابقای وزیر اطلاعات را برملا سازند، نهتنها فلسفه ورود رهبری به این مسئله را برای جلوگیری از یک غفلت و خسارت روشن میسازد، بلکه بر رئیس جمهور نیز برای پایان دادن به زمینههای بگومگوهای بیهوده و کنار نهادن مسائل و علایق شخصی به نفع مصالح و منافع نظام و مردم، اتمام حجت مینماید. امید است که ایشان با همان جسارت و شجاعت همیشگی و پایبندی به ولایتمداری و ترجیح خدمت به مردم بر هرگونه بازی و گروکشی سیاسی، امید دشمنان به بروز شکاف و به زعم آنان حاکمیت دوگانه در نظام را به یأس تبدیل کند و برخی دغدغههای علاقهمندان به نظام و دلسوزان واقعی انقلاب اسلامی و مردم را جوانمردانه پاسخگو باشد.تصمیم و اقدام امروز آقای احمدینژاد نهتنها جایگاه فعلی و آینده او را در تاریخ انقلاب و حافظه تاریخی مردم تعیین میکند، بلکه معیار و ملاکی برای تعیین میزان دلبستگی به خدمت یا خدای نکرده شیفتگی به قدرت نیز به حساب میآید و اصحاب واقعی انقلاب فریاد تاریخیشان به ثبت رسیده است که ما شیفتگان خدمتیم، نه تشنگان قدرت، البته تصمیم و اقدام در چنین عرصهای بسیار سخت و نوعی آزمون الهی است که برای موفقیت در آن باید به خدا پناه برد و از وجود نقصها و کاستیهای احتمالی خویش آگاه بود و غرور و خودمحوری را به نفع حقمحوری ذبح نمود. به نظر میرسد وقایع روزهای آینده در سرنوشت تاریخی رئیسجمهور و تفاوت و تشابه وی با رجاییها و بهشتیها تعیینکننده خواهد بود.