آزاده غلامی | تا حالا به بیمارستان سر زدهاید؟ بخش زایمان چطور؟ حتما دیدهاید که اغلب افرادی که به دیدن مادر و فرزند میروند، دسته گل و جعبه شیرینی به همراه دارند. نگاهی به چهره مادرانی که روی تخت خوابیدهاند بیندازید، میبینید که برخی حال خوشی ندارند. افسردگی پس از زایمان یکی از مشکلاتی است که امروزه در بین اغلب مادرانی که به تازگی زایمان کردهاند شایع است. برخی از افراد به سرعت این مشکل را پشت سر میگذارند و از آن عبور میکنند و برخی دیگر در گذرگاه این مشکل میمانند که البته تعدادشاناندک است. شاید تاکنون نشنیده باشید که مادر پس از زایمان حتی حاضر نشده است که فرزندش را ببیند! شاید شنیدن این حرف برایتان تعجبآور باشد، ولی مواردی از این دست وجود داشتهاند. با این حال، تأثیر روابط عاطفی مردان با همسرانشان، در بهبود وضعیت روحی و جسمی آنان بسیار مؤثر است که در این گزارش به آن پرداختهایم.دکتر پرویز روزبهانی، روانشناس و سرپرست مرکز مشاور کاخ، اظهار میکند: افسردگی پس از زایمان بیشتر در زنانی که روابط مطلوبی با همسران خود ندارند دیده میشود. این مشکل به ویژه زمانی که شوهر باید همسر خود را درک کند و این کار صورت نمیگیرد، بیشتر به چشم میخورد. زیرا زنان در دوران بارداری بیشتر نیازمند توجه از سوی همسر خود هستند و نیاز دارند که همسرشان اوقات بیشتری را در کنار آنها سپری کند. وقتی همسر چنین احساسی ندارد و توجه و علاقه لازم را بروز نمیدهد، سبب ایجاد مشکلاتی در ارتباط با همسرش میشود و زن دچار افسردگی میشود. افسردگی پس از زایمان را جدی بگیریدوی با بیان اینکه گاهی مشکل افسردگی به حدی جدی است که زن حتی نمیخواهد فرزندش را پس از زایمان ببیند، ادامه میدهد: افسردگی پس از زایمان بیشتر با روابط همسران مرتبط است و عوامل دیگر کمتر در این مشکل دخیل هستند. البته امکان اینکه زن پیش از زایمان نیز دچار افسردگی بوده باشد وجود دارد، ولی این مشکل پس از زایمان افزایش پیدا میکند. دکتر روزبهانی همچنین میگوید: امکان افسردگی بعد از زایمان برای اغلب زنان وجود دارد، ولی 35 تا 60 درصد افسردگیها موقتی و زودگذر هستند و طی مدت یک هفته تا 10 روز برطرف میشوند. احتمال اینکه افسردگی در دوران پس از زایمان ادامه پیدا کند، محدود است که در چنین مواردی شوهر باید نسبت همسرش توجه داشته باشد. بروز احساسات عاطفی از سوی همسر و همدردی با زن میتواند کمک بسیاری به رفع افسردگی او کند. به گفته این روانشناس، چنانچه شوهر به زایمان، بیخوابی و بدخوابیهای پیش و پس از زایمان و ترس همسرش توجه داشته باشد و با او همدردی نشان دهد، قدردان باشد و این قدردانی را بر زبان بیاورد، تحمل این وضعیت برای زن راحتتر خواهد شد و ناراحتی فرزندآوری را کمتر احساس خواهد کرد. شوهر باید با حمایت عاطفی و روانی از همسرش، در رفع افسردگی او بکوشد. دکتر روزبهانی در ادامه سخنانش دلایل متعدد دیگری را نیز در افسردگی مؤثر میداند و میگوید: افسردگی سایکوتیک که همراه با توهمات است، ممکن است جنبه محیطی و ارثی داشته باشد. حتی میتواند صورت دو قطبی به خود بگیرد و از دو جنبه فرد را متأثر کند. این نوع از افسردگی با هذیان و توهم همراه است و فرد افکاری را در ذهن خود میپروراند که واقعیت ندارد و حاصل افکار اوست. نقش مؤثر همسران در بهبود افسردگی پس از زایمانوی همچنین به افسردگی نوروتیک اشاره میکند که از عوامل محیطی ناشی میشود و میافزاید: این افسردگی در اثر عواملی چون فقر اقتصادی، نداشتن شغل، امکانات، بیکار بودن همسر، بدهکاری و... ممکن است به وجود بیاید و زن را تحت تأثیر قرار دهد که قطعاً در روند زایمان او و مشکلات پس از زایمانش نیز تأثیرگذار خواهد بود. این روانشناس نبود رابطه درست و طبیعی و نبود توجه کافی از سوی شوهر نسبت به همسر را دلیل اغلب افسردگیها عنوان میکند و میگوید: نبود اطلاعات کافی، نداشتن سواد لازم و بسیاری از عوامل دیگر سبب بروز این حالت میشوند و مشکلات روحی و جسمی را به وجود میآورند. دکتر روزبهانی با بیان اینکه شوهران نیز در افسردگی همسرانشان بی تأثیر نیستند، میگوید: وقتی صحبت از محیط به میان میآید، میتواند گستره همسر، دوستان، آشنایان و خانواده همسر و خود را شامل شود. به طوری که وجود مشکل در هر یک از این عناصر روی زن تأثیر بگذارد.تأثیر عوامل محیطی در افسردگی زایمان این کارشناس از بیتوجهی برخی شوهران نسبت به وضعیت همسرانشان در چنین مواقعی یاد میکند و میافزاید: برخی از شوهران وضعیت جسمی و روحی همسرشان را درک نمیکنند و از کنار این مسئله به آسودگی میگذرند. آنها تصور میکنند که دوران بارداری با زایمان سپری شده و همه چیز به نحو احسن پایان یافته است. درک مشکلاتی که بعد از زایمان همسر با آنها مواجه است، برای برخی مردها دشوار است و نسبت به آن بی توجهی نشان میدهند. دکتر روزبهانی با بیان این مطلب اظهار میکند: البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که بیتوجهی برخی مردان نسبت به همسرشان، گاه ممکن است ناشی از مشغله زایمان و تهیه مایحتاج همسر و فرزند و حتی مشکلات مالی باشد. وی در ادامه با بیان اینکه دختر و پسر، پیش از ازدواج باید به یکدیگر علاقه داشته باشند و در کنار این علاقه به همبستگی عاطفی و تفاهم دست پیدا کنند، میگوید: جوانان باید از نظر فرهنگی، اخلاقی و خانوادگی با یکدیگر سنخیت داشته باشند. ازدواجی که براین اساس شکل نمیگیرد، مشکلاتی همچون افسردگی را پیش روی جوانان میگذارد. زیرا تنها داشتن علاقه کافی نیست و باید از جنبههای دیگر نیز دو جوان با هم تطابق داشته باشند تا پس از ورود به زندگی مشترک، کاخ آرزوهایشان ویران نشود و با واقعیات تلخ رو به رو نشوند. حمایت عاطفی؛ عنصر کلیدی بهبوداین روانشناس ادامه میدهد: گاهی مرد نمیداند که چه زمانی باید به همسرش توجه کند و چه جملاتی را بر زبان بیاورد. برخی مردان حتی نیازهای همسرشان را هم نمیدانند و از لزوم توجه به او غافل هستند و همین موضوع سبب بروز مشکلات متعددی میشود. به گفته دکتر روزبهانی، همسر چنین زنانی باید در مراحل مختلف درمان توسط روانشناس حضور داشته باشند تا مشکلات بررسی شود و مرد نیز در رفع آنها بکوشد و بداند که چگونه باید به همسرش کمک کند. وی با تصریح بر اینکه همیشه مشکلات افسردگی پس از زایمان مربوط به وضعیت روحی و روانی و مشکلات پیشین زایمان نیست، میافزاید: عدم هماهنگی هورمونها نیز سبب بروز افسردگی میشوند. ولی این موضوع مسئولیت را از عهده شوهران ساقط نمیکند. آنها باید با مراجعه به پزشک، دلیل اصلی افسردگی را بشناسند و همراه و در کنار همسرشان در رفع آن بکوشند و همدردی خود را نشان دهند. با مراجعه به پزشک و شناخت دلیل اصلی افسردگی مشکلات بین زوجین نیز از کاه به کوه تبدیل نمیشود. دکتر روزبهانی در ادامه میافزاید: چنانچه افسردگی درمان نشود و ادامه پیدا کند، مشکلات را دو چندان میکند و مادر آنطور که باید به فرزند رسیدگی نخواهد کرد و مشکلات متعددی را برای همسرشان ایجاد میکنند. گاهی این وضعیت روحی سبب میشود که زن دوست نداشته باشد شوهرش را هم ببیند که همین موضوع به روابط بین زوجین نیز لطمه وارد میکند. در چنین مواردی انسجام خانوادگی روز به روز وضعیت نابسامانتری پیدا میکند و اگر به آن توجه نشود، اوضاع وخیمتر از پیش خواهد شد. ادامه این وضعیت سبب صدمه رسیدن به نوزاد نیز خواهد شد.