
محمدرضا شریفینیا در سالهای اخیر نامش به نوعی با فیلم «اخراجیها» گره خورده است و با بازی در نقش متفاوت حاجی گرینوف فصل جدیدی را در كارنامه بازیگریاش رقم زده است. شریفینیا كه در سینمای ایران همواره به كاشف استعدادها معروف است گاهی هم در مظان این اتهام قرار میگیرد كه صاحب باندی است كه بازیگرها باید از فیلتر او رد شوند، هرچند او این حرفها را همواره رد كرده و معتقد است در سینما تنها به فكر كشف استعدادهای تازه است. او این روزها فیلم جنجالی اخراجیها3 را بر پرده سینما دارد. گفتوگوی ما را پیرامون نقش حاشیهسازش در زیر بخوانید.«در سالهای اخیر نام محمدرضا شریفینیا مرد خبرساز سینمای ایران به نوعی با «اخراجیها»ی دهنمكی گره خورده است، بیتردید خیلیها دوست دارند بدانند كه شریفینیا با وجود حواشیای كه همواره پیرامون او وجود داشته است چه شد كه تصمیم گرفت در «اخراجیها» حضور پیدا كند؟وقتی برای اولینبار فیلمنامه «اخراجیها» را خواندم، حس كردم از جهاتی نگاهم با مسعود دهنمكی در زمینه جنگ و جامعه همسو است، به همین خاطر تصمیم گرفتم با ایشان همكاری كنم. من میدانستم كه اخراجیها به لحاظ فضای بازی و شكل روایی و تعدد لوكیشن، بازیگر حرفهای و آماتور كار پرحجم و سنگینی است، به همین خاطر یاعلی گفتیم و كار را شروع كردیم.
«اخراجیها3» از همان بدو استارتش حواشی زیادی را به دنبال داشت. از یك سو سوژه آن به گونهای بود كه برخی آن را حساسیتبرانگیز میدانستند و از سوی دیگر ادامه دادن یك اثر موفق آن هم در سری سوم به خودی خود یك ریسك محسوب میشد، فكر نمیكردید با بازی دوباره در این نقش به نوعی به چالش كشیده میشوید؟من به این قضیه به این شكل نگاه نمیكردم. وقتی فیلمنامه «اخراجیها3» را مطالعه كردم، حس كردم اثری است كه میتواند حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد. اخراجیها3 در خودش، صحنههایی از اتفاقاتی را گنجانده بود كه فقط یك گروه قوی و همدل میتوانستند تا این كار را در شكل درستش ساخته و پرداخته كنند و چون از ابتدا بنای كار بر این اساس گذاشته شده بود، بنابراین در ادامه مسیر به مشكلاتی برخورد نكردیم چون مسیری كه ابتدا برای این فیلم انتخاب كردیم مسیر درستی بود. خوشبختانه به سرانجام درستی رسیدیم و مطمئن هستم در آینده هم این موفقیت ادامه پیدا خواهد كرد.
برای من جالب است كه در سالهای اخیر نام اخراجیها به نوعی با حاشیه گره خورده است، هرچند برخی این حواشی را به شخص دهنمكی نسبت میدهند و معتقدند شیوه كار كردن او به گونهای است كه همواره حاشیهساز است، این حواشی روی روند كاری شما تأثیر نگذاشت و اگر گذاشت چگونه آن را كنترل میكردید؟همانطور كه خودتان هم به آن اشاره كردید، دهنمكی قبل از شروع هر كاری دچار حواشی زیادی میشود كه شاید به قول شما برخی از این حواشی به دلیل نوع و شیوه كار كردن و سوژهیابی اوست و خب طبیعی است كه با این شرایط وقتی او استارت هر كاری را میزند، حواشی زیادی را هم به دنبال خواهد داشت. خب اخراجیها هم مانند دو اثر قبلی مستند او «كدام استقلال، كدام پیروزی» و «فقر و فحشا» از حواشی زیادی برخوردار بود، منتها به دلیل سوژهای كه داشت این حواشی توسط رسانهها بیشتر دامن زده شد.
عدهای معتقدند این حواشیها همواره به نفع آثار «دهنمكی» تبدیل میشود و به نوعی به دیده شدن آن بیشتر كمك میكند؟بخش زیادی از این حاشیهها متعلق به خود سینماست چراكه اكثر فیلمها به دنبال خودش یكسری حواشی را میآورد و این شامل همه فیلمها میشود، منتها ممكن است در بخشی از فیلمها این حواشی پررنگتر باشد و در برخی دیگر كمتر، در هر حال بازیگران و عوامل سازنده این فیلم توانستند حواشی آن را كنترل كنند و تا حدی روی آن مدیریت داشته باشند و تمام تمركزشان روی كارشان باشد ولی خب با این حال نمیتوان عامل موفقیت یك فیلم را به حاشیه آن نسبت داد چراكه در این شرایط نسبت به ارزشها و زحمتهایی كه پیرامون آن كشیده شده، بیانصافی شده است.
پیرامون اخراجیها در سالهای اخیر همواره دو دیدگاه وجود داشته؛ اول دیدگاه مخاطب عام كه این اثر را پسندیده و باعث فروش چند میلیاردی آن شده است و دوم مخاطب خاص كه كلیت این اثر را زیر سؤال برده است، فكر میكنید چرا اخراجیها در جشنوارههای فجر هیچگاه آن طور كه باید دیده نشده است و از سوی داوران به نوعی با بیمهری مواجه شده؟به نظر من به این سؤال باید منتقدان پاسخ دهند چراكه آنها حتماً دلیل موجهی برای گفتههای خودشان دارند و من هم مانند شما اطلاعی از ریز تصمیمگیری داوران ندارم، ولی خب به نظر من در مورد آثار هنری بهترین قاضی و داور مردم هستند. اگر مردم نسبت به اثری اقبال نشان دادند، یعنی آنكه مسیری را كه قدم در آن نهادید مسیر درستی است پس نباید خم به ابروی خودتان بیاورید و از چیزی بهراسید چراكه پشتتان به محبتهای مردم گرم است و شما زمانی كه با مردم هستید، مهر آنها را به دنبال خودتان دارید، حتماً لطف خداوند هم با شماست چراكه او اگر به شما نظری نداشته باشد، مورد لطف مردم قرار نمیگیرید.
عدهای دلیل موفقیت «اخراجیها» را به شیوه روایی آن نسبت میدهند، یعنی معتقدند ژانر اخراجیها چون طنز است، باعث میشود كه راحتتر هر حرفی را بیان كرد؟من با این نظر موافق نیستم. شرایط كار چه در فیلمهای كمدی و چه آثار جدی یكسان است و تفاوت محسوسی با یكدیگر ندارند و معمولاً وقتی شما اثری را میسازید از یكسری فرمولهای خاصی بهره میبرید، با این حال اخراجیها بیشتر از آنكه به دلیل شیوه رواییاش كه همان كمدی یا هجو است دیده شده باشد به دلیل سوژهای كه برای قصههایش انتخاب میكند مورد توجه قرار میگیرد؛ نگاهی متفاوت به مسئله جنگ، اسارت، انتخابات در هر حال اخراجیها بر مبنای یك موضوع جدی با دستمایهای از طنز و سیاست است.
با این حال اگر مسعود دهنمكی بخواهد یك اثر جدی را بسازد، فكر میكنید بتواند موفقیت اخراجیها را تكرار كند؟همانطور كه اشاره كردم بستر فیلمسازی یكسان است و مطمئناً كسی كه میتواند در یك اثر كمدی موفق باشد در ژانر جدی هم از نگاه خوبی در فیلمسازی برخوردار است.
یكی از انتقادهایی كه به «اخراجیها3» میشود، این است كه فیلم از قصه منسجمی برخوردار نیست و اركانهای روایی آن از چفت و بست لازم برخوردار نیستند و تعدد كاراكترها و نداشتن انسجام ساختاری باعث سردرگم شدن مخاطب میشود؟«اخراجیها3» در واقع ادامه قصه آدمهایی است كه ما در «اخراجیها1و 2» با آنها مواجه بودیم. افرادی كه با جنگ و سپس اسارت دست و پنجه نرم میكردند اما حالا با گذشت سالها ما به نوعی مردم را دعوت میكنیم كه پیگیر سرنوشت آنها باشند و ببینند آنها بعد از گذشتن از آن شرایط چگونه زندگی میكنند و خب در این فیلم نشان داده شد كه یك دوربین تلویزیونی به سراغ زندگی آنها میرود، اما زندگی فعلی، خانه و خانوادهشان كه از طریق تلویزیون به تصویر كشیده میشود با آن چیزی كه شاید از آنها تصور میشود فاصله دارد با این حال من فكر میكنم این فیلم از آن انسجامی كه باید برخوردار بود.
تأكید سازندگان و عوامل این فیلم همواره روی ارزشی بودن آن است، فكر میكنید «اخراجیها» توانسته به آن جایگاهی كه ابتدا در ذهن تولیدكنندگان آن به تصویر كشیده شده دست یابد یا از آن فاصله دارد؟هر فیلمی براساس نگاه تولیدكنندگانش ساخته میشود، حال اینكه توانسته آن چیزی كه مردم مدنظرشان بوده را به تصویر بكشد یا نه جوابی است كه بار دیگر باید برای شنیدنش به مردم رجوع كرد، اما با این حال من اخراجیها را اثری شریف میبینم چراكه این فیلم كنكاشی در تفكر آدمهایی است كه در موقعیت جنگ و اسارت، زندگی كردند و به درجهای از اخلاص و پاكی كه لازمه حضورشان در جنگ و زندگی است، رسیدند و باید دید كه آنها در موقعیتهای مختلف و سختیها و راحتیها چه واكنشی از خودشان نشان میدهند و به چه مقامی دست پیدا كردند. در هر حال اخراجیها تمام تلاشش احیای سنت و ارزشهای دفاع مقدس بوده و فكر میكنم در ارائه زاویهای نو در این عرصه موفق بوده است.
كارنامه محمدرضا شریفینیا پر است از نقشهایی با فراز و فرود متفاوت،اما «حاجی گرینوف» بیتردید جزو آن دسته از نقشهایی است كه در حافظه مردم باقی خواهد ماند، فكر میكنید در ایفای این نقش آن طور كه باید موفق عمل كردید؟حاجی گرینوف هم آدمی است با پیچیدگیهای زیاد كه شاید ما نظیر این افراد را هم در اطرافمان نه تنها كم ندیده باشیم بلكه به وفور هم مشاهده كردهایم اما خب چون این فرد ظاهر فریبندهای دارد، افكار عمومی شاید آن شناختی را كه باید پیرامون او ندارند، بنابراین بسیار مهم بود كه من دورویی و پیچیدگی شخصیت این فرد را آن طور كه باید به خوبی نشان دهم. من فكر میكنم این كاراكتر در هر سه سری اخراجیها مسیر رو به تكاملی را طی میكرد و توانست روی مخاطب تأثیر بگذارد.
به نظر شما پیچیدگی نقشی نظیر حاجی گرینوف در شكل اجراییاش، چقدر میتواند در موفقیت یك بازیگر اثرگذار باشد؟هر نقشی هر چقدر دچار ابعاد گستردهتر و پیچیدگی باشد در نوع اجرایش كار بازیگر را سختتر میكند اما اگر بازیگر درك درستی از آن نقش داشته باشد مطمئناً میتواند مخاطب را با خود همراه كند و كاری كند تا او بتواند با آن احساس همذاتپنداری كند و خب اگر یك بازیگر به این مهم دست یابد در ذهن مخاطب ماندگار میشود. رضا رویگردی جزو بازیگرانی محسوب میشود كه در كارنامه هنریاش كمترین فراز و فرود را داشته و شاید همین مسئله هم باعث محبوبیت او شده است اما او چندی قبل به جمع فیلم اخراجیها پیوست و نقش پرچالش دباغ را بازی كرد؛ كاراكتری كه حواشی زیادی را برای او به دنبال داشت هر چند خود او معتقد است كه اخراجیها اساساً فیلم سیاسی نیست و تنها نگاهی بیطرفانه و هجوگونه به یك انتخابات دارد. با رضا رویگری پیرامون این حواشیها به گفتوگو نشستیم. شما جزو بازیگران تازه وارد اخراجیها محسوب میشوید و اتفاقاً بازیتان هم انعكاسهای مختلفی در رسانهها داشته، شاید برای خیلیها جالب باشد كه بدانند اصلاً چه شد كه تصمیم گرفتید در اخراجیها حضور پیدا كنید؟وقتی فیلمنامه كار را خواندم با وجود ذهنیتی كه نسبت به سریهای قبلی اخراجیها داشتم حس كردم این به گونهای است كه میتوانم در آن بازی متفاوتی را از خود به جای بگذارم و بعد از رایزنیها پیرامون این نقش تصمیم گرفتم كه آن را بازی كنم و تبدیل به یك اخراجی شوم،خب من جزو تازه واردهای این فیلم بودم و در دلم دعا میكردم كه نقشم با اقبال عمومی مواجه شود.
شما در كارنامه هنریتان كمتر دچار فراز و فرود میشوید و اكثر نقشهایی كه ایفا میكنید از یك ریتم خاص برخوردارند اما دباغ نقشی بود كه از همان ابتدا برای شما چالش برانگیز بود چرا كه عكسالعملهای متفاوتی را در پی داشت؟ما در كشوری زندگی میكنیم كه مردم معمولاً از هر چیزی برداشت سیاسی میكنند مثلاً یك اثر طنز دارد راجع به نان حرف میزند، خیلی زود آن را به سیاست ربط میدهند. من وقتی میخواستم در این فیلم بازی كنم این طور نبود كه بخواهم با یك خط و ربط سیاسی خاصی در این اثر حضور داشته باشم چرا كه میدانستم هدف كارگردان هم نقد سیاسی نیست، او میخواست یك انتخابات را به هجو بكشد و پیرامون آن حرف بزند. شما به كارنامه بزرگان عرصه بازیگری نگاه كنید، خیلی از آنها ممكن بود در یك اثر سیاسی حضور داشته باشند، جامعه هم این مسئله را پذیرفته است چرا كه به آنها به چشم یك بازیگر نگاه میكند و میداند یك بازیگر همانطور كه از اسمش برمیآید این توانایی را دارد كه هر نقشی را بازی كند. در هر حال من با ایفای این نقش هیچ نگاه سیاسی خاصی نداشتم و قصد هم نداشتم به اعتقادات كسی توهین كنم.
با وجود انتقاداتی كه پیرامون این فیلم در فضاهای مجازی میشد اما این اثر توانست ركورد سه میلیارد تومانی فروش را بشكند؛ اتفاقی كه تا به حال اثر دیگری نتوانسته آن را رقم بزند، به نظر شما با وجود این انتقادات چرا این فیلم تا این اندازه فروخته است؟چرایش به این خاطر است كه این فیلم اهل بیپرده حرف زدن است، منظورش را پشت كنایه پنهان نمیكند. اخراجیها وقتی در سری اولش به بستر جنگ پرداخت از این ابایی نداشت كه تصویر جدیدی را از افراد جنگ و اتفاقاتی كه در آنجا رخ میدهد به نمایش بگذارد، این چیزی بود كه تا آن روز برای مردم تازگی داشت. در سری دوم هم به گونهای دیگر به مسئله اسارت پرداخت و حالا در «اخراجیها 3» سرنوشت این آدمها را بعد از چند سال دنبال میكند و به مردم نشان میدهد كه این افراد در شرایط كنونی در كجا قرار دارند و سپس زندگی آنها را به نوعی به انتخابات ریاست جمهوری گره میزند و پرده از بعضی از حقایق میافكند، خب طبیعی است كه مردم وقتی میبینند فیلمی از خط قرمزها عبور كرده است برخی از مسائل را كه به ظاهر جزو اسرارمگوی محسوب میشد به هجو كشیدهاند از آن استقبال میكنند.
خب در این مسئله كه تردیدی وجود ندارد اما عدهای میگویند این حق عبور از خط قرمزها تنها برای دهنمكی محفوظ است، بقیه نمیتوانند راجع به این مسئله حرف بزنند چرا كه در آن صورت بعید است كه فیلمشان سر از پرده سینما درآورد؟من این حرف را رد میكنم چرا كه اگر دهنمكی فردی بود كه به راحتی قادر بود هر حرفی را بزند و هر چه میخواهد بدون هیچ نظارتی بگوید، دو فیلم مستندش «كدام استقلال، كدام پیروزی» و «فقر و فحشا» توقیف نمیشدند اما نكتهای كه وجود دارد این است كه این دو اثر هم با وجود آنكه توقیفی بودند اما توانستند به تیراژ میلیونی برسند پس این آدم جنس ادبیات و شكل روایی آثارش به گونهای است كه مردم جذب آن میشوند، در اخراجیها هم ایشان این ریسكپذیری را داشت و پاداش آن را هم با حمایت مردم دریافت كرد، بعد از این فیلم آثار دیگری هم آمدند كه نگاه تقلیدگونهای را نسبت به این فیلم داشتند اما هیچ كدام از آنها آن موفقیتی را كه باید تكرار نكردند پس اینجا مشخص میشود كه نوع بیان یك سوژه هم برای مردم بسیار مهم است.
مسعود دهنمكی با اولین فیلمش یعنی «اخراجیها 1» توانست به فروش بالایی دست پیدا كند؛ كاری كه دیگر كارگردانهای ما كه آثار مختلفی را در كارنامهشان داشتند انجام ندادهاند، به نظر شما این ضعف سیستم فیلمسازی ما نیست كه یك كارگردان فیلم اولی اثرش ركود فیلمی سینمایی را میشكند؟شما نمیتوانید با این نگاه به دنیا نگاه كنید كه چرا فلانی كه اولین كارش است موفق است و فرد دیگری با وجود آنكه تجربه كاری زیادی در كارنامه هنریاش دارد آنچنان كه باید موفق عمل نمیكند. من فكر میكنم برخی از انتقادها هم از این برداشت و نگاه نشأت میگیرد. در هر حال اعتقاد من این است كه از فردی كه خوب عمل میكند باید حمایت كرد جدای از آنكه چه گذشتهای را پشت سر گذاشته است.
یكی از ویژگیهای آثار دهنمكی آن است كه آثارش تكیهاش روی بداهه است. شما برای بالانس كردن بداهه و جلوگیری از تداخل چه كار میكردید؟من فكر میكنم بداهه در آثار دهنمكی رمز موفقیت او بوده است چرا كه باعث تر و تازه شدن كارش میشد. ما معمولاً در طول تمرین دیالوگهایی را كه به ذهنمان میرسید میگفتیم، بعد اگر در چارچوب فیلمنامه بود آقای دهنمكی آن را حذف و اضافه میكرد و از ما میخواست كه از آن در طول كار استفاده كنیم. خب اكثر كسانی كه من با آنها در كار همبازی بودم چون حرفهای بودند مشكلی از بابت بالانس كردن دیالوگها نداشتند و از طرفی من خودم جزو بازیگرانی هستم كه از بداههگویی در كاردر چارچوب فیلمنامه استقبال میكنم.
شما با مسعود دهنمكی تجربه یك كار تلویزیونی را داشتید. به نظر شما آثار سینمایی و تلویزیونی چه تفاوتی با هم دارد؟اتفاقاً از تجربهای كه با ایشان داشتم بسیار راضی هستم و معتقدم «دارا و ندار» هم جزو آثاری است كه در حافظه مردم باقی خواهد ماند چرا كه نگاه متفاوتی را به مسئله ثروتمند و فقیر داشت. در هر حال نگاه كلی یك فرد در كار تلویزیونی سینمایی به طور كلی تفاوتی ندارد جز در یكسری از ریزهكاریها كه باعث تمییز دو اثر از هم میشود اما در هر حال استارت دوستی ما از همان دوران زده شد و به همكاریمان در اخراجیها 3 منجر شود.
قبل از اینكه در اخراجیها 3 حضور پیدا كنید سایر قسمتهای این فیلم را هم تماشا كرده بودید؟بله و اتفاقاً از طرفداران اخراجیها بودم چرا كه همواره این نوع بینش در كار برای من جالب است.
پس اگر مسعود دهنمكی قصد ساختن اخراجیها 4 را داشته باشد باز هم در آن حضور پیدا خواهید كرد؟البته بستگی به فیلمنامه دارد و اینكه آیا جایی برای دباغ در نظر گرفته میشود یا خیر.
فكر میكردید اخراجیها 3 بتواند تا این حد پرفروش شود؟بله، من در طول كار دائماً به بچهها میگفتم كه اخراجیها 3 ركورد فروش دو اخراجیهای قبل را میشكند و خوشحالم كه حالا این پیشبینیام درست از آب درآمده است اما اینكه میگویند بعضی از آثار را اگر موفق بودند نباید تا سری دوم، سوم ادامه داد موافق نیستم چرا كه معتقدم اگر مردم اثری را دوست داشته باشند مایلند كه سرنوشت آنها را همچنان دنبال كنند.
آقای رویگری شما تجربه بازی در نقشهای مختلف را داشتهاید آیا نقشی بوده كه تا به حال آن را بازی نكرده باشید و دوست داشته باشید آن را تجربه كنید؟مسلماً هر بازیگری در ذهنش یكسری نقشهایی است كه آنها را میپروراند و دوست دارد در آنها بازی كند و من هم از این قاعده مستثنی نیستم. دلم میخواهد نقشی را تجربه كنم كه بتوانم پیچیدگیهای شخصیتیام را راحتتر به نمایش بگذارم؛ نقشی كه بتوان از زوایای مختلف به آن پرداخت و بتوانم در ذهنم به خوبی آن را بپرورانم باید بگویم توضیح آن كار سادهای نیست.
این روزها ما شما را در سریال مختار و در نقش كیان میبینیم، از بازیتان در این مجموعه بگویید؟مختار یك كلاس درس برای بازیگرانش محسوب میشد. من در این سریال نقش كیان یك دلاور ایرانی را بازی میكردم و به لحاظ گریم و پوشش با سایر بازیگران متفاوت بودم و از این جهت ایفای این نقش برای من بسیار جذاب بود.