کد خبر: 442668
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۲:۲۳
تشخیص و تعیین مصداق رهبری مقوله‌ای تخصصی و کاری کارشناسی شده است. شناسایی فقیه جامع‌الشرایط توسط آحاد مردم در همه حال امکان عملی ندارد چرا که در روایات و منابع اسلامی برای حاکم اسلامی در عصر غیبت شرایط و صفاتی ذکر شده و حق ولایت به نصب عام منوط به احراز آنها در فرد خاصی گردیده است. اصولاً ولایت به وجود صلاحیت و شایستگی‌های بالفعل در فقیه تعلق می‌گیرد چون برای رهبری فقاهت، عدالت و تقوا و بینش و بصیرت سیاسی- اجتماعی و تدبیر و شجاعت لازم است و این عین شایسته‌سالاری واقعی است.در این صورت عموم مردم برای احراز شرایط، نیازمند رجوع به افراد متخصص و خبرگان امت هستند. با این رویکرد است که در اصل 107 قانون اساسی تعیین رهبری بر عهده مجلس خبرگان منتخب مردم گذاشته شده است. اصل لزوم رجوع به خبره و متخصص امری قراردادی نیست که بتوان از آن چشم‌پوشی کرد بلکه مبنای عملی و شرعی دارد. با این توصیف انتخاب مستقیم خبرگان مورد وثوق و نیز انتخاب غیرمستقیم حاکم اسلامی ضرورت و اولویت دارد.مجلس خبرگان از چنان اهمیتی برخوردار است که حضرت امام(ره) پس از برگزاری اولین دوره انتخابات آن فرمودند:«انقلاب تثبیت شد، می‌توانم راحت بمیرم و از آینده مطمئن باشم.»امروز با گذشت 32 سال از عمر پربرکت جمهوری اسلامی، در حالی وارد پنجمین سال چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری می‌شویم که همچون دوره‌های گذشته، با برخی تحولات مهم در عرصه داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی مواجه هستیم. از یکسو رفتار جریان فتنه در سال گذشته و کم و بیش استمرار اقدامات براندازانه این جریان، زمینه طمع دشمنان قسم‌خورده انقلاب را برانگیخته است و از سوی دیگر تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا و بیداری اسلامی در جهان اسلام، موجب برجسته شدن جایگاه نهادهای قوام‌بخش انقلابی شده که خمینی کبیر(ره) به پشتوانه آنها نهاد مقدس جمهوری اسلامی را بنا نهاده است.مجلس خبرگان رهبری از جمله آن نهادهایی است که در عین دوری از جو التهاب در فرآیند انتخابات آن، برکات بیشماری را برای نظام اسلامی به ارمغان آورده است و در این فرآیند نیز از تیرکین دشمنان هیچ‌گاه در امان نبوده است، چه در دوران شکل‌گیری نظام که دو گروه با رفتار و مواضع خود، خواسته یا ناخواسته به دنبال ضربه زدن به این مجموعه ارزشمند بودند و چه اکنون که برخی با طرح موضوعات کلیشه‌ای و هدفمند، به دنبال تحت‌الشعاع قرار دادن این نهاد مقدس هستند. در زمان شکل‌گیری، برخی به ظاهر از روی خیرخواهی مطرح می‌کردند اکنون که اقبال عمومی بر روی حضرت‌ امام(ره) متمرکز شده است، چه ضرورتی برای برگزاری انتخابات و در نظر گرفتن تعدادی از علما برای تعیین و نظارت بر عملکرد رهبری است و برخی دیگر با طرح مباحث سکولاریستی و لیبرالیستی برگزاری هرگونه انتخابات با این محور را نهادینه کردن جایگاه یک فرد برای مدت طولانی در اداره نظام معرفی کرده و آشکارا با برگزاری انتخابات در این زمینه مخالفت می‌ورزیدند. در چنین شرایطی بود که پیر خوش‌ضمیر پای به میدان گذاشته و خط بطلان بر تفکراتی از این دست کشیدند. اگر آن مقاومت‌ها و اصرارها نبود، امروز قطعاً شاهد چنین دستاورد بزرگی نبودیم. تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و نگاه به کشورهایی که در طول سالیان گذشته دچار تغییرات اساسی شدند،‌گویای جایگاه رهبری در نظام اسلامی است. اگر امروز مصر، تونس، لیبی و بحرین و... از نعمت رهبری که در سایه مجاهدت خبرگان یک ملت برای شناسایی و معرفی ولی امر نظام صورت می‌گیرد، برخوردار بودند، قطعاً هم شرایط پیروزی مسلمین بر حکام مستبد و مستکبر سریع‌تر تحقق می‌یافت و هم دوام و استمرار نظام‌های برآمده از یک رهبری عالم و دیندار مستحکم‌تر می‌شد.نکته دیگر در فرآیند حضور و انتخاب هیئت رئیسه مجلس خبرگان است که براساس یک روال قانونی، هیئت رئیسه هر دو سال یکبار انتخاب می‌شوند و این موضوعی است که از اولین دوره تاکنون به طور معمول صورت می‌گرفته است و در هیچ دوره‌ای حساسیت آنچنانی نسبت به کسی یا کسانی که برای هیئت رئیسه انتخاب می‌شوند، وجود نداشته است چراکه اولاً شأن مجلس خبرگان آنچنان برجسته است که نمی‌توان آن را با دیگر نهادهای انتخابی مقایسه کرد، در ثانی اعضای مجلس خبرگان از چنان سلامت نفسی برخوردارند که کمتر کسی می‌تواند بپذیرد فرد کاندیدا برای هیئت رئیسه یا هدف امیال نفسانی اقدام به کاندیداتوری کرده است. در این دوره از مجلس خبرگان که شروع آن با شکست اصلاح‌طلبان در مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری رقم خورد، این توهم را در این جریان سیاسی به وجود آورد که پس از چند شکست متوالی، محیط جدیدی را برای فضاسازی رسانه‌ای و التهاب‌آفرینی خود فراهم کنند، غافل از آنکه نه بستر این اقدامات در مجلس خبرگان فراهم بود و نه قاطبه خبرگان ملت این محیط را جولانگاهی برای اقدامات افراطی می‌دانستند. این بود که هر بار با اقدامات افراطی یک جریان خاص بی‌پشتوانه در کشور، آنها منزوی‌تر و انقلابیون وفادار به ساحت مقدس ولایت فقیه، محبوب‌تر می‌گردیدند. مردم می‌دانستند بسیاری از علمای بزرگی که در این مجلس عضویت دارند، از چنان ظرفیت بالایی برخوردارند که ریاست بر چنین مجلسی تنها به منصه ظهور رساندن بخشی از توانمندی آنهاست؛ علمایی که در طول تاریخ انقلاب دارای مسئولیت‌های کلان بودند و بارها توانمندی خود را نشان داده و تصدیق بزرگانی همچون امام راحل و مقام معظم رهبری را به همراه داشته‌اند و بنابر ضرورت‌هایی تاکنون تصمیم بر ظهور و بروز توانمندی خود در کسوت ریاست مجلس خبرگان نگرفته‌اند. آیت‌الله مهدی کنی از جمله این شخصیت‌ها بود که در طول عمر انقلاب در هر مسئولیتی اندیشه خود را به درستی به خدمت گرفته و منشأ خیرات و برکات زیادی برای نظام بود که در این مقطع نیز به دور از جنجال‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی دشمن بر تکلیف خویش عمل کرد. در نهایت باید گفت مجلس خبرگان رهبری نهادی مردم‌سالار است و نهادی که مردم‌سالار باشد قطعاً انتخابات آن در هر سطح، اعم از سراسری و هیئت رئیسه براساس قواعد مردم‌سالاری صورت گرفته است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار