سینا تکاور-فتنه گران اعتراف می کنند. اعترافی که هزاران کیلومتر آن طرف تر از مرزهای ایران و به قول خودشان در سرزمینی آزاد صورت می گیرد. آنجا دیگر نمی توانند بهانه بگیرند و ادعای دروغ کنند که تحت فشار بوده اند. به قول خودشان این اعترافی واقعی است. اعترافی که در پس آن فحش و ناسزا نهفته بود.
دو کلمه حرف حساب از مهاجرانی
موضوع به سخنان اخیر عطاالله مهاجرانی عضو اتاق فکر لندن باز می گردد. فردی که در طول وقایع پس ازا نتخابات از هیچ دشمنی علیه سرزمین مادری اش کم نگذاشت. او حالا آمده و به صراحت می گوید : «من آیتالله خامنهای را خوب میشناسم و میدانم که در تمام کارنامه اقتصادی خود و اقوامش، نقطه سیاه که هیچ، حتی یک نقطه خاکستری هم نمیتوان یافت.» این اعتراف در حالی صورت می گیرد که اینان مدتها است، نوک پیکان تیز خود را به سمت جایگاه شخص رهبری ایران نشانه رفته اند و به خوبی دریافته اند که رهبری ستون اصلی نگهدارنده این کشور است. از این رو شایعات دروغ متعددی در خصوص نحوه زندگی معظم له منتشر کردند. موضوع آنجا جالب تر می شود که مهاجرانی در ادامه اعترافات خود که از قضا آن هم از سر دشمنی است در خصوص مسئولان ایرانی می گوید: :« نمیشود شرایط ایران را مصری کرد چون وابستگی تام و تمام حسنی مبارک به غرب یکی از تفاوتهای بنیادین این کشور با ایران است. جمهوری اسلامی ایران استقلال بینظیری در عدم هرگونه وابستگی به غرب و شرق دارد.» مهاجرانی در حالی این نکته ها را یکی پس از دیگری می گوید که این موضوعات به گفته خودش مهمترین عوامل ناکامی در اجرای طرح براندازی نظام جمهوری اسلامی است. عواملی که گویا هیچ راهی برای مقابله با آن نیافته اند و از سر استیصال به بازگویی آن پرداخته اند.
در کنار این اعتراف، اردشیر امیر ارجمند دیگر عضو اتاق فکر فتنه که او نیز در لندن زندگی میکند هم به عدم وابستگی نیروهای ایرانی به قدرتهای خارجی اشاره می کند و می گوید: ارتش مصر وابسته به آمریکا است و فشار آمریکا بر ارتش مصر تعیینکننده است. اگر ارتش مصر به دیگران وابسته بود، فشارها برداشته میشد و به راحتی سقوط میکرد. نباید فکر کرد که سپاه پاسداران ایران مانند ارتش مصر است و حمایت خارجی(از جنبش سبز) میتواند موضع آن را ضعیف کند.
تقابل حق و باطل
اما در مقابل این جریان شکست خورده که به اعتراف در خصوص حقانیت طرف مقابل (نظام جمهوری اسلامی) روی آورده است، چه کسانی قرار دارند؟ واقعیت امر این است که با نگاهی به سبقه و عملکرد این جریان در طول فتنه 88 و کمی دقت در روزهای پیشین این وقایع تلخ رازهای بزرگی در خصوص آنها خواهید فهمید. رازهایی که نشان دهنده مشکلات بزرگ اقتصادی و وابستگی های شدید آنها به غربی ها است.
کمک های میلیاردی به فتنه گران
برای نمونه مرور دریافت های مالی این جریان برای برپایی فتنه نشان می دهد که آنها میلیاردها دلار از کشورهای مختلف برای این امر دریافت کرده اند و حتی کار به جایی رسیده است که کمک های غیر مستقیمی نیز در رژیم صهیونیستی به دست آنها رسیده است. موضوع دریافت این کمک های خارجی زمانی مورد توجه رسانههای داخلی و خارجی گرفت که آیت الله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، در نماز جمعه تهران از کمک یک میلیارد دلاری آمریکا به سران فتنه سخن به میان آورد. کمکی که از طریق عربستان به دست سران فتنه رسیده است. اما اوج گیری این افشاگریها زمانی بود که شبکه الجزیره اسنادی را در خصوص سازش فلسطینیان و رژیم صهیونیستی منتشر کرد که در بخشی از این اسناد، اشارهای به کمک 50 میلیون دلاری یک تاجر فلسطینی به میرحسین موسوی شده است تا پس از روی کار آمدن وی به عنوان رئیس جمهور، به عنوان یکی از حامیان طرح سازش فلسطینیان عمل کند. موضوعی که بیشتر خوش آیند رژیم صهیونیستی بود و همین دلیل کافی است تا رد پای صهیونیست بین الملل را در وقایع ایران به خوبی مشاهده کنیم. البته این موضوعات، تنها اتهامات مالی این جریان نیست، چراکه قبلتر نیز گزارشهای مختلفی از دریافت کمکهای مالی توسط افراد وابسته به جریان فتنه از کشورهای حاشیه خلیج فارس منتشر شده تا پرونده این جریان در رابطه با فساد مالی بیش از پیش قطور شود، حتی حمید رسایی نماینده مجلس نیز در زمان انتشار خبر کمک یک میلیارد دلاری سعودیها به سران فتنه، پا را فراتر از این میگذارد و به صراحت میگوید: آنها در دوران حاکمیت خود بر دستگاه اجرایی کشور مراودات بسیاری با بیگانگان داشتند و از آنان کمکهای مالی بسیاری دریافت کردند که بیش از مبلغی است که اکنون صدایش درآمده است.
وابستگی های سیاسی فتنه گران به غرب
اما جدای از دریافت کمک های مالی حامیان جریان سبز وابستگی های شدیدی نیز به غربی ها داشتند و سرویس های جاسوسی کشورهایی نظیر آمریکا و انگلیس کمک شایانی برای تحقق اهداف فتنه گران در داخل ایران انجام دادند. نمونه بارز و قابل مشاهده این ادعا قرار گیری اتاق فکر این جریان در لندن است. دلیل دوم طرح این ادعا نیز دخالت سفارت خانه های خارجی در جریان فتنه بود. به گونه ای که تعداد زیادی از کارکنان این سفارتخانه ها توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند و شاید دلیل مهمتر این ادعا کمک های غرب تحت عنوان سازمان های مردم نهاد به فتنه گران است که در حقیقت حمایت لجستیکی فتنه گران را انجام می دادند.
وجه تمایزی بزرگ
اما آن چیز که باعث عدم موفقیت فتنه گران در براندازی نظام جمهوری اسلامی شدف در حقیقت همان نکته ای بود که اعضای اتاق فکر فتنه به آن اذعان کرده بودند. اول عدم وابستگی به قدرتها و دوم زندگی ساده و دوری از مسائل اقتصادی توسط شخص شماره یک کشور. موضوعی که در طول 32 سال عمر جمهوری اسلامی ایران نه تنها باعث ایجاد پایگاه اجتماعی قوی در میان مردم داخل کشور شده است بلکه به الگویی برای دیگر کشورها تبدیل شده است تا وابستگان غربی که در راس کشورشان قرار گرفته اند را به زباله دان تاریخ بفرستند. این وجه تمایزی بود که فتنه گران را ناکام گذاشت و مردم مسلمان تونس و مصر را به پیروزی رساند.