حصر خانگی، زندان، شکنجه، مصادره اموال، قطع ارتباط با محیط اطراف، جشن تولد و... اینها هر کدام قطعاتی از یک پازل بزرگ است به نام تلاش برای مبارزه با نظام اسلامی. اما در آن سوی مرزهای جمهوری اسلامی موضوع متفاوت است. مصادره انقلابات در کشورهای مختلف اسلامی، همسان سازی وضعیت ایران با کشورهای اسلامی منقلب، سوء استفاده سران صهیونیست برای نفوذ اقتصادی در مراکز اقتصادی جهان با سوء استفاده از تمرکز افکار عمومی به حاشیه دریای مدیترانه و ایران، تلاش اتحادیه اروپا برای دور کردن فضای بحران از نزدیکی مرزهای این قاره به خاورمیانه و. . .
این مطالب و صدها نکته دیگر، مسائل مهمی در تعیین شرایط آینده کشورهای اسلامی و حتی نظام بینالملل خواهد بود. در طول سالهای متمادی حکومتهای دیکتاتوری وابسته به غرب در برخی کشورهای اسلامی توانسته بودند، کیسههای اربابان غربیشان را از منابع و ذخایر ملتهای اسلامی پر کنند، چگونه میتوان در وابستگی افرادی همچون حسنی مبارک به امریکا و رژیم صهیونیستی شک کرد در حالی که آوارگان و گرسنگان غزه سند این وابستگی میباشند. رسانههای وابسته به غرب که در طول سالهای متمادی دشمنی خود با نظام، حتی در هتاکیهای رسانهای خود سعی میکردند جوانب احتیاط را رعایت کنند، امروز به برکت بیخردی برخی خواص دیروز، به راحتی و بدون پرده پوشی به همه مقدسات نظام اسلامی در شبکههایی همچون، CNN، BBC، VOA و سایر شبکههای خبری و اجتماعی معاند با نظام توهین میکنند.
پس از انتخابات سال88 دشمنان دیرینه انقلاب موفق شدند در فضای مجازی از دو صدای موجود در ایام انتخابات فقط صدای مخالفین را برجسته کرده و همه حضورهای میلیونی مردم انقلابی و ولایتمدار ایران را در یکسال گذشته نادیده گرفتند. به تازگی در شورای حقوق بشر سازمان خانم کلینتون که گویا دایه مهربانتر از مادر برای مردم همه دنیا شده است در مورد ایران گفته است: «آیا مردم طرابلس حق زندگی بدون ترس را دارند اما مردم تهران ندارند؟!» مشخص نیست، چه تناسبی بین خریدهای نوروزی این روزهای مردم ایران و تانکها و نفربرهای مستقر در میدانها و محلههای طرابلس وجود دارد که دستگاه وزارت خارجه امپریالیسم جهانی تلاش میکند این دو شهر را با هم یکسان جلوه دهد. خبرگزاری رویترز نیز در حالی که هیچ خبر رسمی از دستگیری سران فتنه ذکر نشده است با قاطعیت از دستگیری آنها خبر میدهد.
اینروزها تلاش گستردهای برای ادامه آشوبگری در ایران و راهاندازی «شوهای خیابانی» مثل 25 بهمن، دغدغه اصلی گروهکهای ضد انقلاب شده است. با اعلام رسمی گروهک نفاق مبنی بر آمادگی برای اقدام مسلحانه علیه نظام، زمینهسازی گستردهای برای ادامه روند آشوبسازیها تا آخرین چهارشنبه سال صورت گرفته و میگیرد، اقداماتی که بیگمان زمینهسازی برای اقدامات تخریبی گروهک نفاق خواهد بود، جریانی که اکنون آشکارا به ناتوانی خود در جمعیتسازی خیابانی پی برده است، تلاش میکند؛ التهاب را با رنگ خون به سرانجام مورد نظرش برساند.
در این برهه حساس چه بسا در عبوری معنیدار از موسوی و کروبی، خون آنها برای تئوریسینهای اصلی و پشت پرده اتفاقات یکسال گذشته با ارزشتر از بیانیههای آنها باشد. کسانی که میتوانند به راحتی خون جوانهایی را برای زنده کردن جنبش مردهشان روی زمین بریزند، هر اقدام دیگری نیز از آنها برخواهد آمد.
در این روزهای بارانی، استراتژی تحریک مردمی با استفاده از حربه نجات سران فتنه از حصر، چتر مناسبی برای کسانی است که خاموشی فتنه به معنای خاموشی همیشگی آنها بوده و هر تحرکی تا قبل از چهارشنبه آخر سال رخنههای امنیتی مناسبی را برای تجهیز آنها و اقدامات تروریستی احتمالیشان، در آخرین چهارشنبه سال جاری فراهم خواهد نمود. هشیاری مردمی و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی، مهمترین نیاز امروز جامعه ایران برای جلوگیری از ایجاد بحران در کشور است. هرگونهبحرانسازی در ایران میتواند ضمن انحراف افکار عمومی جهان از کشورهای اسلامی مصر، تونس، لیبی و... در سطحی بالاتر کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی را موفق میکند تا با بزرگنمایی اخبار ایران، الگوی ایرانی- اسلامی را در ذهن انقلابیون جهان الگویی شکست خورده و درگیر بحران نشان داده و ضمن انحراف انقلاب در این کشورها، برای گماردن مجدد دستنشاندههای جدید خود تلاش کنند. به عبارت سادهتر بحرانآفرینی در ایران بهترین راه کنترل اوضاع متشنج کشورهای اسلامی به نفع غرب خواهد بود و در این راه سرمایهگذاری گستردهای نیز خواهند کرد.