
دکتر زهره الهیان نماینده 42 ساله مردم تهران، ری و شمیرانات، بار اول است که به مجلس شورای اسلامی در دوره هشتم وارد شده و در این مدت با تلاش زیاد و نشان دادن توانمندیهایش توانسته است به صورت ثابت عضو هیأت رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس باشد. الهیان پزشک متخصص داخلی است و قبل از نمایندگی، مسئولیت بسیج خواهران دانشگاههای کشور را علاوه بر طبابت بر عهده داشته است. وی معتقد است توانمندی بانوان به اثبات رسیده و ثمره آن حضور در مدیریت کلان کشور است. رئیس کمیته حقوق بشرمجلس میگوید که تعامل و گفتوگو در محور حقوق بشر با کشورهای مختلف هدف این کمیته است و اینکه ما بتوانیم در سایه این تعاملات و گفتوگوها، نگاه انقلاب و نظام را دررابطه با حقوق بشر که برگرفته از نگاه اسلام است به کشورهای مختلف به خصوص پارلمانها و نمایندگان مجالس ارائه کنیم از اهمیت و تأثیرگذاری زیادی برخوردار است.
خانم الهیان! سیاست خارجه ما از نظر شما تدافعی است یا تهاجمی؟ سیاست خارجی در حال حاضر و در دولت اصولگرا یک سیاست تهاجمی است. البته همواره نگاه حضرت امام به عرصه سیاست خارجی و عرصه بینالملل رویکردی تبیینی برای صدور انقلاب بود. متأسفانه دربرخی از دولتها این پرچم استکبارستیزی و عدالتطلبی بر زمین افتاد و دولت اصولگرا بحمدالله مجدد این شعاررا زنده و احیا کرد. امروز با تدبیر و هوشمندی مقام معظم رهبری شاهد هستیم که رویکرد جمهوری اسلامی ایران همان رویکرد مقابله با استکبار جهانی و دفاع از ملتهای مظلوم است. مسئله عدالتطلبی که امروزه با تدبیر مقام معظم رهبری و تلاش دولت اصولگرا به وجود آمده است باعث شده که ما دراین عرصه به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا کنیم که نمود آن محبوبیت جمهوری اسلامی ایران و پایگاههای مردمی است که ما در اقصی نقاط جهان داریم. اتفاقاتی که امروز در خاورمیانه و در کشورهای عربی و اسلامی میافتد و جنبشها و حرکتهای مردمی از آن الهام گرفته است از این سیاست و به دلیل همین رویکرد است.
برخی معتقد هستند که باید در سیاست خارجه کشور و به ویژه در وزارت خارجه، خانه تکانی جدی اتفاق بیفتد، با توجه به اینکه تأیید کردید که سیاست خارجی ما، سیاستی تهاجمی است این خانه تکانی را دروزارت خارجه الزامآور میدانید؟ نوع تغییر وزیر خارجه حکایت از نارضایتی در زمینه سکانداری وزارت خارجه داشت. همانطور که اشاره کردید وزارت خارجه نیاز به یک تحول جدی به لحاظ ساختاری و جذب نیروهای متعهد و انقلابی و با انگیزه دارد. نیروهای فعلی وزارت خارجه در این باره کفایت نمیکنند و باید درجهت جذب و آموزش نیروهای توانمند و متعهد و جوانتر برنامهریزی داشته باشیم. در برخی از بخشهای دیپلماسی در کشور، نگاه آرمانگرایانه، پویا و فعال تا حدی کمرنگ شده در حالی که این عرصه؛ عرصهای نیست که نگاهها ناامیدانه باشد. البته افراد پویا، پرکار و پرتلاشی که در وزارت خارجه هستند تعداد کمی نیستند و به انجام وظیفه مشغول هستند. این تحول ساختاری و این خانه تکانی نگاه خود آقای احمدینژاد نیز هست که در جلسه دفاع از آقای دکتر صالحی به آن اشاره کردند و باید هم با برنامهریزیهای جدیتری صورت بگیرد و این مسئله چیزی نیست که تنها با شخص وزیر بتوان ازعهده آن برآمد. این خانهتکانی لزوماً نیازبه حمایت شخص رئیسجمهوری دارد. خود من در دفاع از آقای دکتر صالحی مطرح کردم که عرصه وزارت خارجه و عرصه سیاسی ما یکی از پرچالشترین عرصههاست و نیاز به توانمندی و تغییر و تحولات جدی دارد که هر چقدر وزیر امور خارجه هم توانمند باشد بدون حمایت و برنامهریزی از عهده آن برنمیآید. دراین عرصه شخص وزیر باید از حمایتهای لازم از سوی رئیس جمهور برخوردار باشد و مجلس نیز باید حمایتهای لازم را در این زمینه صورت دهد.
به نظر شما آقای صالحی قادر به این خانهتکانی و تغییر شرایط هست؟ ما امیدوار هستیم که حضور آقای دکتر صالحی به عنوان وزیر خارجه منجر به جذب نیروهای متعهد انقلابی و آرمانگرا به مجموعه وزارت خارجه شود. با این نگاه انقلابی و توانمندیها و تخصصها و تعداد زیاد فارغالتحصیلان رشتههای مرتبط که امروز در کشور وجود دارد و تلفیق تعهد و تخصص بتوانیم رسالت سنگین کشور را در عرصه سیاست خارجی به دوش بکشیم. به فرمایش مقام معظم رهبری وزارت خارجه ما به منزله نیمی ازوزارتخانههای کشور است و باید اهمیت ویژهای برای این وزارت قائل باشیم.
آیا نظارتی از سوی مجلس برفعالیت نمایندگیهای خارجی وزارت خارجه صورت میگیرد؟ بسیاری از آنها غیر فعالند و یا درجهت هدف حرکت نمیکنند. مجلس همانطور که در تمام عرصهها میتواند نظارت داشته باشد در این عرصه نیز نظارت دارد که تا به حال طرحها و مباحث و سؤالاتی هم برای ایجاد تغییر در این عرصه مطرح شده و تغییر و تفحصهایی هم در این رابطه داشتهایم.
از تحقیق و تفحصهای خارج از کشور نتیجهای هم به دست آوردهاید؟ وقتی سؤالی در رابطه با هر موضوعی طرح و وزیر مرتبط به کمیسیون دعوت میشود قطعاً تحرکی در آن دستگاه و وزارتخانه در رابطه با موضوع مورد سؤال شکل میگیرد. در واقع به جهت پاسخگویی دستگاهها به مجلس ابزارهای نظارتی این قوه به کار گرفته میشود و منجر به تغییرات و تحولاتی در دستگاهها خواهد شد و وزارت خارجه نیز تا به حال از این امر مستثنی نبوده است.
خانم دکتر؛ ریاست کمیته حقوق بشر مجلس در اختیار شما به عنوان یک خانم است. این یک پست و سمت رسمی در مجلس است یا یک سمت غیررسمی و فرمایشی است. معمولاً در مجلس به ریاست بانوان اقبال چندانی وجود ندارد. خیر، این یک سمت رسمی است. کمیته حقوق بشر به لحاظ ساختاری زیر مجموعه کمیسیون امنیت به حساب میآید و تعدادی از نمایندگان و اعضای کمیسیون امنیت ملی عضو آن هستند.
چطور آقایان نماینده راضی شدند که یک خانم ریاست این کمیته را بر عهده بگیرد؟ به دلیل ریاست خود من بر این کمیته، صحبت کردن در موردش سخت است. مجموعاً هر جا که توانمندی خانمها به اثبات رسیده و آقایان نیز این همکاری را در رابطه با سپردن برخی مسئولیتها به خانمها داشتهاند، مدیریت بانوان مانعی نداشته است. آنچه که در دولت و در بدنه اجرایی کشور در خصوص سپردن برخی مدیریتهای کلان به زنان تجربه شده است، این مهم را اثبات میکند. بهرغم تبلیغات و جنگ روانی که غرب علیه ایران به راه میانداخته و بحث تبعیض در مورد زنان و عدم مشارکت سیاسی و اجتماعی آنها در ایران را میان افکار عمومی دنیا تبلیغ میکند، در طول سی سال گذشته به برکت نظام و انقلاب و دیدگاههای حضرت امام و مقام معظم رهبری، زنان به توانمندیها و قابلیتهایی دست پیدا کردهاند که ثمرات آن حضور زنان در مدیریتهای کلان کشوراست.
به نظر شما این توانمندی هنوز بهاندازه کافی در مجلس به اثبات نرسیده که یک خانم رئیس کمیسیون یا نایب رئیس کمیسیون شود؟ به اثبات رسیده است. ما نایب رئیس کمیسیون را ازمیان خانمها داریم ولی اینکه هنوز خانمها ریاست کمیسیونها را در دست نگرفتهاند به دلیل عدم تمایل خودشان برای ریاست و کاندیدا شدن است. به لحاظ توانمندی این قابلیت در خانمها هست که درحد ریاست کمیسیون مسئولیتهایی را در دست بگیرند. البته نیاز است که همکاری آقایان و باور آنها نسبت به توانمندی زنان بیشتر و جدیتر باشد.
البته ما از خانمهای نماینده میشنویم که این توانایی باور شده ولی تمایل و فرهنگسازی کامل در محافل سیاسی ما انجام نگرفته تا خانمها را در عنوانها و جایگاههای مدیریتی ببینند. نظرتان در این زمینه چیست؟ ما قطعاً در رابطه با حضور زنان درعرصههای کلان سیاستگذاری و تصمیمگیری و مدیریتهای کلان هنوز به وضع مطلوب نرسیدهایم و این مسیری است که درحال تلاش برای آن هستیم. بحمدالله دستاوردهای خوبی ایجاد شده ولی نیاز به کار بیشتر برای فرهنگسازی و اثبات قابلیتها و توانمندیهای زنان در این عرصه وجود دارد.
درکمیته حقوق بشر درچه محورهایی فعالیت میکنید و دستور کاری که در حال حاضر در اختیار دارید، چیست؟ محورهایی که دراین کمیته دنبال میشود تعامل و گفتوگو در محورحقوق بشر با کشورهای مختلف است. ما باید بتوانیم درسایه این تعاملات و گفتوگوها، نگاه انقلاب و نظام را در رابطه با حقوق بشر که برگرفته از نگاه اسلام است به کشورهای مختلف به خصوص پارلمانها و نمایندگان مجالس ارائه کنیم. ارتباط با محافل جهانی و مجامع بینالمللی بخصوص مجامع حقوق بشری یکی دیگر از فعالیتهای کمیته حقوق بشر مجلس است که در این رابطه ما نامهها و بیانیهها و مطالباتی را با مجامع بینالمللی مخصوص سازمان ملل، شورای حقوق بشر، کمیساریای حقوق بشرو سازمان ملل داشتهایم. بحث وضعیت حقوق بشر در برخی کشورها و اعتراض نسبت به آنها از جمله شرایطی است که در حال حاضر دنبال میکنیم. نامه و بیانیههایی را در اعتراض به رفتارخشونت بار و کشتار مردم مصر و همچنین بازداشتها، شکنجهها و ضرب و شتم مردم در شرایط مختلف در دنیا به مجامع جهانی اعلام داشتهایم. مثلاً در رابطه با برخورد پلیس فرانسه و انگلیس با دانشجویان و ضرب شتم و دستگیری آنها بیانیهای اعتراضآمیز را منتشر کردیم.
بنابر این در همه حوزههای خارجی در بعد حقوق بشر فعال هستید؟ بله، کمیته حقوق بشرمجلس به لحاظ وظیفه انسانی مطالبات و حقوق مردم را دربرخی کشورهایی که شرایط خاصی دارند، رصد کرده و با این کار تعاملاتی را نیز با مجامع بینالمللی انجام میدهد و نسبت به رفع ابهامات و سؤالاتی که در رابطه با وضعیت حقوق بشر در ایران و در این محافل ممکن است وجود داشته باشد تلاش میکند. درسایه این تعاملات و فعالیتها سیاهنماییهایی غرب علیه وضعیت حقوق بشر در ایران با تعاملات مثبتی که ما برای آن تلاش میکنیم، خنثی میشود.
اما به نظر میرسد تب و تاب و تلاشی که دشمنان در مورد تخریب وضعیت حقوق بشرعلیه ایران انجام میدهند متقابل ازطرف عناصر فعال داخلی با چنین تب و تابی پاسخ داده شود. ضعف کار کجاست؟ کمیته و تیم قوی یا هسته مرکزی کافی در این زمینه وجود ندارد یا مسئله دیگری درمیان است؟ همانطور که اشاره کردید زمانی که دشمنان ما از گزینههای مختلف از جمله حمله نظامی علیه نظام ناامید شدند، انقلاب مخملی و یا پروژه انتخابات سال 88 و بحث هستهای را رقم زدند اما نه درمورد انقلاب مخملی و نه در مورد مسئله هستهای به نتیجه نرسیدند و امروز ما به عنوان یک کشور هستهای شناخته میشویم. بنابراین دستاویز دیگر آنها برای دشمنی علیه ایران مسئله حقوق بشر است که در این راستا جار و جنجال تبلیغاتی زیادی را در عرصه رسانهای و افکار عمومی در سطح دنیا به راه انداختند و از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و نمیکنند. پروندههایی مانند سکینه محمدی، ندا آقاسلطان و اخیراً خانم بهرامی و سایر پروندهها به عنوان سیاهنمایی و دروغپردازی علیه جمهوری اسلامی ایران هراز گاهی علم میشود و در واقع بنای دشمنان ما این است که محبوبیت جمهوری اسلامی ایران را به واسطه تبلیغات کذب زیر سؤال برده و آن را خدشهدار کنند. البته به تدریج افکار عمومی دنیا با این گونه سیاستهای دروغپردازانه و اینکه مسئله حقوق بشر به عنوان ابزاری در دست دشمنان امروز تبدیل شده و برای پیش بردن مقاصد سیاسی از آن استفاده میکنند، آشنا خواهند شد. به هر حال همپای این جارو جنجال رسانهای و تبلیغاتی و برخوردهایی که علیه ایران به کمک بعضی به ظاهر فعالان حقوق بشر که خود را ایرانی هم مینامند، صورت میگیرد بایستی تلاش کنیم که اطلاعات صحیح را به افکار عمومی جهان برسانیم. البته غلبه و سیطره رسانه در دست آنهاست ولی ما با کمترین ابزار و با محدودیتهایی که بر سر راه ماست، خواهیم توانست صدای حق و حقیقت را به گوش ملتهای دنیا برسانیم. دراین راستا نیاز به تلاش پیگیر و مضاعف بخصوص از سوی رسانه ملی و به ویژه شبکههای برونمرزی داریم تا کاری جدی صورت دهند.
در حال حاضر نوع برخوردها را در این زمینههای یاد شده، مطلوب ارزیابی میکنید؟ این شرایط مطلوب نیست زیرامتناسب با توطئهای که در حال حاضر علیه ما در حال شکلگیری است کاری صورت نمیگیرد. ما بارها این مسئله را به صورت مکتوب و از رئیس رسانه ملی خواستهایم. همچنین باید تلاش بیشتری درسطح وزارت خارجه و سایر دستگاههای ذیربط درراستای بحث حقوق بشر داشته باشیم. البته موانع و محدودیتهای ساختاری مانع از فعالیتهای جدیتر در این زمینه میشود. دراین راستا بایددستگاههای ذی ربط تحولی را در ساختارشان ایجاد کنند که ما مباحثی را نیز در این راستا و در جلسات ستاد حقوق بشر قوه قضائیه مطرح کردهایم.
راهکار جدی برای گسترش دفاع از حقوق بشر در ایران چیست؟ نیازاست که دستگاههای دستاندرکار توجهی جدی نسبت به NGOها داشته باشند. یعنی ما باید همپای دیپلماسی سیاسی و دیپلماسی رسانهای، در راستای دیپلماسی عمومی نیز فعالیت داشته باشیم. NGOها ارتباط افکار عمومی جهان را با یکدیگر به وجود میآورند و باعث ارتباط نخبگان و فعالان اجتماعی از سوی ایران با سایر ملتها میشوند. دراین راستا صحبتهایی را نیز با دکتر احمدی نژاد داشتهایم تا برنامهریزیهایی در این زمینه به خصوص در بودجه سالانه در دولت صورت بگیرد تا NGOها از حمایتهایی در این باره برخوردار شده و بتوانند ارتباطات خود را با سایر تشکلهای بینالمللی برای ارائه واقعیات موجود در ایران و ارائه نظریات ناب اسلام در مورد حقوق بشر و حقوق انسانی برقرار کنند.
خود شما یکی ازاعضای شبکه مرکزی سازمانهای مردمنهاد مربوط به زنان هستید. از این سازمان چه خبر؟ فعالیت این سازمان نمود بارززیادی ندارد. دلیل این مسئله چیست؟ شبکه غیردولتی و ارتباطی سازمانهای غیردولتی زنان در حال حاضر چیزی حدود 1000 عضو و تشکل سازمان یافته تخصصی دارد که با موضوع زنان فعالیت میکنند. ظرفیت بسیار کلان این شبکه باید مورد توجه مسئولان قراربگیرد. ما این ارتباط تنگاتنگ را با شبکه ارتباطی سازمانهای غیردولتی زنان داریم و از این شبکه و نمایندگان آن در جلسات کمیته حقوق بشر مجلس شورای اسلامی دعوت میکنیم. انشاالله این ارتباط منجر به یک تعامل و همکاری بین مجلس و NGOها شود. در ضمن من مؤسس فراکسیون سازمانهای مردمنهاد یاNGOها در مجلس نیز هستم که برای اولین بار در مجلس هشتم تشکیل شده است. شاید ما چنین کمیته یا فراکسیونی را در مجالس دیگر دنیا نداشته باشیم که نشان دهنده اهمیت ما برای NGOها و فعالیت سازمان یافته مردم و مشارکت آنهاست.
از فعالیتهای فراکسیون سازمانهای مردمنهاد مجلس بگویید. چه کارهایی تا به حال در آن انجام شده و تا چهاندازه مورد اقبال نمایندگان قرار گرفته است؟ فراکسیون سازمانهای مردم نهاد از ابتدای مجلس هشتم شکل گرفته و جلسات متعددی باNGOهای تخصصی برحسب موضوعات خاص داشته است. این ارتباط در قالب برگزاری جلسات همفکری و هماندیشی بسیار مثبتی بوده است که منجر به شناخت نمایندگان از ظرفیت این تشکلها و فعالیتهایی میشود که در ابعاد مختلف دارند. مسئولان از جمله ریاست محترم مجلس و نواب رئیس وهمچنین نمایندگان در این فراکسیون و جلسات آن حضور فعال داشتهاند و نظراتشان را مطرح کردهاند.
دلیل اینکه نوعی نگاه امنیتی بهNGOها در کشور وجود دارد چیست؟ به نظرمن نگاه امنیتی، دیگر جایی در این موضوع ندارد. شاید درابتدای تشکیل برخیNGOهایی که در ارتباط با محافل غربی بودند واهداف خاصی داشتند این نگاه در برخی از مسئولان نسبت بهNGOها شکل گرفت در حالی که در شرایط فعلی چنین نگاهی دیگر وجود ندارد. درواقع حمایت دولت ازNGOهایی که درچهارچوب نظام فعالیت دارند در حال حاضر وجود دارد و ما تعداد زیادی NGO را که امروز در کشورکاملاً فعالند و ارتباط تنگاتنگ با دستگاهها دارند را میبینیم. بنابراین چنین نگاه امنیتی نسبت بهNGOها نیست، بلکه نگاه مسئولان به این سمت است که بتوانند بیشتر با سازمانهای مردمنهاد ارتباط بگیرند و برخی از حوزهها و فعالیتها را به آنها سپرده و ازنظر مشورتی از آنها کمک بگیرند. در حال حاضر با سیر رشد فزاینده تأسیس NGOها در کشور مواجه هستیم که قانون مرتبط با آن نیز در مجلس دنبال میشود و امیدواریم رأی لازم را برای قانون تأسیس و راهاندازی NGOها داشته باشد. انشاالله جلساتی را نیز با سازمانهای مردمنهاد برای ارتباط با اندیشمندان و صاحبنظران کشورهای اسلامی و خاورمیانه خواهیم داشت. این اتفاق درجهت تقویت اینNGOها و همفکریها درراستای ارتباط گرفتن با تشکلها وNGOهای مردمی درخاورمیانه و تقویت پیوند مردم کشورما با مردم کشورهای اسلامی برنامهریزی میشود.
خانم الهیان؛ یکسری تحقیق و تفحصهایی در مجلس مطرح میشود که گاهی از ابتدا میگویند نتیجهای در پی ندارد اما بازهم طرح شده و برای آن هزینه صورت میگیرد. برخی از نمایندگان گفتهاند که این تحقیق و تفحص نتیجه خاصی نخواهد داشت. نظر شما در خصوص تحقیق و تفحصهایی از این دست شبیه تحقیق از شورای عالی ایرانیان چیست؟ درشورای عالی ایرانیان سؤالی از آقای متکی وزیر امور خارجه وقت مطرح و به دنبال این سؤال نیزگروهی برای تحقیق و تفحص از شورای عالی ایرانیان تشکیل شد. اینکه کار این کمیته به نتیجه میرسد یا نه به نظر من یک مقدار زود است در مورد آن قضاوت صورت بگیرد. به هر حال وقتی تحقیق و تفحصی در مجلس شکل میگیرد، شایسته است که براساس وظیفه ما این تحقیق و تفحص دنبال شود. در واقع نباید نگران مباحث سیاسی باشیم بلکه باید وظیفه نظارتی مجلس به درستی در آن مورد پیگیری شود.
پس چرا پیش بینی میکنند که نتیجه مطلوبی نخواهد داد؟ شما این را باید از دوستانی بپرسید که چنین پیشبینیای داشتهاند. من فکر میکنم همه دوستانی که در این کمیته و طراح این تحقیق و تفحص هستند باید تلاش خود را در راستای انجام صحیح آن داشته باشند.
شما در جایی گفته بودید که ضرورتی وجود ندارد معاونت زنان و خانواده به وزارت تبدیل شود.این طور نیست. من هرجا مصاحبه کردم گفتهام که ما در شرایط حاضر این درخواست را داریم و صحبتهایی را هم با دکتر احمدینژاد داشتهایم. ساز وکار موجود در مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری پاسخگوی زنان نیست و سطح و ساختار این مرکز باید به سطح معاونت ارتقا پیدا کند و در قالب سازمان خانواده و زنان که رئیس آن معاون رئیس جمهور است ارتقا یابد. البته چشمانداز و شاید مرحله ایدهآل ما تشکیل وزارت خانواده و زنان است. البته شاید ایدهآل ما این باشد که وزارت امور زنان و خانواده تشکیل شود زیرا در بسیاری ازکشورها وزارتخانهای تحت این عنوان وجود دارد. البته به جهت این که تلاش میشود بدنه دولت کوچکتر شود شاید شرایط برای تشکیل یک وزارتخانه مساعد نباشد اما حداقل کاری که میشود انجام داد تشکیل سازمان زنان و خانواده با ریاست معاون رئیس جمهور است. این نظر خانمها در مجلس است که امیدواریم تحقق پیدا کند.
آیا سازمان ملی جوانان میتواند زیر مجموعه این وزارتخانه باشد؟ نمایندگان اصرار دارند که این سازمان زیر مجموعه وزارت ورزش و جوانان شود در حالی که بسیاری از کارشناسان میگویند اگر سازمان ملی جوانان در کنار ورزش قرار بگیرد، فعالیتهای آن ضعیف خواهد شد.خیر، زیرا شورای نگهبان نیز وزارت ورزش و جوانان را تأیید کرده است. به هر حال وقتی به لحاظ ساختاری، مرکز زنان وخانواده تغییر کند، میتوان بعدها سازمان ملی جوانان را نیز تحت پوشش این ساختار ارتقا داد. مسئله خانواده فراتر از مسئله زنان است و کودکان، نوجوانان و جوانان را نیز دربرمیگیرد.
بحث قطع ارتباط با انگلیس در مجلس مطرح است که متولی آن کمیسیون متبوع شماست. سؤال بسیار جدی در میان افکار عمومی این است که مسئولان بر قطع ارتباط با کشوری اصرار میکنند که بیشتر فرزندان برخی از آنها در همان کشور درحال درس خواندن و یا زندگی کردن هستند. آماری که داده شد حدود سه هزارنفر از فرزندان مسئولان کشور تا به حال در انگلیس تحصیل کردهاند و حالا مردم میپرسند که بنابر این تحصیل در انگلیس بد است یا خوب و اگر قطع ارتباط اتفاق بیفتد خود مسئولان میخواهند فرزندانشان را چه کار کنند. نظر شما در این زمینه چیست؟ اگر تصمیمی در این رابطه گرفته شود و مجلس مصوبهای داشته باشد قاعدتاً براساس آن مصوبه همه آحاد مردم این تکلیف را دارند که خود را با سیاستها و قوانین کلان کشور تطبیق دهند و مسئولان نیز از این مسئله مستثنی نیستند. در مورد انگلیس نیز مسئله به همین شکل است. روابط در سطوح مختلف تعریف شده و اول هم از روابط سیاسی آغاز خواهد شد که مورد تأکید است. رأی کمیسیون امنیت ملی مجلس به طرح قطع رابطه با انگلیس دراین رابطه مثبت بوده است. در سطوح بعدی، قطع روابط فرهنگی و اقتصادی و علمی نیز مطرح میشود که باید به فراخور رأی نهایی مجلس برای هرکدام تدابیری اندیشیده شود تا این روابط به صفر برسند.
فرزندان مسئولان چطور؟ فرقی نمیکند. ما با کشوری مانند آمریکا نیز رابطهای نداریم اما تعدادی از اتباع ایرانی در آنجا در حال تحصیل هستند. این مانعیتی ندارد ولی ما رابطه دیپلماتیک و ارگانیک با این کشورها نخواهیم داشت.