علی سیفالهی | جوانی فصل انتخاب و تصمیمهاست. اگر خشت اول را کج بگذاریم، این بنای عمر و زندگی تا ثریا و پیری کج خواهد رفت. شک نکنید. این انتخاب و تصمیم یک عقل درست و درمان میطلبد و کمیتا قسمتی اعتماد به نفس. تصمیم را که گرفتی و راه را انتخاب کردی، باید با اقتدار پیش بروی و جز در مواردی که اشتباهی پیش میآید، زیر بار مشکلات نرفته و پیش بروی. «من میتوانم» خیلی از مشکلاتی را که همین حالا داریم، حل میکند. این احساس خود باوری، توانایی و دریافت واقع بینانه از خود، جزوامتیازات هر جوانی محسوب میشود و از حالت ناامیدی و یأس و همچنین داشتن تصور نادرستی از قابلیتها جلوگیری میکند. قرآن کریم و روایات اهل بیت هم تأکید زیادی بر احترام به خود و عزیز شمردن آن شده است. تاجایی که عزت نفس، مایه کرامت و بزرگی شمرده شده و خود کم بینی، مایه هلاکت و سقوط انسان معرفی شده است. پس نفستان را حبس کنید، سرتان را بالا بگیرید و سینهتان را جلو بدهید تا در این گزارش ببینیم که اوضاع از چه قرار است و این کلید موفقیت چه طوری به دست میآید. اعتماد به نفس؟ چی هست؟«دو عامل اصلی، اعتماد به نفس را تشکیل میدهند: خود باوری و احترام به نفس.» این تعریفی است که همه کارشناسان اینامر خطیر از اعتماد به نفس آوردهاند. همه بدون استثنا این دو نکته را در تعاریفشان آوردهاند تا نشان بدهند که بدون این دو کلید، شاه کلید اصلی به دست نمیآید.تعاریف و حرفهای این استادان نقاط مشترک دیگری هم دارد. خیلی از آنها میگویند که ما زمانی به حس خود باوری میرسیم که خودمان و دیگران را که به ما شباهت دارند و تواناییهای رسیدن به اهدافمان را ببینیم. این همان اعتماد به نفسی است که اگر آن را یاد بگیریم و روی آن سخت تلاش کنیم، موفق میشویم. این نوعی از اعتماد به نفس است که منجر به آن میشود که افراد مشکلات را بپذیرند و در برابر آنها مقاومت کنند. احترام به نفس هم با خودباوری هماهنگ است که در واقع حسی است که به ما کمک میکند تا با زندگی هماهنگی بیشتری داشته باشیم و از حق شادی برخوردار باشیم. این حس تا حدودی ریشه در تأیید توسط افراد دارد که قادر به کنترل آن نیستیم. با این وجود این حس همچنین از احساس تسلط بر اوضاع میآید و اینکه بر آنچه که انجام میدهیم مسلط هستیم و میتوانیم با موفقیت رقابت کنیم وقتی که به آن فکر میکنیم. مواظب باشیم از آن طرف بام نیفتیم !وقتی از دکتر مجید ضیاءمنش، روانشناس، میخواهیم تا به این حرفها، نکات جدیدی اضافه کند، به یک موضوع دیگر اشاره میکند؛ «قبل از اینکه درباره اعتماد به نفس و مسائل پیرامون آن بحث کنم، باید به یک واقعیت اشاره کنم. متأسفانه یک مشکل بزرگی در بین نوجوانان و جوانان فعلی ما وجود دارد که همه ما در کوچه و خیابان و خانواده با آنها مواجهیم. بهرغم اینکه خیلی از جوانهای ما موفق هستند و به مدارج بالای علمی و پیشرفت در مباحث دیگر رسیدهاند،اما یک عده دیگر از آنها از دو مشکل رنج میبرند. عدهای از جوانان ما یا دچار خود کمبینی شدهاند یا غرور. این آفت بحثی به نام اعتماد به نفس است که خیلی از جوانها در نظر نمیگیرند.عدهای به آن توجه نمیکنند و از این ور بام میافتند که خودشان را کم مایه فرض میکنند. بعضیهای دیگر هم از آن ور بام افتادهاند و آنچنان باد در سرشان افتاده که غرور جلوی چشم آنها را گرفته و مرز اعتماد به نفس و غرور را گم کردهاند.»اعتماد به نفس خریدنی نیست و از دیگران هم نمیتوان قرض گرفت بلکه هدیهای است در وجودمان که خودمان با دستهای اندیشه مان این هدیه را پیدا میکنیم. در پیدا کردن این هدیه دو مانع وجود دارد که دکتر ضیاءمنش از آنها نام میبرد؛ «بعضی موانع مثل شرایط محیط خانواده، مدرسه و اجتماع موانع بیرونی هستند که تغییر در آنها برای شخص آسان نیست.اما موانعی هستند که در باورها و طرز فکر هر شخص وجود دارد و به دست خود شخص کاملاً قابل تغییر هستند.اگر چنانچه دائماً فردی خود خوری داشته باشد و احساسات خود را آرام و بدون ابهام ابراز نکند در واقع مانع درونی برای اعتماد به نفس خود ایجاد میکند و این دسته دوم موانع رسیدن به اعتماد به نفس است. »هوای خودت را داشته باش !دکتر ضیاءمنش چند عامل و راه اساسی را برای رسیدن به اعتماد به نفس برمیشمارد؛ «هر جوان و آدمی باید زندگی آگاهانه داشته باشد. هوش همه انسانها به یکانداره نیست و هر کدام از افراد هوش متفاوتی دارند، اما اگر چنانچه توان و استعداد خود را در نظر گرفته و با توجه به آنچه میدانیم و میبینیم رفتار کنیم، زندگی آگاهانه را دنبال کردهایم. یکی از غفلتها یا فرار از موقعیتهای زندگی آگاهانه طفره رفتن و فرار از واقعیتهاست.مثلاً بعضی موقعها به خودمان میگوییم «میدانم که دارم اشتباه میکنماما...» یا «میدانم که دارم زیادهروی در این کار میکنماما...». روشن است که زندگی آگاهانه چیزی بیش از دیدن و دانستن است.یعنی هدف و ارزشهای خود را علاوه بر تعیین و مشخص کردن، دنبال کنیم و با یک برنامه تدریجی، مشخص و روزانه انتخابهای خود را به موفقیت نزدیک نماییم. برای این زندگی باید ذهنی پویا و فعال داشته باشیم. به واقعیتها توجه کنیم و اشتباهات را انکار نکنیم. پذیرای خودت باشدومین راه خودپذیری است. یعنی جنسیت، اسم و شرایط زندگی خانوادگی خود را بپذیریم و خود را کمتر از دیگران نبینیم. سومین عاملی که افراد دارای اعتماد به نفس دارند، مسئولیتپذیری است. شما باید بدانید که مسئول برآوردن خواستههای خودتان و کیفیت بخشیدن به زندگی و خوشبختی خودتان هستید. مشارکت دیگران و مشورت گرفتن از آنها کمک خوبی است ولی هیچکس برای دستیابی به خواستههایتان به شما مدیون و مسئول نیست.»زندگی هدفمندآقای دکتر چند عامل دیگر هم به این راهها اضافه میکند؛ «جوان ما باید ابراز وجود کند و قاطعیت داشته باشد. کسانی که مستقل و با اعتماد به نفس هستند به راحتی در مقابل تردیدها و فشارها نه میگویند و با قاطعیت و احترام به خود و دیگران این نه را تکرار میکنند. راه بعدی داشتن زندگی هدفمند و برنامه مشخص است. یعنی اگر میخواهی موفق شوی باید مصمم و هدفدارباشی و رفتاری قاطعانه داشته باشی. باید مصمم باشی. نظم و انضباط شخصی یعنی به خودت فرصت استراحت، تفریح و شاد بودن را در چارچوبهای مشخص و متعادل بدهی. در قدم بعدی باید رفتارهای ما با هدفهایمان و آرزوهایمان با هم هماهنگ باشد و در تضاد نباشد. چون تضاد در رفتار و هدفمان آبرویمان را پیش خودمان از بین میبرد و کمتر به خودمان اعتماد میکنیم. بنابراین کلام و گفتارمان را با نیت و هدفهایمان همخوان نمائیم.از هیچ چیز هراس نداشته باشیم و به خداوند خالق مهربانمان توکل نموده و با برنامه و هدفمند، خودمان را باور کنیم و هر روز این نکتهها را در ذهنمان مرور کرده و با برنامهریزی گامهای محکم و مصمم به سوی آینده روشن برداریم. »