
تلویزیون و فوتبال دو یار جداییناپذیر امروز دنیا هستند. در واقع اگر پخش تلویزیونی فوتبال حرفهای حذف شود، چیزی فوتبال باقی نخواهد ماند. در همه جای دنیا در ابتدای مسابقات باشگاهی تلویزیونهای دولتی و خصوصی در رقابتی فشرده سعی میکنند حق پخش مسابقات فوتبال را از آن خود کنند و طبیعی است در این رقابت شبکههایی موفقتر هستند که پول بیشتری خرج کنند. این شرایط رقابتی باعث میشود تا هر سال در همه کشورهای دنیا درآمد تیمهای حرفهای بیش از پیش افزایش داشته باشد. در فوتبال ایران هم چند سالی است که مسئله حق پخش تلویزیونی مطرح شده و صدالبته ماجرای حق پخش در فوتبال ما کاملاً برعکس است! خوشبختانه یا متأسفانه تنها رسانه تصویری در کشورما صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است و به همین دلیل این سازمان تنها مشتری خرید حق پخش لیگ برتر ایران است. در واقع سازمان لیگ مجبور است هر سال به نحوی با این سازمان کنار بیاید و قراردادی را هرچند اندک به عنوان حق پخش امضاکند. صداوسیما به هر نحوی که دلش بخواهد رقابتهای لیگ برتر را پخش میکند و اصلاً کاری هم به قواعد حرفهای موجود ندارد. لیگ فوتبال ایران مثلاً حرفهای است، همین لیگ به هر حال تماشاگران اندکی را به ورزشگاهها میکشاند و جمعیتی چند برابر آنها را هم پای گیرندههای تلویزیون مینشاند که البته صدا و سیما از این بخش دوم درآمدی سرشار کسب میکند و البته بیخیال و بیتوجه به آن حق ورزش را ادا نمیکند.
پرسپولیس اولین پول را گرفتتا همین 10 سال پیش و قبل از آغاز رقابتهای لیگ حرفهای حق پخش تلویزیونی اصلاً معنایی در فوتبال ایران نداشت و درآمدزدایی تیمهای باشگاهی از طریق تبلیغات دور زمین و بعضاً بلیتفروشی بود، اما با شروع لیگ حرفهای AFC با اولتیماتومهای متعدد مسئولان سازمان لیگ را مجبور کرد تا شرایط فوتبال ایران را به فوتبال حرفهای دنیا اندکی نزدیک کند. یکی از مواردی که AFC روی آن تأکید داشت حق پخش تلویزیونی بود که البته در سالهای ابتدایی لیگ حرفهای فدراسیون و سازمان لیگ نتوانستند صدا و سیما را برای پرداخت پول قانع کنند.تا اینکه در سال 1384 تیم فوتبال بایرنمونیخ به دعوت باشگاه پرسپولیس و برای بازی خداحافظی احمدرضا عابدزاده به تهران آمد. حضور این تیم پرطرفدار آلمانی در تهران باعث شد مسئله حق پخش تلویزیونی بیشتر از قبل مطرح شود. محمدحسن انصاریفرد در آن سال موفق شد برای اولینبار 175 میلیون تومان بابت حق پخش تلویزیونی بازی تیمش مقابل بایرن مونیخ از صدا و سیما بگیرد تا پرسپولیس اولین تیمی باشد که از این طریق درآمدزدایی میکند.این مسئله به مسئولان سازمان لیگ ثابت کرد که با اندک تدبیر و سیاست میتوان رؤیای دریافت حق پخش را به واقعیت تبدیل کرد.به این ترتیب دعوای صدا و سیما و سازمان لیگ بالا گرفت تا اینکه در آبانماه سال 1387 با پادرمیانی رئیسجمهور مسئله حل شد و قرار شد صدا و سیما هر سال مبلغی را بابت حق پخش تلویزیونی به سازمان لیگ پرداخت کند. همان سال قرارداد سه ساله بین رسانه ملی و سازمان لیگ امضا و مقرر شد در سال اول 10 میلیارد تومان، سال دوم 11 میلیارد تومان و سال سوم 13 میلیارد و 200 میلیون تومان به سازمان لیگ پرداخت شود. اگرچه مبلغ این قرارداد نسبت به سایر لیگهای دنیا بسیار ناچیز بود، اما برای فوتبال ایران یک پیروزی بزرگ محسوب میشد.
پایان قرارداد سه سالهاین قرارداد سه ساله در پایان لیگ دهم به پایان میرسد و همین مسئله باعث شده تا اختلافات گذشته صدا و سیما و فوتبال باز هم بالا بگیرد.مسئولان فوتبال معتقدند که تمدید قرارداد با رقم 10 یا حتی 13 میلیارد تومان فعلی بسیار ناچیز است و نمیتواند حتی گوشهای از هزینههای تیمها را جبران کند.در واقع مسئولان فوتبال چندان هم پربیراه نمیگویند اگر سازمان لیگ بخواهد مبلغ دریافتی فعلی (13 میلیارد تومان) را به طور مساوی بین 18 تیم حاضر در لیگ برتر تقسیم کند به هر باشگاه بیشتر از 600، 700 میلیون تومان نخواهد رسید. مبلغی که فقط به اندازه رقم قرارداد دو بازیکن متوسط یک تیم لیگ برتری است، اما مسئولان رسانه ملی اصلاً کاری به این موضوعات ندارند و معتقدند همین رقم فعلی کافی است.
تلویزیون وسیله درآمدزدایی نیست!مسئولان صدا و سیما میگویند همین مبلغ فعلی برای فوتبال کافی است و صدا و سیما وسیله درآمدزدایی فوتبالیها نیست!ذکایی، دبیر شورای هماهنگی ورزش صدا و سیما بعد از انتقادهای رئیس سازمان لیگ، رئیس فدراسیون و مدیران باشگاهها میگوید: دوستان ما در باشگاهها به دنبال این هستند که مختصر درآمدی که خودشان باید به دست آورند و از طریق بودجههای دولتی تأمین نمیشود را هم از بیتالمال به دست آورند.وی ادامه داد: آنچه معقول و منطقی است و توافقی که بین سازمان و فدراسیون فوتبال بوده در حال حاضر پرداخت میشود و از نظر ما مشکلی در این زمینه وجود ندارد!ماجرا به اینجا ختم نشد و صدا و سیما در واکنش به انتقادهای پی در پی فوتبالیها یک جنگ پنهان را علیه فوتبال آغاز کرد.
بازی پخش نمیشوداولین اقدام صدا و سیما پخش نکردن بازی تیمهای ملی ایران و روسیه به دلیل نامناسب بودن ساعت بازی بود!دیدار دو تیم ایران و روسیه طبق اعلام خود تلویزیون قرار بود ساعت 19 و 30 دقیقه چهارشنبه 20 بهمنماه پخش شود، اما هنگامی که فوتبالدوستان در ساعت مقرر پای تلویزیونهای خود نشستند به جای دیدن آرشاوین پاولیوچنکو و خلعتبری! با برنامههای عادی صدا و سیما مواجه شدند.مسئولان رسانه ملی حتی به خود زحمت ندادند به خاطر این اتفاق از بینندگان میلیونی خود عذرخواهی کنند، البته بعد از اعتراضات گسترده مردمی و انتقادات مطبوعات این دیدار با 72 ساعت تأخیر و به قول خود تلویزیونیها در زمان مناسب پخش شد!طبیعی بود که این مسئله چندان به سود فدراسیون فوتبال تمام نشد و اسپانسر تیم ملی در این بازی به شدت از عدم پخش مستقیم بازی ناراحت و همین ماجرا باعث شد تا بازی دوستانه هفتم فروردینماه مقابل اسکاتلند لغو شود.
وقتی سریال از تیمملی مهمتر میشودصدا و سیما در دومین گام از سلسله اقدامات عجیب و غریبش 15 دقیقه ابتدایی بازی تیمملی امید مقابل تیم ملی قرقیزستان را به بهانه روی آنتن بردن تکرار سریال شبکه سوم پخش نکرد! و در نهایت با تمام شدن سریال و خالی شدن آنتن بازی امیدهای ایران از دقیقه 15 به بعد پخش شد.نکته جالب توجه اینکه سه روز قبل از بازی مسئولان سازمان صدا و سیما در نامهای از فدراسیون خواستند که بازی را با 30 دقیقه تأخیر آغاز کنند. نبی در اینباره میگوید: دو هفته پیش به مسئولان شبکه 3 نامهای نوشتیم و زمان و تاریخ بازی را اعلام کردیم اما سه روز قبل از بازی یکی از مسئولان شبکه با من تماس گرفت و خواست بازی را با 30 دقیقه تأخیر برگزار کنیم تا آنها بتوانند بازی را زنده پخش کنند، اما ما اعلام کردیم این تاریخ و ساعت پنج ماه قبل، از سوی فیفا و AFC اعلام شده و امکان تغییر آن وجود ندارد.به مسئولان فیفا AFC توصیه میکنیم از این به بعد هنگام برنامهریزی برای تیمهای ملی و باشگاهی ایران با مسئولان صدا و سیما تماس بگیرند و از آنها برای ساعت پخش و تاریخ بازیها نظرخواهی کنند تا خدای نکرده دیگر چنین مشکلاتی پیش نیاید. البته این تمام ماجرا نبود و در همان روز پخش بازی امید در حالی که همه فوتسالدوستان ساعت 17 منتظر دیدن بازی ایران و برزیل بودند با پخش زنده یکی از دیدارهای نهچندان مهم لیگ والیبال مواجه شدند! البته رسانه ملی برای اینکه باز هم سروصدای مطبوعات و مردم در نیاید بازی فوتسال را از شبکه یک پخش کرد تا حداقل فوتسالدوستان از دیدن هنرنمایی قهرمان جهان بینصیب نمانند.البته پخش رشته پرطرفدار و جذابی مثل والیبال از تلویزیون کار پسندیدهای است اما پخش یک دیدار نهچندان مهم بین دو تیم پایین جدولی همزمان با بازی ایران و برزیل کمی جای سؤال داشت. مسئولان تلویزیون میتوانستند به جای پخش این بازی دیدارهای مهمتری مثل پیکان- پرسپولیس یا سایپا- ارتعاشات را پخش کنند اما پخش این دیدار نشان داد که رسانه ملی فقط به خاطر همان مشکل ناشناختهای که با فوتسال دارد این بلا را بر سر بازی ایران و برزیل آورد.
بقیه هم بینصیب نیستندالبته این مشکلات فقط به پخش مستقیم فوتبال محدود نمیشود همچنین چند وقت پیش فیفا لیگ برتر کشتی بین شهدای جویبار و نفت تهران برگزار شد. درست در حساسترین لحظه که قرار بود کشتیهای دو وزن آخر برگزار شود و در حالی که یک ربع به اذان مغرب باقی مانده بود، پخش این دیدار قطع شد. البته هیچکس منکر اهمیت پخش اذان و مناجات از تلویزیون در رأس ساعت مقرر نیست اما بارها اتفاق افتاده که ساعات پخش لیگ فوتبال انگلیس با اذان تداخل پیدا میکند، اما نهتنها این بازیها قطع نمیشود بلکه تنها به یک زیرنویس (اذان مغرب به افق تهران) اکتفا میشود. شاید این برخورد دوگانه تلویزیون با فوتبال و به طور کلی ورزش داخلی با فوتبال خارجی به خاطر قیمت آنها باشد. مطمئناً صدا و سیما برای پخش مسابقاتی نظیر لیگ کشتی، والیبال و بسکتبال پولی پرداخت نمیکند و به همین خاطر میتواند هر طور که دلش میخواهد آنها را روی آنتن ببرد، اما پخش مسابقاتی نظیر لیگ برتر انگلیس میلیونها تومان برای این سازمان خرج دارد و طبیعتاً حاضر نیست به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی پخش آن را متوقف کند.
چرا 10 میلیارد کم است؟شاید مبلغ 10 میلیارد تومان حق پخش روی کاغذ رقم درشتی باشد اما در مقایسه با سایر لیگهای دنیا اصلاً به حساب نمیآید.
انگلیسلیگ برتر انگلیس از محل فروش حقوق تلویزیونی سالانه 3/1 میلیارد یورو درآمد کسب میکند. شبکه SKYB این کشور برای پخش مستقیم 92 بازی لیگ برتر 580 میلیون یورو در هر فصل درآمد کسب میکند در واقع در انگلیس بازی لیگ برتر از ساعت 22 روز شنبه هر هفته در شبکههای عمومی قابل دیدن است.
آلماناین کشور اروپایی هم حقپخش بوندسلیگا اول و دوم را 420 میلیون یورو به شبکههای تلویزیونی این کشور واگذار کرده، سازمان لیگ آلمان هم علاوه بر پخش مستقیم خلاصه بازیها را به فاصله یک ساعت و نیم به شبکههای عمومی این کشور میفروشد. البته باشگاههای آلمانی از این مبلغ ناراضیاند و معتقدند باید بیشتر از اینها بابت پخش بازیهایشان پول بگیرند.
ایتالیاسری آ این کشور در سال 2010، 900 میلیون یورو از محل حق پخش درآمد داشته. تیم یوونتوس در سال 2010 با کاهش درآمد حقپخش مواجه شد و تنها 87 میلیون یورو از این طریق درآمد کسب کرد.
ترکیه مسابقات سوپر لیگ ترکیه هم هر سال 123 میلیون دلار بابت حق پخش تلویزیونی درآمد دارد که در مقایسه با مبلغ 10 میلیارد تومانی لیگ ایران حیرتانگیز است. حالا خودتان قضاوت کنید که اگر فوتبال ما در سال یک دهم این مبالغ هم حقپخش دریافت کند وضعیتش چگونه خواهد شد. مطمئناً با تزریق چنین پولی فوتبال و حتی ورزش ایران زیر و رو خواهد شد.
دعوا فقط برسر فوتبال نیستماجرای پرداخت حق پخش تلویزیونی نباید فقط به رشته فوتبال محدود شود در واقع فوتبالیها خوششانس بودند که صدا و سیما تحت فشار AFC و افکار عمومی قرار گرفت و مجبور به پرداخت این مبلغ ناچیز شد. اما رشتههای جذاب و پرطرفدار دیگری مثل والیبال، بسکتبال، هندبال و کشتی هم هستند که ریالی از محل حقپخش دیدارهایشان درآمد ندارند و اگر ترتیبی داده شود که تمامی مسابقات ورزشی پخش شده از تلویزیون با پرداخت پول خریداری شود مسلماً ورزش ایران دگرگون خواهد شد.
لیگ ایران روی الجزیرهتمام مسائل و مشکلات اخیر صدا و سیما و فوتبال باعث شده تا مسئولان سازمان لیگ به فکر پیدا کردن مشتری خارجی بیفتند و این روزها زمزمه مذاکره فدراسیون با شبکه الجزیره شنیده میشود. مسلماً شبکههای عربی منطقه از خرید حقپخش لیگ ایران استقبال خواهند کرد؛ چرا که مطمئناً لیگ ایران از لیگ کشورهایی مثل امارات، بحرین و قطر برای فوتبالدوستان و مشتریان این شبکهها جذابتر است، در واقع اگر تلویزیون حاضر به عقد قرارداد جدید با سازمان لیگ نشود فصل آینده لیگ برتر از تلویزیون پخش نخواهد شد و همه علاقهمندان مجبورند برای دنبال کردن لیگ برتر به شبکههای ماهوارهای روی بیاورند که البته این مسئله برای صدا و سیما چندان خوشایند نخواهد بود.