کد خبر: 417298
تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۸۹ - ۱۷:۳۵


به گزارش خبرنگار «جوان» شامگاه بیست و سوم آذر سال گذشته مرد جوانی در کرج سراسیمه خود را به مأموران گشت پلیس رساند و آنان را از گم شدن مادرش با خبر کرد. این مرد به مأموران پلیس گفت مادرم صبح زود برای گرفتن وام از کمیته امداد از خانه خارج شده و تاکنون بازنگشته است.
با ادعای این مرد پلیس آگاهی تحقیقات خود را برای پیدا کردن زن سالمند- مهدیه- آغاز کرد. کارآگاهان پلیس دریافتند مهدید با آژانسی از محل، خانه را ترک کرده است. راننده آژانس به اداره پلیس احضار و به کارآگاهان گفت: من صبح روز حادثه او را مقابل باغ ویلایی در سرآسیاب پیاده کردم و قرار شد ساعتی بعد برای بازگرداندن او به همان محل بروم. از آنجا که کار غیرمنظره‌ای برایم پیش آمد من یک ساعت دیرتر به مقالل باغ رسیدم. وقتی زنگ باغ ویلایی را زدم سرایدار آن که جوانی افغان بود به من گفت: مهدیه ساعتی قبل با ماشینی گذری باغ را ترک کرده است. کارآگاهان پلیس دامنه تحقیقات را با بازداشت سرایدار باغ دنبال کردند. او که در مواجهه با پلیس به شدت ترسیده بود، اظهاراتی را که برای راننده آژانس بازگو کرده بود، بار دیگر به مأموران پلیس گفت: اما لحظاتی بعد که کارآگاهان برای بازرسی راهی باغ شدند سرایدار افغان پرده از راز یک جنایت برداشت.
او به مأموران پلیس گفت: من با مهدیه در سرآسیاب آشنا شدم. او زن مهربانی بود که به دلیل مشکلاتی که داشتم به من کمک می‌کرد. روز حادثه با صدای زنگ تلفن از خواب بیدار شدم. وقتی دریافتم مهدیه با من تماس گرفته و کسی در ویلا نیست، نقشه‌ای شیطانی به ذهنم خطور کرد. من با مهدیه تماس گرفتم و از او خواستم به ویلا بیاید. او که برای انجام کاری از خانه خارج شده بود ساعتی بعد آنجا آمد و زمانی که از نیتم با خبر شد راهی جز تسلیم نداشت. پس از اینکه به او تجاوز کردم از من درخواست پول کرد. من به او گفتم: پولی به تو نخواهم داد و او به شدت عصبانی شد و برای آرام کردنش او را کشتم. متهم گفت: با دست گردنش را فشار دادم و او شروع به التماس کردن نمود و گفت: اگر او را نکشم حاضر است به من پول بدهد اما چون مرا ناراحت کرده بود او را کشتم.
متهم گفت: پس از آن به باغ رفتم و یک گونی بزرگ آوردم و جسدش را داخل آن گذاشتم. سپس به پشت‌بام ویلا رفتم و پس از آنکه اطمینان یافتم کسی در آن اطراف نیست جسد را به وسط باغ بردم و داخل یک چاه انداختم. متهم در ادامه گفت: گوشی تلفن و لباس‌هایش را نیز با جسد دفن کردم تا کسی به من مظنون نشود.
پس از اعتراف قرار مجرمیت متهم از سوی دادسرای جنایی صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری فرستاده شد.
متهم روز گذشته در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدسلطان همتیار و مستشاران دادگاه محاکمه شد. ذبیح‌زاده، نماینده دادستان با استناد به کیفرخواست صادر شده متهم را گناهکار و برایش تقاضای مجازات کرد. اولیای دم هم تقاضای قصاص کردند. متهم در ادامه جلسه در جایگاه حاضر و اتهام خود را پذیرفت. او گفت: با مقتول در سرآسیاب آشنا شدم و توانستم او را فریب دهم. او زن دلسوزی بود و به من کمک می‌کرد. روز حادثه با نقشه‌ای شیطانی او را به باغ کشاندم و به قتل رساندم. در ادامه جلسه دادگاه برای رسیدگی به زنای متهم به صورت غیرعلنی ادامه یافت. پس از پایان یافتن محاکمه دادگاه وارد شور شد تا رأی نهایی را به‌زودی صادر کند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار