کد خبر: 416366
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۳
آلمان نظریه نژادپرستانه برخورد با مسلمانان را تبلیغ می‌کند
دو هفته از سخنرانی کریستین وولف، رئیس‌جمهور آلمان نگذشته است که مصاحبه هورست ز‌‌هوفر، نخست‌وزیر ایالت بایرن آلمان، جنجالی دیگر را برپا کرده است. وولف در سوم اکتبر و به مناسبت بیستمین سالگرد اتحاد آلمان مهم‌ترین سخنرانی خود را ایراد می‌کرد و در ضمن سخنان خود گفت: «من در پاسخ به مسلمانانی که می‌پرسند آیا شما رئیس‌جمهور ما نیز هستید، می‌گویم که من با شور و تعهد رئیس‌جمهور شما و رئیس‌جمهور تمام مردم آلمان هستم... مسیحیت بی‌هیچ تردیدی به (فرهنگ و تاریخ) آلمان تعلق دارد. یهودیت بی‌هیچ تردیدی به آلمان تعلق دارد. اسلام نیز امروز به آلمان تعلق دارد». به‌رغم استقبال سیاستمداران اپوزیسیون دولت آلمان و همچنین جامعه مسلمانان آن کشور از سخنان وولف، اما برخی دیگر از سیاستمداران و از جمله هم حزبی‌های او چندان موافق آن نبودند و همین امر باعث شد تا بر او اعتراض کرده و جنجال سیاسی به وجود آورند. اکنون زهوفر در مصاحبه با هفته نامه فوکوس سخنانی برخلاف وولف گفته و واکنش‌های معکوسی را بر انگیخته است. او در این مصاحبه گفت: «روشن است که مهاجران از دیگر فرهنگ‌ها از جمله کشورهای ترکیه و عربی مشکلات زیادی دارند و به خاطر همین مشکلات من به این نتیجه رسیده‌ام که احتیاجی به مهاجران بیشتر از دیگر فرهنگ‌ها نداریم.»این‌بار مهاجران ترک و عرب به خشم آمده و عذرخواهی او را خواستار شده‌اند و علاوه بر اینان، احزاب سیاسی مختلف نیز به سخنان وی واکنش منفی نشان داده‌اند. سبزها سخنان وی را «آتش‌افروزی پوپولیستی راست» و حزب دموکرات‌های آزاد آن را «کاملا بی‌معنا و پوچ» توصیف کرده‌اند و ماریا بومر، مسئول امور هم ‌پیوندی مهاجران در دولت فدرال آلمان گفت که شوکه شده و او «مهاجران از حوزه‌های فرهنگی دیگر را در برابر یک اتهام عام قرار می‌دهد.» هر چند که زهوفر سعی کرده تا با حمایت آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان، سخنان خود را در حد اظهارنظر در مورد شرایط کار مهاجران تقلیل دهد، اما از تأکیدش بر تفاوت فرهنگی پیداست که منظور وی بیش از شرایط کار مهاجران بوده و اختلافات فرهنگی و به خصوص دینی را مد نظر داشته است.جبهه‌بندی جدیدچند سالی است که اخبار متفاوتی از برخی کشورهای اروپایی مبنی بر یک نوع جبهه‌بندی در برابر مسلمانان و رشد اسلامگرایی در اروپا شنیده می‌شد اما این جبهه‌بندی در سال میلادی جدید تشدید شد و صورت مشخص اسلام هراسی، (Islamophobia) را به خود گرفت. مسأله ممنوعیت برقع در فرانسه و ساختن مناره در سوئیس مراحل مقدماتی این جریان بود که با ظهور احزاب افراطی عوامگرای دست راستی در کشورهایی از قبیل اتریش، هلند، دانمارک و سوئد اهانت‌های شدید و غلیظ علیه اسلام و جامعه اسلامی اروپا شدت پیدا کرد.به نظر می‌رسید که آلمان در این بین یک استثنا باشد تا آن که تیلو زارتسین، رئیس سابق هیئت‌مدیره بانک مرکزی آلمان، کتاب «آلمان خود را از میان برمی‌‌دارد» را منتشر کرد. کتاب زارتسین آشکارا تبلیغ نظریه‌ای نژادپرستانه است زیرا او در حالی که قائل به ثبات ژنتیک یهودیان شده، مهاجران مسلمان را در مراتب مادون ژنتیکی قرار داده و دلیل آن را به اعتقادات آنان نسبت داده است.مخالفت‌های هم‌حزبی‌های زارتسین باعث شد تا او در نیمه سپتامبر از مقام خود استعفا دهد اما کتاب او نشان داد که نه تنها آلمان در میان دیگر کشورهای اروپایی یک استثنا نیست، بلکه تئوری پردازی آلمانی تا چه حد می‌تواند خطرناک باشد. در واقع، کتاب او یادآور آن نحو تئوری پردازی از نوع نازی‌ها و فاشیست‌های نیمه نخست قرن بیستم است که اینک و به‌رغم ادعاهای دموکراتیک دوباره نگارش شده است. در واقع، تئوری‌پردازی زارتسین همانند سیاست اصلاح نژادی دوره نازی‌ها در آلمان و یادآور قوانین نورنبرگ در آن زمان است که بنابر «حفاظت از نژاد و افتخار آلمانی» ازدواج میان آلمانی‌ها و شهروندان غیرآلمانی را به دلایل ژنتیک ممنوع کرده بود. گذشته از بنیاد نژادپرستانه این دسته افراد در تبلیغ اسلام هراسی، علت اساسی دیگری نیز وجود دارد که باید به آن توجه کرد.اسلام در اروپابرای توضیح اسلام هراسی و تلاش این احزاب نوظهور اروپایی باید قبل از هر چیز به وضعیت اسلام در اروپا و رشد آن در این قاره طی چند دهه اخیر توجه کرد. شاید بهترین گواه این امر مقاله 18 سپتامبر رابرت اسپنسر با عنوان «اسلام‌سازی سریع اروپا» در سایت ورلد نت دیلی باشد. اسپنسر در ابتدای مقاله خود می‌پرسد؛ اروپا با چه سرعتی مسلمان می‌شود؟ او در پاسخ به سخن مورخی چون برنارد لویس در مصاحبه با روزنامه دی ولت اشاره می‌کند که گفته بود؛ «اروپا در انتهای این قرن اسلامی خواهد شد». اسپنسر در ادامه مقاله به کتاب خانم بات یئور به نام اورابیا، Eurabia، اشاره می‌کند که از ترکیب اروپا و عرب ساخته شده، به این معنا که اروپای آینده، نه اروپای مسیحی، بلکه اروپای مسلمان خواهد بود. حتی با نگاهی گذرا به این مقاله می‌توان دیدگاه ضداسلامی اسپنسر را دریافت که او را در ردیف کسانی چون زارتسین و دیگر اسلام ستیزان کنونی قرار می‌دهد با همان تلقی کج و معوج از اسلام که با استناد به اعمال خشن چند مسلمان فریاد تظلم و نجات اروپا را سر می‌دهند. علاوه بر این، تلقی او در یک نکته دیگر نیز با آن دسته افراد همانند است و آن اعتراف به واقعیت رشد اسلام در اروپای کنونی. اگر به سخنان امثال اسپنسر، زارتسین و رهبران افراطی احزاب عوامگرای دست‌راستی توجه شود، معلوم می‌شود که آنان در اسلام هراسی خود بیش از هر چیز نگران رشد سریع اسلام در اروپا هستند و از این جهت است که با انواع تبلیغات یک سویه سعی به تخریب اسلام و جامعه اسلامی دارند.نکته آشکار در اینگونه اسلام هراسی اتکای آن به تعصب شدید بر آن چیزی است که به اصطلاح ارزش‌های اروپایی خوانده می‌شود و در مقابل رشد اسلام در اروپا قرار می‌دهند، اما به دلیل همین تعصب است که ارزش‌های آنان در عمل مبدل به ضدارزش می‌شود. آنان با تأکید بر ارزش‌هایی همانند حقوق بشر و آزادی‌های فردی و اجتماعی اسلام هراسی را تبلیغ می‌کنند، اما تعصب آنان در عنادشان با اسلام باعث شده تا در عمل دچار نژادپرستی و نفی شدید همان ارزش‌ها شوند. از این‌رو، جریان کنونی اسلام هراسی و اسلام‌ستیزی در اروپا همزاد و عجین با نژادپرستی شده و کتاب زارتسین نمونه کوچکی از این همانندی است و به صورت گسترده‌تری در احزاب افراطی عوامگرای دست‌راستی دنبال می‌شود. روشن است که چنین تعصبی نه تنها سدی در برابر رشد اسلامگرایی در اروپا نخواهد بود، بلکه تنفر از نژادپرستی آنان منجر به رشد بیشتر اسلامگرایی نیز خواهد شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار