انجمن نابینایان ایران، در آذرماه 1372 به همت علیاكبر جمالی و تنی چند از نیكاندیشان و نیز علاقهمندان به امور نابینایان، در تهران تأسیس شد و تا به امروز دستاندركاران و نابینایان این مؤسسه مردمی تمام مساعی خود را به كار بستهاند تا بتوانند جامعه را با حقوق حقه و طبیعی افراد نابینا و كمبینا آشنا سازند و جهت احقاق آن تا حد توان، نیروهای متعهد جامعه را جهت كمك به یاری بطلبند. علاوه بر این، انجمن همواره در تلاش است تا این باور منطقی را بین نابینایان و كمبینایان رواج دهد كه خداوند منان خلقت آدمی را آنگونه قرار داده است كه با وجود محرومیت از عضوی، نهتنها میتواند چون سایر افراد اجتماع به زندگی طبیعی خود ادامه دهند، بلكه میتوانند به عنوان یك عنصر موفق و توانمند در جامعه خود ایفای نقش كنند.مسئولان انجمن با وجود همه كمبودها، فقدان برخی قوانین لازم، موانع قانونی، محدودیت منابع، تعدد سازمانها و مؤسسات خیریه با عزمی راسخ برای دستیابی به اهداف عالیه در كوشش هستند و دراین عرصه نیكی و انسانیت برای تحقق آرمانهای والا و اجرای برنامههای فرهنگی و رفاهی، تمامی نیروهای مستعد، معتمد و متعهد جامعه را به یاری میخوانند، دستاندكاران این تشكل مردمی و خودجوش چشم امید دارند كه در سایه الطاف خداوند مهربان و مساعی جمعی از خردمندان ایرانی بتوانند تصویر شفاف و زیبا از مشاركت به معنای واقعی بر جای نهند تا مایه رفاه امروز و تفاخر فردا شود.به بهانه روز جهانی عصای مفید به سراغ آقای جمالی رئیس هیئت مدیره انجمن نابینایان ایران رفتیم تا در گفتوگویی صریح از مشكلات روشندلان شهرمان آگاه شویم.در ساختمانی ساده و قدیمی به سراغ انجمنی میرویم كه اعضای هیئت مدیرهاش، رئیسش، كارمندانش و حتی تایپیستش نابینا هستند.آقای جمالی میگوید به غیر از یك نفر در هیئت مدیره(آن هم برای انجام امور مالی و مباحث چك و...) همه از یك جنس هستیم تا درد یكدیگر را درك كنیم.انگیزه تأسیس چنین انجمنی چگونه در شما ایجاد شد؟سازمان بهزیستی كشور از نظر قانونی متولی امور معلولان از جمله نابینایان است. از آنجا كه بنده به عنوان كارمند سازمان بهزیستی مشغول فعالیت بودم با نیازها، مشكلات، كاستیها و نارساییهای موجود در مورد نابینایان آشنایی كامل داشتم كه متأسفانه بنا به دلایل بسیاری سطوح اجرایی سازمان جوابگوی این مسائل نبودند، به همین دلیل با چند نفر از دوستان تصمیم گرفتیم انجمنی تأسیس كنیم كه به عنوان بازوی سازمان بهزیستی مسائل و مشكلات موجود برای نابینایان را پیگیری كرده و تا حد امكان رفع كند.در حال حاضر هزینههای این انجمن از چه طریقی تأمین میشود؟میتوان گفت صرفاً از طریق مشاركتهای مردمی.و تعداد اعضای این انجمن در حال حاضر چند نفر است؟تعداد اعضای كمبینا و نابینای این انجمن در حال حاضر حدود 400 نفر است كه فقط شامل نابینایان سطح تهران میشود.به طور كلی انجمن چه خدماتی را به اعضا ارائه میدهد؟این انجمن به تمامی كمبینایان و نابینایان خدمت عمومی ارائه میدهد از جمله؛ پیگیری برنامههای مناسبسازی معابر و اماكن عمومی نظیر ادارات دولتی، فرهنگسراها، دانشگاهها و...، به منظور سهولت دستیابی این افراد به اماكن مذكور، تهیه وسایل آموزشی و كمك آموزشی ویژه نابینایان و ارائه به آنها، پیگیری مجهز كردن مراكز فرهنگی و كتابخانههای دانشگاهها به رایانه و وسایل نوشتاری ویژه افراد نابینا و كمبینا، مسائلی مربوط به اشتغال، بیمه و... و البته خدمات جاری و حاشیهای است. از قبیل مشاوره و مددكاری، پرداخت وام قرضالحسنه، كمكهای نقدی و غیرنقدی برای تهیه جهیزیه، از دیگر خدمات انجمن برای اعضایش است.اما كار اصلی ما پیگیری تصویب و اجرای قانون عام حمایت از معلولان است كه شامل 16 ماده است كه فقط به یك مورد آن مبنی بر پرداخت كمك هزینه تحصیلی به دانشجویان دانشگاه آزاد، اشاره میكنم. لازم به ذكر است كه انجام هر كدام از این تعهدات و ارائه خدمات گاهی چند سال به طول میانجامد كه از این لحاظ ارائه خدمات در سطح مطلوبی نبوده و به دلیل عدم همكاریهای لازم از طرف سازمانها و ارگانها معمولاً مستمر و همیشگی نیست.مهمترین اقدامی كه اخیراً به وسیله انجمن صورت گرفته است، چیست؟امسال توانستهایم با كمك سایر تشكلهای معلولان، مجلس را به تصویب كنوانسیون حقوق معلولان كه یك كنوانسیون جهانی است، موظف كنیم كه هدف آن، ارائه خدماتی برای ایجاد فرصتهای برابر برای افراد معلول و مشخصاً رفع تبعیض بین افراد معلول و غیرمعلول است. این كنوانسیون شامل 50 ماده است.این اقدام چه نتیجهای را به دنبال داشته است؟این كنوانسیون به تصویب رسیده اما متأسفانه با وجود پیگیریهای فراوان، هنوز اجرایی نشده است و به غیر از چند تشكل معلولان و سازمان بهزیستی ظاهراً هیچ سازمان یا ارگانی حتی از وجود چنین كنوانسیونی اطلاعی ندارد.نحوه تحصیل دانشآموزان نابینا در سطح شهر به چه صورت است؟تا پایان دوره دبیرستان این دانشآموزان به دو طریق میتوانند تحصیل كنند؛ یا در یكی از چهار مدرسه مخصوص نابینایان در سطح تهران درس بخوانند كه این مدارس به صورت روزانه برای افراد ساكن تهران و شبانهروزی برای نابینایان ساكن در شهرهای دیگر میباشد یا به صورت تلفیقی در مدارس عادی در كنار سایر دانشآموزان تحصیل میكنند، البته مشروط بر اینكه معلم رابط و همچنین وسایل ویژه موردنیاز در اختیارشان قرار بگیرد.به عنوان یك شهروند، در رفت و آمدهای روزانه، با چه مشكلاتی روبهرو هستید؟به عقیده بنده شهر باید به گونهای طراحی و مناسب سازی شود كه همه آحاد یك جامعه بتوانند از امكانات آن استفاده كنند كه متأسفانه دراین موارد نابینایان و سایر معلولان در نظر گرفته نمیشوند. سادهترین و مهمترین موردی كه میتوان به آن اشاره كرد، نامناسب بودن معابر و پیادهروها برای رفت و آمد ماست، از چالهها و گودالهایی كه اكثر اوقات دردسرساز میشوند، گرفته تا داربستها و چادرهای آفتابگیر مغازهها و حصارها و زنجیرهای جلوی در ورودی پاركها و... اكثر نابینایان از جمله خود بنده حتی برای رسیدن به دفتر انجمن نیز در همین خیابان با مشكلات اساسی روبه رو میشویم. رفت و آمد ما در ناامنی و استرس فراوان است و به قول معروف بیرون آمدنمان با خود و برگشتمان با خداست.نمونه تأسفباری كه در این مورد به ذهنم می رسد مربوط به یكی از دوستان جوانمان است ایشان در شب عروسی، به دلیل سقوط در یكی از گودالهای حفر شده به وسیله یكی از سازمانهای دولتی روانه بیمارستان شد و عروس خانم در بهترین شب زندگیاش به جای رفتن به سالن مراسم به بیمارستان نزد داماد برده شد!همیشه هنگام عبور از خیابان، با مشكل روبهرو هستیم. طبق قوانین راهنمایی و رانندگی، در صورتی كه راننده فردی را با عصای سفید ببیند موظف است تا عبور كامل وی از عرض خیابان توقف كند اما به ندرت اتفاق میافتد كه رانندهای به این مسئله توجه و عمل كند. ظاهراً نابیناها اصلاً دیده نمیشوند.از امكاناتی كه در سطح شهر وجود دارد چند درصد منحصراً برای نابینایان طراحی و تأمین شده است؟اگر بگویم هیچ نادرست نگفتهام. در سطح شهر امكاناتی كه منحصراً خاص افراد نابینا و برای استفاده این افراد مناسبسازی شده باشد، وجود ندارد. شاید بتوان به موارد انگشتشماری اشاره كرد كه سعی شده گوشه چشمی هم به نابینایان شود اما آن امكانات هم خاص نابینایان نیست، در وضع قوانین و مقررات تمامی آحاد جامعه در نظر گرفته میشوند اما متأسفانه در اجرای آن عملاً چنین نیست و همه امكانات در خدمت افراد سالم است. به عنوان مثال طبق اساسنامه كتابخانه ملی، همه افراد باید بتوانند از امكانات واقع در آن استفاده نمایند اما چنین چیزی برای یك نابینا معمولاً امكانپذیر نیست. متأسفانه مسئولان در این زمینه كملطفی میكنند.در مورد مسئله اشتغال نابینایان، دولت چه زمینههایی را برای شما فراهم میكند؟طبق قانون عام حمایت از معلولان؛ دولت موظف است سه درصد از استخدامها را به معلولان از جمله نابینایان اختصاص دهد. اما این قانون هرگز اجرا نشده است، به عنوان نمونه وزارت آموزش و پرورش حدود 40 هزار معلم استخدام كرد كه شامل حال نابینایان نشد و با وجود اینكه ما در بین نابینایان، لیسانس و فوقلیسانس زیاد داریم اما از آنها هیچ استفادهای در آموزش و پرورش نكردند. این مورد را بسیار پیگیری كردیم اما متأسفانه جوابی دریافت نشد!نابینایان برای اشتغال، با چه مشكلاتی روبهرو هستند؟مهمترین معضل نابینایان از نظر اشتغال، عدم مهارتهای لازم فنی و حرفهای است، باز هم طبق قانون عام حمایت از معلولان، سازمان فنی و حرفهای كشور موظف است آموزشهای لازم و مناسب نابینایان را به طور رایگان در اختیار آنها قرار دهد تا زمینه اشتغال آنها فراهم شود، اما متأسفانه چون مركز آموزش فنی و حرفهای برای نابینایان وجود ندارد، در نتیجه آنها حرفهای نیز یاد نمیگیرند. از طرفی به دلیل عدم امكانات آموزشی برای نابینایان در سطوح دانشگاهی اكثر افراد نابینا ناچاراً تحصیلات خود را در رشتههای علوم اجتماعی و علوم انسانی ادامه میدهند كه متأسفانه در این رشتهها زمینهای برای استخدامشان وجود ندارد.برای حل این معضل چه راهكاری را پیشنهاد میكنید؟سازمانهای مربوطه باید مشاغل مناسب افراد نابینا را شناسایی كنند و طبق آن، آموزشهای لازم را به این افراد بدهند. طرحی كه اخیراً بنده به وزارت كار ارائه دادهام این است كه بودجهای اختصاص دهند كه بتوانیم مشاغلی را شناسایی كنیم كه با علم و فرهنگ جامعه مطابقت داشته و مناسب نابینایان باشد، استانداردها، شیوه و نحوه آموزش را هم ارائه میدهیم و متولیان امور، آموزش آن را بر عهده میگیرند، اما متأسفانه موردی كه ما با مسئولان در تعارضیم این است كه ما معتقدیم نابینایان میتوانند، ولی آنها ما را باور ندارند.آیا میتوان رشتههای تحصیلی خاصی برای نابینایان در دانشگاه ایجاد كرد؟از آنجا كه دانشجویان نابینا نشان دادهاند كه میتوانند در بسیاری از رشتههای موجود تحصیل كنند بنابراین نیازی به ایجاد رشته جدید نیست چرا كه این مسئله نیز مشكلات خاص خود را داراست. در حال حاضر نابینایان از پس بسیاری از رشتههای دانشگاهی برمیآیند به شرط آنكه مسئولان باور كنند و شرایط مناسبسازی را برایشان فراهم آورند. نابینایان رشته جدید نمیخواهند به امكانات و باور مسئولان نیاز دارند.حمایت سازمانها یا ارگانهای دولتی یا سازمان بهزیستی از نظر مالی و امكاناتی از این انجمن در چه حد است؟متأسفانه با وجود اینكه ما دائماً با سازمان بهزیستی در ارتباط هستیم، اما به ندرت پاسخی در این موارد دریافت میكنیم. گاهی در مورد ازدواج نابینایان كمك نقدی اندكی از طرف سازمان ارائه میشود كه با وجود مشكلات اقتصادی فراوان، این مبالغ بسیار ناچیز است.مشاركتهای مردمی از چه طریقی انجام میشود؟كمكهای نقدی از طریق شماره حساب 11600 بانك ملی شعبه حافظ و كمكهای غیرنقدی مهم از طریق مراجعه خیرین به دفتر انجمن نابینایان دریافت میشود. در موارد خاص هم از جمله تهیه جهیزیه و پرداخت كمك هزینه مراسم ازدواج معمولاً انجمن ترتیبی می دهد كه فرد نابینا به خیر معرفی شده و مستقیماً كمكها به وی ارائه شود.در حال حاضر ارتباط مردم با انجمن چگونه است؟شاید نتوانستهایم آنطور كه باید و شاید خود را بشناسانیم و جلب اعتماد كنیم، از این روست كه معمولاً مشاركتهای مردمی و افراد خیر بسیار كم است. دولت، سازمانها و ارگانهای دولتی هم بودجهای جهت كمك به نابینایان اختصاص نمیدهند و كمكهای آنها موردی بوده و مستمر و همیشگی نیست.آیا سازمان یا تشكیلات دیگری نیز وجود دارد كه به موازات شما برای نابینایان فعالیت كنند؟بله، چند گروه و تشكیلات دیگر وجود دارد كه متأسفانه آنها نیز با مشكلات نارساییهای فراوانی روبهرو هستند.تا امروز به جز كتاب های درسی، كتابی با خط بریل و مخصوص نابینایان به چاپ رسیده است؟اخیراً در مركز نابینایان رودكی، كتابهایی با خط بریل یا گویا در حال تهیه است و به جز این مركز در هیچ كتابخانه یا كتابفروشی دیگری امكان دسترسی به چنین كتابهایی نیست. همچنین باید بگویم به جز كتابخانه پارك فدك، كتابخانه ملی و كتابخانه ارشاد، هیچ صندلیای برای نابینا وجود ندارد. البته استفاده نابینایان از این كتابخانهها نیز شرایط خاص خود را داراست.آیا انجمن برنامه تفریحی یا فرهنگی خاصی برای نابینایان دارد؟بله، سفرهای كوتاهمدت، همایشها و مراسمهایی برای گردهم جمع كردن افراد ترتیب دادهایم و اگر بودجهای داشته باشیم قطعاً كارهای بیشتر و مهمتری برای این عزیزان انجام میدهیم چرا كه هزینهها به عهده انجمن است و از این لحاظ محدودیتهایی داریم.به عنوان آخرین سؤال از آقای جمالی میپرسیم: اگر حرفی یا خواستهای از رئیسجمهور داشته باشید، چه میگویید؟و او میخندد و میگوید:«بنویسید، هیچی!»چرا؟ مگر نمیگویید خیلی مشكل دارید؟در سال 1387 در دیداری كه اعضای انجمن در خدمت ایشان بودند، آقای رئیسجمهور دستور دادند2 هزار نفر از نابینایان در دستگاههای مختلف استخدام شوند اما با گذشت دو سال هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده است. بهرغم پیگیریهای ما، دستور ایشان به اجرا در نیامده ما فكر میكنیم شخص آقای احمدینژاد نگاه ویژهای به معلولان دارند اما زیر مجموعه تحت امر ریاستجمهوری نیز باید مثل ایشان در خدمت مردم و جامعه باشد. انشاءالله كه در آینده شاهد اتفاقات خوبی باشیم!كاش آقای رئیسجمهور از نیروهای اجرایی خود بپرسد كه چرا كسی نابینایان را نمیبیند.چشم دل باز کن...هنگام راه رفتن آواز میخواند و وقتی یكی از همسایه ها از او در این مورد سؤال كرد، جواب داد :وقتی به دیوار نزدیك میشوم صدایم تغییر میكند و آواز خواندن باعث میشود كه كمتر به درو دیوار برخورد كنم... روز 23 مهرماه برابر با 15 اكتبر به عنوان روز بزرگداشت نابینایان و قانون عصای سفید، نامگذاری شده است. استفاده از عصا به عنوان وسیله کمکی در رفت و آمد نابینایان از قرنها پیش متداول بوده است، ولی استفاده از عصای سفید به شکل امروزی و به عنوان نمادی برای شناخت نابینایان به بعد از جنگ جهانی اول برمیگردد.در سال 1921 میلادی یک عکاس اهل شهر بریستول کشور انگلستان با نام جیمز بیگز که در اثر یک سانحه بینایی خود را از دست داد، برای در امان بودن از خطر وسائل نقلیه که در خیابانهای اطراف محل زندگی وی در حال رفت و آمد بودند، ابتکار استفاده از عصا به رنگ سفید را که به راحتی برای همگان قابل دید باشد را به کار برد.پس از آن دو تن از برجستهترین محققان امریكایی به نامهای دكتر ناول پری، ریاضیدان و دكتر جاكوپس تن بروك، حقوقدان توانستند قانونی را در پانزدهمین روز از ماه اکتبر به عنوان قانون عصای سفید به تصویب برسانند و این روز را به عنوان روز جهانی نابینایان نامگذاری کنند. در این قانون تمامی حقوق اجتماعی فرد نابینا به عنوان عضوی از یک جامعه متمدن انعکاس یافته است.نابینایان حق استفاده از تمامی امكانات رفاهی معمول در جامعه را دارند. آنان حق دارند از پیاده روها، خیابانها، بزرگراهها و وسایل حمل و نقل همگانی مانند هواپیما، قطار، اتوبوس، اتومبیل، كشتی، هتل، اماكن عمومی، مراكز تفریحی و مذهبی استفاده كنند. اگر در بعضی اوقات، محدودیتی برای استفاده از این تسهیلات و اماكن وجود داشته باشد باید فراگیر همه افراد جامعه باشد و اگر شخص یا سازمانی فقط برای نابینایان در استفاده از تسهیلات همگانی، محدودیت ایجاد كند یا حقوق نابینایان عاقل و بالغ را نادیده بگیرد، مجرم شناخته میشود. رانندگان وسایل نقلیه موظف به مراعات كامل نابینایانی كه هنگام عبور و مرور از عصای سفید استفاده میكنند، هستند. دولت موظف است كه نابینایان را به مشاركت در امور دولتی تشویق كند تا آنان به كار مشغول شوند. لوئیس بریل در سال 1809 در فرانسه متولد شد. وی در اوایل کودکی یعنی در سن سه سالگی بینایی خود را از دست داد. در سال 1818 به همراه دوستان خود مؤسسه ملی نابینایان جوان پاریس را در این شهر دایر كرد. در همین زمان بود که بریل به واسطه تواناییهایش در موسیقی و علم مشهور شد و یکی از بهترین نوازندگان ویولون و ارگ در پاریس شد. بریل در سال 1826 شروع به آموزش نابینایان كرد.امروزه شهرت بریل به خاطر ابداع سیستم خط برجسته وی است که در آن زمان در پیامهای رمزی ارتش به کار گرفته میشد. سیستم بریل یا خط برجسته شامل نقاط برجسته با اشکال منظم روی مقوای نازک میباشد که نابینایان از طریق لمس آن قادر به درک عبارات و خواندن خواهند بود. این روش تا به امروز با موفقیت همراه بوده و در بسیاری از کشورهای جهان استفاده میشود. ایران سفید، عنوان اولین روزنامه ویژه نابینایان به خط بریل در ایران و خاورمیانه است که تحت پوشش خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند.وجود الگوهای رفتاری سازنده درمقابل نابینایان، نقش بسزایی در آگاهی آنان و جهت دار شدن و تحقق یافتن انگیزه های ایشان دارد.نابینایی هرگز مانع رشد و ترقی نمی شود، اگر فرد نابینا خود را باور داشته باشد و بداند که می تواند با وجود نابینایی به موفقیتهای فراوانی نائل شود. تاریخ انسانهای بزرگ را سراغ دارد که با وجود محروم بودن از نعمت بینایی، به مدارج عالی علمی و اخلاقی رسیده اند؛ ابوالعلاءمعری، طه حسین، آیت الله حاج سید عبدالهادی شیرازی ( از مراجع تقلید در نجف ) و مرحوم دکترمحمد خزائلی از جمله این انسانهای بزرگ بودهاند.