علی سیفالهی - زمان را نمیتوانیم متوقف کنیم. کودکی به سرعت طی میشود و شیب آن به نوجوانی میرسد. در نوجوانی هم هنوز باورهایمان پر رنگ نشده و همه ویژگیهای شخصیتمان معلق است. اما زودتر از آنکه فکرش را بکنیم این دوران هم میگذرد و بهار عمر آدمی فرا میرسد. انگار زمین و زمان مأمور شدهاند تا اسباب و امور جهان طوری رقم بخورد که این فصل جوانی آدم برسد. همه چیز آدمی در اوج است؛ از انرژی و فکر و سلیقه تا شور و نشاط زندگی. هیچ چیز راضیات نمیکند و میخواهی هر سد کوچک و بزرگی را از جلوی راه برداری تا به مقصودت برسی. برای یکی مهندس شدن میشود کعبه آمال و برای دیگری دکترای فلان رشته را گرفتن و کس دیگری دغدغه مهیا کردن زندگی گرم خانوادگی را دارد. بالا و پایین دارد، اما ردخور ندارد و گریزی از آن نیست. حالا که جوانی به سراغمان آمده باید خوب بشناسیمش و حواسمان را جمع کنیم که مرحله کاشت و داشت زندگی خود را به بهترین نحو سر کنیم تا وقتی هنگام «برداشت» رسید، حداقل خودمان از محصول و خروجی راضی باشیم.جوانی اصلاً چی هست؟بروید خدا را هزاران بار بیشتر شکر کنید که پنجاه سال پیش به دنیا نیامدید. آن زمان وضعیت جامعه ایران اینطوری بود که بچه به محض رسیدن به سن بلوغ و حتی قبل از آن با پذیرش مسئولیتهایی در خانواده عملاً وارد دنیای بزرگسالان شده و به جای نانخور بودن خودش یکپا نانآور میشد. اما با نظام مدرنی که حالا آمده شاید فاصله بین نوجوانی تا جوانی بهتر مشخص شده باشد. اگر سن بلوغ (بلوغ فیزیولوژیک) را آنچنان که تحقیقات انجام یافته محققان نشان میدهد حدود 13، 14 سالگی در نظر بگیریم، میتوانیم تا فاصله 30 سالگی را که دورهای 16-17 ساله میشود، «دوره جوانی» بنامیم. دکتر «مجید ضیاءمنش» روانشناس از ویژگیهای دیگر این دوره برایمان میگوید: «فرد در فاصله میان نوجوانی و جوانی در دو موضوع دچار دگرگونی میشود؛ یکی در بعد جسمی که این تغییرات برای دختر خانمها از حدود ۱۱ سالگی و برای پسران حدود ۱۳ سالگی کمکم شروع میشود. تغییرات هورمونی که باعث بلوغ میشوند در واقع از چند سال پیش از بلوغ آغاز میشوند و ممکن است دورههای دمدمی مزاجی و بی حوصلگی را ایجاد کنند. این تغییرات در دختران زودتر شروع میشود و در سه چهار سال اول سریعتر است. بعد از آن پسرها این عقبافتادگی را جبران میکنند. در بعد روانی هم عواطف و افکار جوان دچار تغییر میشود و قدرت ارزیابی و بررسی مسائل را پیدا میکند. کاری که قبلاً کمتر قادر به انجام آن بود.»مصائب قدکشیدگی!این قد کشیدن ما و گذر از نوجوانی و رسیدن به جوانی برای خودش حکایاتی دارد. خداوند در آیه 54 سوره روم میفرماید: «خدا همان کسی است که شما را آفرید در حالی که ضعیف بودید سپس بعد از این ضعف و ناتوانی قوت بخشید و باز بعد از قوت، ضعف و پیری قرار دارد و هرچه بخواهد میآفریند و اوست عالم و قادر.»ارزش دوران جوانی از دیدگاه قرآن اینطوری مطرح شده که جوانی منزل قوت و نیرومندی زندگی دنیاست و از دو طرف محدود به ضعف و ناتوانی است؛ از طرفی ضعف ایام کودکی و از طرف دیگر ناتوانی در دوران پیری. در نتیجه این دوران هم تهدید است و هم یک فرصت. پس کلی مزایا دارد و کلی مشکل که در این برهه حساس بیشتر به چشم میآیند، «پرخوری، خواب بیش از حد و رسیدگی بیش از حد به وضع ظاهر ممکن است نشانههای درگیریهای عاطفی باشند. اضطراب هم ممکن است منجر به فوبیا شود و حملههای ترس ایجاد کند. بعضیها در این دوران دچار افسردگی میشوند و میخواهند از همهچیز و همهکس کنارهگیری کنند. فکر میکنند زندگی ارزش زندگی کردن ندارد.»به عقیده این روانشناس، جوانان در این سن، همینطور که قد میکشند و تغییرات جسمی دارند، جور دیگری هم فکر و احساس میکنند. روابط صمیمانهای خارج از خانواده با دوستان هم سن و سال خود ایجاد میکنند. روابطشان در داخل خانه هم تغییر میکند. «در این زمان نظرهای جوانان با والدین هماهنگ نیست و اختلاف نظرها بالا میگیرد. گاهی وقتها جوانان بیتجربگی میکنند. مدت زیادی را با هم پای تلفن میگذرانند. غمگین بودن یا فقدان اعتماد به نفس باعث میشود جوانان احساس آسیبپذیری داشته باشند. جوانان و والدینشان مدام از رفتار همدیگر ایراد میگیرند. جوانان میخواهند پدر و مادرشان مقررات و محدودیتهای یکسان و یکنواختی داشته باشند اما در عین حال به شدت از محدود شدن آزادی و تصمیمگیری برای خودشان رنج میبرند.» اینها را دکتر ضیاءمنش میگوید و معتقد است که درصد مشکلاتی که در این دوران به وجود میآید خیلی بالاتر از این حرفهاست و مصداقهای این دگرگونیهای رفتاری بیشتر از مواردی است که نام برده و آخر سر هم میگوید: «در حقیقت با گذر از کودکی و نوجوانی وارد حیات اجتماعی میشویم و به دنبال هویت جدید و ساختن هویت خودمان هستیم.»گفتمان دوستانه، راهکاری عاقلانه!این دوران هم کمکم گذر خواهد کرد و آن نوجوان خام به مرور به سمت پختگی میرود. اما این فاصله بین خامی تا با تجربه شدن مرحله مهمی است و تقریباً در تمام عمر از حاصل این دوران باید ارتزاق کرد و راههای پیدا کرده در این دوران را پیمود. پس بهتر است برای این به سلامت گذشتن راهحلهایی را پیدا کنیم. دکتر ضیاءمنش راهحلهای برطرف کردن این مشکلات را در بعضی موارد بسیار پیچیده و در خیلی از موارد آسان میداند و معتقد است که خیلیاز مشکلات این دوران حتی با یک گفتوگوی ساده حل میشود؛ وی دراین مورد به بزرگترها میگوید: «در ارتباط باید بدانیم با چه طبقهای حرف میزنیم و مخاطبان ما از چه سطحی از دانش برخوردارند. باید قبول کرد اگرفرد مقابل احساس کند که از یک موضع بالاتر با او صحبت میکنیم حرف مارا نمیپذیرد. باید گوش شنوا داشته باشیم تا حرفهای همدیگر را بشنویم.» آقای دکتر از وظایف خود ما هم میگوید تا حواسمان باشد که ما باید نقش پررنگتری برای سربلند درآمدن از دورانی داشته باشیم؛ «جوانها باید در مدیریت این دوران مراقب چند وجه باشند. در ارتباط با پدر و مادر باید رابطه و تعامل دوستانهای برقرار کنند تا در مراحل مختلف دچار مشکل نشوند. در رابطه با جامعه هم باید دقت داشته باشند که بالاخره هر جامعهای شرایط و قوانین خودش را دارد و جوانهای ما هم باید خودشان را به این شرایط وفق دهند و حواسشان باشد که گزارههای غلط را اصلاًح کنند که هم جامعه بهتری داشته باشیم و هم خودشان نفع ببرند. در جنبه فردی هم باید گرایش به جمع و فعالیتهای اجتماعی خودشان را زیاد کنند تا همیشه تازگی و شور و نشاط را همراه خود داشته باشند.»تصوری که در دوران نوجوانی از بقیه زندگی داریم، وقتی به جوانی میرسیم از خیال درمیآید و به وسط صحنه میآید و منتظر عکسالعمل ماست. هر چقدر هوشمند باشیم و سریعتر بهترین کار را انجام بدهیم بردهایم وگرنه این نیز بگذرد و ما میمانیم و فرصتهایی که چون ابر میگذرد.روایت شده که پیامبراکرم(ص) فرمودهاند: در روز قیامت بنده قدم برنمیدارد تا اینکه از او سؤال از چهار چیز شود:از عمرش که چگونه سپری کرده، از جوانیش که در چه راهی به پایان رسانده و از مالش که از کجا به دست آورده و در چه راهی خرج کرده و از محبتش به ما اهل بیت.