بسیاری از جرائم بنا به بزرگی وقوع آن مورد توجه قرار میگیرند. قتل دو پزشک در پایتخت بیشتر از قتل دو کارگر ساده در شهری دور افتاده مورد توجه قرار میگیرند. در مورد اول وزارت بهداشت و نمایندگان مجلس پلیس را برای پیدا کردن قاتل تحت فشار میگذارند و در مورد دوم پلیس در آرامش قاتلان را بازداشت و قانون آنان را مجازات میکند.
زورگیری از شهروندان نیز این روزها به جرمی عادی در شهر تبدیل شده است. از آنجا که بیشتر زورگیران به مواد مخدر اعتیاد دارند بسیار اتفاق افتاده است که آقای زورگیر زمانی که در =مییابد پولی در بساط ندارد چاقویش را تیز میکند و سر خیابان اولین نفری را که میبیند خفت میکند تا پول موادش تأمین شود.
این نمونه دم دستی از زورگیری است و ورود به جرگه زورگیران خشن مبحث دیگری میطلبد. همهروزه زورگیران و کیفقاپان با چاقو و قمه برای بردن اموال مردم راهشان را سد میکنند. پلیس آنقدر باندهای بزرگ زورگیری را متلاشی کرده است که معلوم نیست رشد قارچ گونه این باندها از کجا سرچشمه میگیرد. میخواهم بگویم همهروزه مردم زیادی اموال خود را حتی با رضایت تقدیم زورگیران میکنند تا حداقل جانشان در امان بماند اما اگر تاکنون چند سیاستمدار در بین قربانیان بودند آن وقت ماجرا به گونهای دیگر دنبال میشد. وزارتخانهها و انجمنها موضع میگرفتند که پلیس باید برای تأمین جان و مال آنها تلاش کند غافل از اینکه حضرات اگر سری به صفحات حوادث روزنامهها بیندازند خواهند دید که پلیس حنجرهاش را برای تصویب یک قانون سالهاست پاره کرده و کسی به دادش نمیرسد تا با توسل به آن مجرمان را سرجایشان بنشاند. شاهد مثال آنکه طرح ممنوعیت حمل فروش و توزیع سلاح سرد اولین بار از سوی پلیس آگاهی و در پی توجه به آمار بالای جرائم واقع شده به وسیله این سلاحها مطرح شده و سپس از سوی دولت با عنوان لایحه ممنوعیت حمل، فروش و توزیع سلاح سرد به مجلس هفتم ارائه شده و یک فوریت آن نیز به تصویب رسید. لایحه از آن زمان تا آغاز مجلس هشتم مسکوت مانده است. «جوان» بنا به اهمیت موضوع تلاش کرد درباره آسیبهای این سلاح مرگبار متولیان را متوجه این آسیبها کند. گفتوگو با 27کارشناس برجسته که تاکنون درج شده شاهد مثال است که در این بین شش نماینده مجلس و عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس از وجود این لایحه اظهار بیاطلاعی کردند که جای تأسف بسیار است. مشخص نیست چرا کسی صدای زنگهای هشدار را نمیشنود.