
محمدصادق زماني - پيش از پرداختن به اصل موضوع، لازم است يک نکته مهم يادآوري و بازگو شود و آن اين است که اسلام مخالف حضور دختران و زنان در اجتماع نيست، بلکه سفارشهاي محکميدارد در اين باره که دانشجويان چه دختر و چه پسر، مورد محبت خدايند و براى كسب دانش و كارهاى مفيد اجتماعى مىتوانند با حفظ پوشش و عفاف در جامعه حضور فعال داشته باشند. ديدگاه دين در مورد حضور زن و مرد در اجتماع يک ديدگاه «اعتدالي» و «حد وسطي» است نه يک ديدگاه طالباني و يا صرفاً ماترياليستي و روشنفکري به سبک غربي.
هنجارهاي ديني خواهان «حضور فعال» دختر و پسر در جامعه است نه «اختلاط» آنان؛ چرا که از دل حضور، سازندگي و فايده برون ميتراود و از قلب «اختلاط»، بازندگي و فساد متولد ميشود. روابط اجتماعى به سبكى كه دنياى غرب آن را پذيرفته و رواج مىدهد، اختلاط دختر و پسر است که پيامدهاى زيانبار آن بر جسم و روان دنياي غرب سنگيني ميکند. غربيها براي نهادينه کردن اين سبک از روابط در جوامع ديگر انواع شگردها را به کار گرفته و ميگيرند. تهيه و ساخت فيلم به دليل جذابيتهاي بصري و هنري آن از ابزارهاي آنان براي گسترش روابط کاريکاتوري و خلاف اخلاق در بين جوانان به ويژه در محيطهاي علمي و دانشگاهي است. فيلمهايي همچون «امريکن پاي» که سوژه اصلي آن زندگي دانشگاهي و خوابگاههاي دانشجويي است از جمله تلاشهاي غرب براي به ابتذال کشاندن مراکز علمي در کشورهاي جهان سوم و خاورميانه است. در اين گونه فيلمها، دانشجويان دختر و پسر در فضايي بيبندوبار با هم در ارتباط بخوانيد اختلاطند و به هر کاري ميپردازند جز درس و دانش! «کل کل»هاي خارج از اخلاق، رفت و آمدهاي نامتعارف، دوستيهاي خط قرمزشکن و روابط نامشروع از محورهاي اصلي اين گونه فيلمهاي هاليوودي است که ديدن آن، ذهن پسران و دختران خاورميانهاي را به يک وادي ماترياليستي و معنويت زدا هدايت ميکند. آنچه در جامعه اسلامى مذموم است، روابط ناصحيح دختر و پسر در جامعه است، نه حضور فعال آنها در اجتماع.
آموزههاي ديني به اهميت و ارزش فوقالعاده پاكى و سلامت شخصيت دختر و پسر و لزوم رعايت حقوق فرد و جامعه در ارتباطها، نگاهها، شنيدنها و مكالمات مستمر تأكيد دارد و به هيچ عنوان راضى نمىشود كه حريم قُدسى دختر، خدشه بردارد يا پسر از دايره عفت و پاكى خارج شود. اما دنياى امروز، تحت تأثير فرهنگ غربى، به نام آزادى و «آزادى روابط»، روح پاك جوانان دختر و پسر را سرگردان و گرفتار هيجانات بيهوده مىكند. آزادى مورد نظر هم به جاى اينكه به شكفتن استعدادها و خلاقيتها كمك كند، موجب هدر رفتن نيروها و استعدادهاى شاداب جوانى شده و جوانان را از دايره زندگى و انديشه متعادل خارج ميسازد.
از دانشجويان عزيز بيپرده ميپرسم: آيا خود آنها از وضعيتي که اختلاط دختر و پسر در دانشگاهها و مراکز علمي به وجود آورده، راضي هستند؟ آيا دانشجويان محترم با ذهني آرام و فارغ از حواشي ناشي از اختلاط دختر و پسر در دانشگاهها به تحصيل و کسب دانش ميپردازند؟ يا اين که ذهنها خواسته يا ناخواسته درگير حاشيههاست؟ آيا درجا زدن در حواشي، فرصتي براي پرداختن جدي به متن( علم و نوآوري علمي) باقي ميگذارد؟ آيا دانشجويان گراميميتوانند با ضرس قاطع بگويند که فضاي غالب دانشگاهها يک فضاي علمي است؟ به هر صورت، آنچه دغدغه نوشتن اين يادداشت شد لزوم تفکيک معنايي «حضور و مشارکت» با «اختلاط» بود. دغدغهاي که روز به روز پررنگ ميشود. شيوه برخورد با اين دغدغه نه نگاه طالباني و مقدس مآبانه است و نه ژست روشنفکرانه و غرب گرايانه. شيوه مواجهه با اين دغدغه، تنها يک واژه است: «اعتدال».