کد خبر: 414228
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۸۹ - ۱۶:۲۷
بازخواني ماراتن رسانه‌اي احمدي‌نژاد در شصت و پنجمين مجمع عمومي سازمان ملل
مگر رسانه‌هاي غرب جزئي از ماشين سلطه قدرت‌ها نيستند؟ پس چرا ماه سپتامبر چرخ اين ماشين آنگونه كه غرب مي‌خواهد نمي‌چرخد؟
همچنان كه شبكه خبري بي‌بي‌سي به اين امر اشاره مي‌كند و در اولين گزارش خود پيش از آغاز نشست سالانه مجمع عمومي سازمان ملل دست به يك پيش‌بيني مي‌زند «احمدي‌نژاد اين بار هم مانند دفعات قبل در چالش با موج تبليغات منفي غرب موفق خواهد بود»
اعتراف مفسر سابق شبكه «تودي يو اس آ» هم شنيدني است وقتي همزمان با نوشتن مقاله‌اي بلند بالا با عنوان «چگونه در دام احمدي‌نژاد نيفتيم»- دستورالعمل مقابله خبرنگاران با احمدي‌نژاد- مي‌گويد:
« البته موافقان و مخالفان احمدي‌نژاد نمي‌توانند حتي با موضوع حقوق بشر كه برگ برنده غربي‌ها بوده پيروزي آساني در برابر او به دست آورند.» حالا ديگر ماه عسل دولتمردان امريكايي و برگ برنده يك دهه گذشته آنقدر تلخ شده كه شايد حتي راضي باشند، سپتامبر از ماه‌هاي ميلادي امريكا قيچي شود. نشست مجمع عمومي سازمان ملل قبلاً مهمترين رويداد ماه سپتامبر امريكا بود اما سه سال است كه رسانه‌ها اول سراغ احمدي‌نژاد مي‌روند، سپس خبرهاي ديگر را پوشش مي‌دهند.اگر اين روايت روزنامه «راسيسكا گازيه»‌را بپذيريم در ادامه بايد قبول كنيم كه حضور رسانه‌اي يك شخصيت سياسي گاهي چنان قوتي مي‌گيرد كه بزرگ‌ترين نهاد بين‌المللي دنيا را به محاق مي‌برد.وقتي خبرگزاري آسوشيتدپرس در گزارش خود اعلام مي‌كند كه حضور فعال احمدي‌نژاد در مجامع، نشست‌ها و كنفرانس‌هاي جهاني به ويژه سخنراني‌هاي او در مجمع عمومي سازمان ملل طي پنج سال گذشته جايگاه جمهوري اسلامي ايران را در جهان ارتقا داده، طبيعي است محافل امريكايي- صهيونيستي و رسانه‌هاي وابسته به اين محافل از اين نفوذ در هراس بيفتند طوري كه شبكه تلويزيوني فاكس نيوز مدام بر طبل هشدار بكوبد و رسانه‌هاي امريكايي را از مصاحبه با احمدي‌نژاد برحذر دارد.جالب اينجاست كه غربي‌ها پيرو همان اصالت سود و سرمايه، نيم نگاهي هم به ضررهاي حضور رسانه‌اي احمدي‌نژاد دارند، آنجا كه اعتراف مي‌كنند، احمدي‌نژاد توانست بهترين و گرانترين زمان‌هاي پخش همه شبكه‌هاي تلويزيوني امريكا را به خود اختصاص دهد، آن هم بدون پرداخت هيچ هزينه‌اي!»فاكس نيوز: شايد اين آخرين حضور احمدي‌نژاد در نيويورك باشداما چرا امريكايي‌ها از اوباما گرفته تا اعضاي كنگره و رسانه‌ها اينگونه از حضور احمدي‌نژاد در امريكا به وحشت مي‌افتند؟ شايد تعبير «افسون»‌كه شبكه الجزيره انگليسي در تحليل سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي رئيس‌جمهور به كار برد، كمي راهگشا باشد. به زعم اين شبكه احمدي‌نژاد توانست امريكايي‌ها را در خانه‌هاي خود افسون كند و پيامش را با ملايمت به آنها برساند.دان سينور، مشاور سابق سازمان امريكايي اداره عراق در شبكه تلويزيوني «فاكس نيوز» كه از سوي نو محافظه‌كاران طرفدار جنگ عليه ايران اداره مي‌شود از احمدي‌نژاد به عنوان «عامل دو دستگي در امريكا» ياد مي‌كند.او در ادامه صحبت‌هايش نفوذ احمدي‌نژاد را فقط معطوف به دايره بسته افكار عمومي آمريكا نمي‌داند، بلكه اين سيطره ذهني را عامل محرك افكار عمومي جهان ارزيابي مي‌كند. سينور صريحاً‌ مي‌گويد:«سخنان احمدي‌نژاد به ويژه آنجا كه مغرورانه مي‌گفت امپرياليست‌ها مي‌خواهند مانع دستيابي كشورهاي ديگر به فناوري هسته‌اي شوند، پيامي براي جهانيان داشت تا ما را در مقابل كشورهاي جهان قرار دهد.»اين استيصال تا آنجا پيش مي‌رود كه فاكس نيوز اعلام مي‌كند، قرار است طرحي در كنگره امريكا مطرح شود كه به واسطه آن سفر احمدي‌نژاد احتمالاً آخرين حضور او در نيويورك باشد. ويتو فاسيلا از اعضاي جمهوريخواه مجلس نمايندگان امريكا و مدافع سرسخت اين طرح در گفت وگو با اين شبكه مي‌گويد:« فراهم آوردن امكان سخنراني براي احمدي‌نژاد به هيچ وجه به نفع امريكا نيست.»نكته جالب وقتي است كه مجري اين شبكه مي‌پرسد، آيا بهتر نيست به مقامات ايران اجازه داده شود در امريكا سخنراني كنند و در مقابل نيز ايران اين اجازه را به مقامات امريكايي بدهد؟‌فاسيلا پاسخ مي‌دهد:« به نظر من اين شيوه نتيجه بخش نخواهد بود و ما ضرر خواهيم كرد.»گرفتن مهار ماشين خوب، بد، زشت ساز غربچرا احمدي‌نژاد اينقدر اصرار دارد هر سال فعالانه در مجمع عمومي سازمان ملل و حواشي آن حضور پيدا كند؟اگرچه نمي‌توان از اهميت رخداد مهمي چون مجمع عمومي سازمان ملل چشمپوشي كرد، اما احمدي‌نژاد به خوبي مي‌داند ظرفيت‌هاي اين نهاد بين‌المللي به گونه‌اي طراحي شده كه درخدمت قدرت‌هاي سلطه‌گر باشد. اصلاً او منتقد جدي ساختار و ماهيت اين سازمان است، پس قاعدتاً نمي‌تواند اميد چنداني به ظرفيت‌هاي اين نهاد داشته باشد، پس چرا مجمع عمومي سازمان ملل تا اين حد براي احمدي‌نژاد اهميت دارد؟اگر حتي چشم بر كيفيت توجه و تأثيرگذاري سخنراني‌ها، مصاحبه‌ها و ديدارهاي ديپلماتيك احمدي‌نژاد ببنديم، درنگي در حجم اين فعاليت‌ها در مدت كوتاه در امريكا نشان مي‌دهد كه رئيس‌جمهور به دنبال بيشترين بهره‌برداري از فرصت رسانه‌اي اين رخداد بين‌المللي است.احمدي‌نژاد نمي‌تواند صرفاً به يك نقش‌آفريني ديپلماتيك قانع باشد و همانند رهبران و رؤساي كشورهاي ديگر جهان كه به ديدارهاي معمولي بسنده مي‌كنند، در قالب رسمي يك رئيس‌جمهور ظاهر شود. از همين رو است كه امروز تصوير رسانه‌اي و خبرساز احمدي‌نژاد چند پله بالاتر از سيماي رسمي او ايستاده است.احمدي‌نژاد از دامنه نفوذ و تعدد رسانه‌هاي غربي آگاه است. او به خوبي مي‌داند ما امروز در يك فضاي نابرابر رسانه‌اي قرار گرفته‌ايم، فضايي كه در يك سوي آن شمشير چوبين قرار دارد و در ديگر سو ماشين رسانه‌اي غرب، ماشيني كه هر روز «خوب، بد، زشت» مورد نظر غربي‌ها را مي‌سازد و براي هضم به افكار عمومي دنيا تحويل مي‌دهد اما با اين همه گاهي احمدي‌نژاد چنان مهار اين ماشين خوب، بد، زشت‌ساز غرب را در دست مي‌گيرد كه حتي داد طراحان و سازندگان اين ماشين به هوا مي‌رود؛ وقتي او با طرح مباني انديشه توحيدي و فطري و گفتمان مبتني بر گسترش عدالت و صلح و مقابله با مديريت ظالمانه جهان هوش از سر همه مي‌برد.احمدي‌نژاد البته نماينده‌اي از تفكر توحيدي است كه نمي‌خواهد راحت‌الحلقوم جهاني‌سازي – يا همان غربي كردن همه جهان- باشد، نماينده‌اي از انديشه‌اي كه نظام سرمايه‌داري و مديريت موجود آن را برنمي‌تابد، انسان را محدود در عالم ماده نمي‌داند و نمي‌تواند يگانه‌پرستي را با پرستش سلطه و سرمايه معاوضه كند.شگردهايي كه رسانه‌هاي غربي به‌كار مي‌گيرنداحتمالاً مي‌توان حدس زد كه خلع رسانه‌اي امريكا از سوي احمدي‌نژاد در چه فضاي مسموم و تنش‌زايي به‌دست مي‌آيد. رئيس‌جمهور خود در آخرين كنفرانس خبري‌اش در امريكا تلويحاً اشاره‌اي به اين فضا مي‌كند و از چرخش و تكرار چند پرسش محدود در همه نشست‌هاي خبري و گفت‌وگوهايش با رسانه‌هاي غربي خبر مي‌دهد، سؤالاتي كه در مدار محدود تلاش ايران براي دستيابي به بمب اتمي، سنگسار سكينه محمدي، به‌رسميت نشناختن رژيم صهيونيستي از سوي ايران، وجود جو خفقان و نقض حقوق مخالفان، سرنوشت دو زنداني امريكايي و حمايت ايران از گروه‌هاي فلسطيني دور مي‌زند.در اينجا مجالي وجود ندارد كه به ماهيت همه سؤالاتي كه رسانه‌هاي امريكايي از احمدي‌نژاد در نيويورك پرسيدند، اشاره شود اما براي نشان دادن چند شگرد رسانه‌اي به دو نمونه مي‌پردازيم.به متن اين سؤال خبرنگار نيوزويك دقت كنيد «آيا شما براي اينكه در دور بعدي انتخابات رياست‌جمهوري نامزد شويد، مي‌خواهيد قانون اساسي ايران را تغيير دهيد؟»ساده‌انديشي است، اگر تصور شود خبرنگار نيوزويك يا كساني كه اين پرسش را براي او طرح كرده‌اند از قبل نمي‌دانند كه پاسخ احمدي‌نژاد به اين سؤال منفي است. پس چرا بايد چنين سؤالي پرسيده شود؟ آنها قطعاً به‌دنبال پاسخي براي اين سؤال نيستند بلكه مي‌خواهند از محتواي موذيانه اين پرسش در ورود به ناخودآگاه مخاطبان خود بهره‌برداري كنند. شايد لحظه‌اي كه مخاطب، اين پرسش را در اثناي سؤالات متعدد از رئيس‌جمهور مي‌شنود، همان لحظه در اين‌باره تأمل نكند اما در ادامه احتمالاً در ذهنش حدس‌هايي خواهد زد.مهم‌ترين حدس‌ اين است كه احمدي‌نژاد فراتر از ظرفيت‌هاي قانوني خود به‌دنبال تماميت‌خواهي و خودكامگي است. در واقع در متن اين سؤال با زيركي يك مقدمه جعلي ـ قصد احمدي‌نژاد براي شركت در دور آتي انتخابات رياست‌جمهوري - به‌عنوان يك فرض مسلم درنظر گرفته شده و سپس از همين مقدمه نتيجه‌گيري شده كه چه بسا احمدي‌نژاد بخواهد قانون اساسي را تغيير دهد.البته حدس‌هاي ديگري هم مي‌توان زد. از جمله اينكه در ايران هركس به رياست‌جمهوري مي‌رسد سوداي تغيير قانون اساسي را در سر مي‌پروراند و قاعدتاً همه رؤساي جمهوري پيش از احمدي‌نژاد هم مادام‌العمر بر اين منصب تكيه زده‌اند.مثال ديگر در اين‌باره سنگسار سكينه محمدي است كه در مدت حضور احمدي‌نژاد در امريكا درخشاب اسلحه همه رسانه‌هاي غربي حضور داشت، خبري كه بارها از جانب احمدي‌نژاد توضيح داده شد اما هنوز پوكه پوچي اين خبر به زمين نيفتاده، سنگسار سكينه محمدي به خشاب ديگري رفت، چرا كه اساساً رسانه‌هاي امريكايي دنبال ابهام‌زدايي و فراهم آوردن پاسخي براي يك سؤال نبودند، آنها مي‌خواستند با به رگبار بستن ذهن مخاطب خود با كلمه «سنگسار»، فضايي سياه و غيرانساني از قوانين قضايي و مناسبات ايران ترسيم كنند.آيا حق انحصاري تعريف تناقض با غرب است؟بي‌انصافي است اگر توفيقات رئيس‌جمهور كشور در تأثيرگذاري بر افكار عمومي جهان را صرفاً در قالب‌هاي فرمي ـ قدرت بيان، شناخت رسانه و امثال آن ـ محدود كنيم. البته ترديدي نيست احمدي‌نژاد اشراف خوبي به ترفندهاي تبليغاتي و شگردهاي رسانه‌اي دارد اما به هيچ‌عنوان نبايد پشتوانه ديني و فرهنگي احمدي‌نژاد در تفوق بر شعبده‌بازي رسانه‌هاي غرب را ناديده گرفت. نگاهي به بخشي از آنچه احمدي‌نژاد در نشست هزاره بيان كرد، مي‌تواند موضوع را بيشتر شفاف كند، آنجا كه گفت: «باور من اين است كه در هزاره جديد بايد به انديشه الهي و به‌خويشتن حقيقي انسان كه هدف از خلقت است و به مديريت صالح و عادل برگرديم. انديشه‌اي كه به حقيقت كمال‌جو و عدالت‌طلب انسان و جهان‌بيني توحيدي استوار است. درحقيقت همان انديشه آسماني و پاك و شكوفاكننده همه استعدادهاي انساني است.»روشن است كه اين انديشه خوشايند مذاقي نباشد كه به تعبير رئيس‌جمهور «شادي خود را در غم، رفاه خود را در فقر و امنيت خود را در ناامني ديگران جست‌وجو مي‌كند و خود را بهتر از ديگران مي‌داند.»«خود را برتر از ديگران مي‌داند»، اين همان كليد واژه‌اي است كه مي‌تواند بخشي از تقابل اين دوگفتمان را برملا كند.از ياد نبريم كه غرب سال‌هاست عادت به پرسشگري دارد. آنها طلبكارانه شبهات خود را درباره حقوق بشر، نبود آزادي بيان، شيوه اجراي يك حكم قضائي و امثال آن مطرح مي‌كنند و هرطور شده بايد پاسخ‌هايي مستدل و «قانع‌كننده» ـ همان كالايي كه هيچ‌وقت نمي‌توان به دست غربي‌ها رساند ـ دريافت دارند. اتفاقاً درهمين فضاي گفتماني است كه غرب بدون آنكه مدركي در دست داشته باشد و با وجود آنكه مقامات رسمي ايران بارها اعلام كرده‌اند نيازي به توليد سلاح هسته‌اي ندارند، همچنان برطبل اتهام مي‌كوبد.اصلاً هيچ تناقضي هم وجود ندارد كه امروز قدرتي در جهان نگران صلح‌آميز نبودن برنامه هسته‌اي ايران است كه 5 هزار كلاهك هسته‌اي در زرادخانه‌هايش دارد و به‌عنوان اولين و آخرين كشور از بمب هسته‌اي عليه انسان‌هاي بي‌دفاع استفاده كرده است.تناقضي وجود ندارد كه بازرسان آژانس انرژي هسته‌اي كوچك‌ترين حقي در بازديد از تأسيسات هسته‌اي اسرائيل ندارند اما ايران باوجود آنكه يوكيا آمانو، مديركل آژانس در آخرين گزارش خود اعلام مي‌كند هيچ‌گونه سند و مدركي مبني بر انحراف ايران از برنامه‌هاي هسته‌اي‌اش مشاهده نكرده است، متهم به تلاش براي دستيابي به بمب هسته‌اي مي‌شود.هيچ تناقضي وجود ندارد كشوري مشعل آزادي مي‌افروزد و شاخه زيتون دست مي‌گيرد كه عملاً خاورميانه را به بازار تسليحات نظامي تبديل كرده و توانسته با پروژه ايران‌هراسي فقط به چهاركشور عربستان، امارات، عمان و كويت 120ميليارد دلار اسلحه بفروشد.هيچ تناقضي وجود ندارد غرب نگران محكومان قضائي در ايران باشد اما در برابر كشته و مجروح شدن هزاران نفر در غزه سكوت كند.هيچ تناقضي وجود ندارد حق وتو در كنار حقوق برابر انسان‌ها قرار گيرد.معلوم است كه هيچ‌كدام از اين قياس‌ها تناقض نيست، چرا كه حق تعريف و تعيين مصداق تناقض با غربي‌هاست.از همين‌رو است كه اوباما به خود حق مي‌دهد در گفت‌وگويي كمتر از 24ساعت پس از طرح فرضيه «دست داشتن بخشي از حاكميت امريكا در حادثه 11‌سپتامبر» و «تقاضا براي تشكيل كميته حقيقت‌ياب» از سوي احمدي‌نژاد، در شبكه بي‌بي‌سي فارسي و درپاسخ به اين سؤال كه آيا تناقضي ميان محتواي پيام او به مردم ايران در مارس سال 2009 ـ اوباما در اين پيام اعلام كرده بود امريكا به ديپلماسي متعهد است و گفت‌وگو زماني امكان دارد كه هيچ تهديدي در كار نباشد ـ با رفتارهاي تهديدآميز و اعمال تحريم‌ها از سوي امريكا عليه ايران وجود ندارد؟ بگويد: «ايران نتوانسته جامعه جهاني را متقاعد كند كه برنامه هسته‌اي‌اش صلح آميز است»البته انتظار بزرگي از خبرنگار بي‌بي‌سي است كه حداقل مي‌پرسيد شما چه مدركي دال بر انحراف ايران از برنامه‌هاي هسته‌اي داريد؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار