
جوان آنلاین:پریا سپهری - راستش را بخواهید تا همین الان هم هیچ کس به خوبی یادش نیست که ماجرای این خانم معلمها و آقا معلمهایی که موفقیت و خوشبختی و ذهن برتر و حافظه و ثروتمند شدن و این جور چیزها را درس میدهند از کجا شروع شد! یعنی یک وقتی به خودمان آمدیم و دیدیم در و دیوار شهر و سایتهای اینترنتی پر شده از انواع پوستر و آگهیهایی که در کمال تعجب به ما وعده میدهند با ثبتنام و حضور در فلان سمینار موفقیت ظرف دو ساعت آدم موفقی خواهیم شد! یا اگر به دنبال آرامش و ثروت و تمرکز روی اهدافمان هستیم پس چرا دست روی دست گذاشتهایم و در این سمینارها و همایشها شرکت نمیکنیم؟البته سوءتفاهم پیش نیاید، فکر نکنید چون پوسترها کج و کوله روی دیوار چسبید و اتفاقاً بیشتر مردم هم تو نخ این جور کارها نیستند پس این برنامهها سرکاری است، نخیر! بر عکس اگه یه وقتی هوس کردید در این برنامهها شرکت کنید پیشنهاد میکنیم از یک ماه قبل اقدام کنید، چون اول باید با مدیر سمینار هماهنگ کنید و بعد از ثبتنام اولیه اگر ظرفیت تکمیل نشده بود هزینه چند رقمی را واریز کنید و بعد منتظر تماس و ارسال دعوتنامه باشید!خلاصه فکر نکنید همینطوری میتوانید راه بیفتید و در این برنامههای از ما بهتران حضور به هم رسانید، اصلاً مگر کشک است؟ مدتی است حجم تبلیغات این سمینارها و همایشها که البته بعد از جلسه اول هم ادامه مییابد و برای خودش داستانی طولانی دارد و معلوم میشود ماجرا به همین سادگیها هم نیست نه تنها در شهر تهران که در بیشتر شهرهای کوچک و بزرگ هم بیشتر و بیشتر میشود و جالبتر اینکه تا به حال استقبال چشمگیری هم از آنها شده است؛ استقبالی که میتوان پولهای هنگفتی که برای ثبتنام در آن رد و بدل میشود را با یک حساب سرانگشتی حساب کرد و خیلی آسان به اسرار این پوسترها که از در و دیوار شهر بالا و پایین میروند پی برد!پس این پنیر من کجاست؟همین چند سال پیش بود که استارت کتابهای موفقیت و جملههای طلایی و چه کار کنیم که خوشبختتر، پولدارتر و خوشتیبتر باشیم و... خورد؛ کتابهایی که ظرف چشم بر هم زدنی پیشخوان کتابفروشیها را در محاصره خودشان گرفتند و چاپهای متعدد را رقم زدند، کتابهایی که همهشان چه با پنیر دزدی و چه غیر دزدی به ما سرمشق و خط میدادند که تنبل نباشیم و بیشتر کار کنیم. بیشتر قورباغههای زشت بخوریم. هر روز به آرزوهایمان فکر کنیم، تمرکز کنیم و تصویر بسازیم و هزار کار دیگر که کم و بیش از قبل هم میدانستیم و تنها زحمتی که این نویسندگان مثلاً معروف و محترم به خودشان داده بودند، یادآوری این کارها بود که مثلاً دستور میدادند تمام اهداف و آرزوهایمان را یکجا بنویسیم و هر روز بخوانیم و تمرین کنیم و بعد هم این ایدهها را به نام سبک ابداعی خودشان قالب میکردند. اما نکته عجیب اینجاست که بر همگان واضح و مبرهن است که تمرین و تمرکز رمز رسیدن به بسیاری از خواستههاست واگر هم اشتباهی در کار نباشد اینها درس کتابهای سوم دبستان است که انگار آن وقتها کسی علاقهای به حفظ کردن آن نداشته ولی امروز حاضرند هزینههای چند برابری برای خواندن همان درسها منتها در کتابهایی با جلد گلاسه بپردازند!از طرف دیگر استقبال عجیب مردم از اینگونه کتابها شاید دلیلی بر کمکاری نویسندگان و جامعهشناسان و روانشناسان داخلی باشد آن هم در شرایطی که تعداد آثار قلمی نویسندگان خودی اختلاف آماری زیادی با آثار ترجمه شده نویسندگانی مثل «آنتونی رابینز»،«وین دایر» یا «برایان تریسی» دارد.کتابهای ترجمه شده این نویسندگان در بازار فراوان به چشم میخورد که اکثر آنها هم مرتب تجدید چاپ میشوند. فروش این کتابها تا سال 84 بسیار بالا بود اما از سال 86 به بعد سیرنزولی پیدا کرد که البته گویا این بار سمینارها و همایشها قصد دارند جای آنها را پر کنند! موفقیت همراه با تور خلیجفارسموفقیت و سفر و پیک نیک و خنده و تفریح و دوستیابی همه با هم ارمغان شرکت در همایشها و سمینارهای رازهای موفقیت، آرامش و... است. همانطور که گفته شد کار این همایشها و سمینارها با یکی دو ساعت جلسه گروهی تمام نمیشود و شما اگر خیلی آدم پیگیر و جویای خوشبختی باشید، ناخودآگاه به ادامه این همایشها و کلاسها و تورهای موفقیت هم دعوت میشوید؛ برنامههایی که به گفته یکی از مسئولان این سمینار،«براساس متدهای شخصیتی و فردی هر کسی طراحی میشود.»او در این باره توضیح میدهد:«مثلاً برنامهای که برای رازگشایی خنده از فردی با شخصیت درونی نهفته طراحی میشود با برنامه فرد دیگر متفاوت است. آن هم به این دلیل است که روانشناسان و ذهنهای برتر گروه ما طبق آخرین آموزشهای نوین جهان به ارائه فنون قدرت جذب زندگی میپردازند.»البته این سخنور محترم در پاسخ به سؤال ما درباره معنی قدرت جذب زندگی پاسخ زیادی ندارند و به همین اندازه بسنده کردند که :«قدرت جذب زندگی یک تمرین نوین برای دریافت انرژیهای مرتبط با شخصیت هر فرد و در نتیجه دستیابی به موفقیت است» و برای اینکه اطلاعات بیشتری در این زمینه کسب کنیم میتوانیم به کلاسهای این مؤسسه مراجعه کنیم و از خدمات مختلف آنها مثل تور آموزشی موفقیت در سواحل خلیجفارس استفاده کنیم البته بعد از پرداخت شهریه نجومی آن!حجم و تنوع کلاسها هم قابل توجه است، راهکارهای موفقیت و مهارتهای زندگی، مدیتیشن ساحلی هنگام طلوع خورشید، برنامه هدفگذاری، خنده درمانی و خنده گروهی. کارگاه روانشناسی،قدرت درون و تمرین برای قانون جذب، تجسم خلاق، قانون شکرگزاری، ایمان فعال، ندای درون، قانون توانگری، خودشفادهی، بخشش طبیعت و... که هر کدام شرایط ویژهای برای شرکت در آنها دارد.و حالا اینکه مگر زندگی روی ساعت است که دو ساعته هم مهارت آن را یاد بگیریم یا اینکه مدیتیشن چه ربطی به طلوع خورشید دارد یا بخشش طبیعت چطور قرار است ما را ثروتمند کند، بماند، چون فعلاً در حال کشف ارتباط آنها هستیم! نصیحت کنید، پولدار شویداگرچه استفاده از روشهای مشاورهای و روانشناسی تا اندازه زیادی در برخورد منطقی با شرایط و بالا بردن انطباقپذیری افراد مؤثر است و امروزه در بسیاری از کشورهای جهان نیز از این شیوهها در شرایط بحران استفاده میشود اما آنچه در ظاهر باعث شکست این روشها در جامعه امروز ما شده، دستاویز قرار دادن این راهکارها برای کلاهبرداری مدرن است.سعید اسلامی، مولف و جامعهشناس در این باره «به جوان»میگوید:«امروزه ساختار جامعه متحول شده و نیازها نیز تغییر کرده است. فضای جدید، نیازهای جدید، شغلهای جدید و بالطبع مشکلات جدیدی نیز ایجاد شده که برخورد با آنها نیازمند مهارت و تبحر خاصی است. برگزاری این برنامهها برای افزایش آگاهی و مهارت جامعه بد نیست اما تحت شرایطی که به درستی انجام شود و به روش جدید برای سودجویی و کلاهبرداری عدهای تبدیل نشود.»این جامعهشناس در ادامه میافزاید:« در واقع این برنامهها امروزه میآیند تا جای پدران و پدربزرگان ما را بگیرند و بسیاری از آگاهیها و تجارب آنها را در اختیار ما بگذارند اما نکته حائز اهمیت اینجاست که خود متولیان این برنامهها تا چه اندازه معتمد و قابل اعتماد هستند، آن هم زمانی که قرار است مسئولیت آموزش و ترغیب مردم در زمینه اهدافی مثل زندگی ایدهآل و موفقیت و پیشرفت را داشته باشند، یعنی اگر این افراد و مؤسسات وظایف خود را به درستی انجام دهند نه تنها هیچ کمکی به رفع مشکلات افراد جامعه نخواهند کرد بلکه خود به یک معضل تبدیل میشوند.» شاید اگر اغراق نکرده باشیم امروزه بسیاری از این سخنوران قهار و خوشرو تنها به یک نکته اساسی پی برده باشند؛ نکتهای که هر روز بیشتر از قبل نانشان را در روغن میکند؛ نصیحت کردن، همان روش معروفی است که بسیاری از این سخنرانان هم تبحر خاصی در آن دارند هم به راز چگونگی تأثیرگذاری آن پی بردهاند.اسلامی در این باره میگوید:« در واقع وظیفه انتقال این آموزشها و مهارتهای اساسی زندگی بر عهده کانالهای رسمی جامعه مانند دانشگاه، آموزش و پرورش و خانواده است اما زمانی که این نهادها در انتقال چنین آموزههایی ضعیف عمل میکنند، از یک سو افراد به سمت سایر مؤسسات و نهادهایی که با این رویکردها آغاز به کار میکنند، جذب میشوند و از سوی دیگر زمینه برای سودجویی و کلاهبرداری برخی سودجویان از این نیاز جامعه فراهم میشود. بنابراین میتوان گفت در وهله اول باید این نیاز به کسب مهارت توسط نهادهای مربوطه تأمین شود و اجازه ورود به سودجویان داده نشود.»این جامعهشناس همچنین تصریح میکند:«از سوی دیگر باید نظارت در مورد کسانی که اقدام به برگزاری این همایشها و برنامهها میکنند، بیشتر شود، چرا که مثلاً شخصی که بیخبر از همه جا به دنبال یادگیری یک مهارت میرود، حالا چه نیازی به آن مهارت باشد و چه نباشد، قدرت تشخیص صحت این برنامه را ندارد یا حتی اگر هم داشته باشد احراز صلاحیت برای چنین نشستهایی بر عهده مردم عادی نیست. بنابراین باید با نظارت مؤثر اجازه نداد عدهای با مدارک علمی و اصطلاحات تخصصی بازی کنند و از آنجا که تنها هنرشان سخنوری است هر روز دهها نفر را به سالنهای خود بکشانند و پولهای کلان دربیاورند. سیل جمعیت و مشتاقانی که در سالن این همایشها به چشم میخورد و آمار اختلافات خانوادگی و آسیبهای روحی و اجتماعی تناقض عجیبی با یکدیگر دارند.این سالنها قرار است کلاس درس باشد، درس برای اینکه شما پشتکار داشته باشید، تلخی شکست را بپذیرید و آینده خوبی داشته باشید. هدفهایتان را مشخص کنید و هزار کار دیگر که همیشه دلتان میخواست انجام دهید و هیچ وقت فرصت نمیشد.حالا بعد از این همه سال زندگی و تجربههای مختلف قرار است این همایشها این فرصت را به شما بدهند آن هم با دو ساعت دور هم بودن و یک مجری خوش تیپ و کیک و آب پرتقال! به شما فرصت دهد تا چند دفعه با خودتان تکرار کنید که آدم خوشبختی هستید و یادتان نرود شکرگزاری کنید و بهتر است به آرزوهای خودتان فکر کنید. حرفهای زیبا و تأثیرگذاری که شما را دچار تحول عجیبی میکند و بر آن میدارد که حداقل به خاطر این 40، 50 هزار تومان پولی که دادهاید، این توصیهها را انجام دهید تا به رازهای موفقیت و ثروتمند شدن و خوشبخت شدن پی ببرید! و پاسخ بسیاری از سؤالهای بیجواب زندگیتان را بیابید، هر چند سؤالهای بیپاسخ زیادی هم در خور این سمینارهای خوشبختی و موفقیت همچنان بیجواب میماند!شاید وقت آن رسیده باشد که به دور از تظاهر و غربزدگی و تمرین قورباغه خوردن به این واقعیت فکر کنیم که هزار و 400 سال پیش بزرگترین آموزگار بشر در عجیبترین کتاب موفقیت جهان رازهای شکرگزاری و ایمان و تعالی و از همه مهمتر خوشبختی و سعادت را بدون هزینه و رایگان به ما آموزش داده است؛ کتابی که امروز در بالای کتابخانهها جا خوش کرده در حالی که درسهایش در سمینارها و همایشهای موفقیت با قیمت بالایی فروخته میشود...