
با وجود ادعای آزادی بیان در غرب، هر گونه گفتوگو و اظهار نظر در خصوص آنچه که کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم خوانده میشود، جرم محسوب میشود و پیگرد قضایی دارد. بیتردید اعمال چنین محدودیتهایی از سوی لابیهای صهیونیستی ذی نفوذ در مراکز قضایی، تصمیمگیری و تصمیم سازی صورت گرفته است تا این رژیم بتواند به باج خواهیهای خود از کشورهای غربی و در رأس آن آلمان که به شکلهای مختلف جریان دارد، ادامه دهد. بر این اساس میتوان رد پای این محافل را در موارد مشابه نیز پیدا کرد. از واکنش شتابزده باراک اوباما رئیس جمهور امریکا به اظهارات افشاگرایانه دکتر احمدینژاد در شصت و پنجمین اجلاس سازمان ملل میتوان به عنوان یکی از این موارد نام برد. احمدینژاد در نشست مجمع عمومی سازمان ملل به تشریح حادثه ۱۱سپتامبر و تأثیر آن بر مدیریت جهانی طی۱۰سال گذشته پرداخت و در معرفی عوامل۱۱سپتامبر سه نظریه را که قبلاً نیز در محافل سیاسی- علمی اعلام شده بود از تریبون مجمع عمومی و در زمانی که همه نگاهها به سازمان ملل دوخته شده بود، اعلام کرد. این سه فرضیه که به بمب خبری در شصت و پنجمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل تبدیل شد به قرار زیرند:
1- یک گروه تروریستی بسیار قدرتمند و پیچیده که از همه لایههای امنیتی و اطلاعاتی امریکا عبور کرده است. این نظر بیشتر از ناحیه دولتمردان امریکا تبلیغ شد.
2- توسط بخشهایی از دولت امریکا و برای ایجاد تغییر در روند نزول اقتصادی امریکا و سیطره بر خاورمیانه و همچنین نجات رژیم صهیونیستی انجام شده است. اکثریت مردم امریکا، ملتها و سیاستمداران براین باورند.
3- توسط یک گروه تروریستی انجام شده است لیکن دولت وقت امریکا از آن پشتیبانی و بهرهبرداری کرده است. ظاهرا این نظریه طرفداران کمتری دارد.
دکتر احمدینژاد بدون قضاوت قطعی خواستار تشکیل کمیته حقیقتیاب برای روشن شدن واقعیات موجود در این زمینه شد. تشکیل یک چنین کمیتههایی از شیوههای رایج درجهان است و طبعاً اگر کسی و دولتی دنبال کشف حقیقت باشد از آن حمایت و استقبال میکند مگر آنکه افشای حقایق را به ضرر خود بداند. حال باید دید چه کسانی از تشکیل کمیته حقیقتیاب درباره وقایع 11 سپتامبر نگران هستند یا باید باشند و یا اینکه چرا با توجه به اینکه باراک اوباما در زمان وقوع 11 سپتامبر سال 2001 هیچ مسئولیتی نداشته است که افشای واقعیتهای مربوط در این زمینه مشکلاتی برای وی به وجود آورد اما اینچنین از درخواست احمدینژاد برای تشکیل کمیته حقیقت یاب نگران و وحشت زده شده است؟ در پاسخ به سؤال اول باید گفت که رژیم صهیونیستی و لابیهای یهودی و صاحبان صنایع تسلیحاتی در امریکا و همچنین دولت وقت امریکا و نومحافظهکاران حاکم بر آن از جمله کسانی هستند که قاعدتاً باید بیشترین نگرانی را داشته باشند چراکه بیشترین نفع را از واقعه 11 سپتامبر به عمل آوردند و اگر چه مسئولان صهیونیستی سعی کردهاند خود را از این بحثها دور نگه دارند اما جدا از شواهدی که گاه و بیگاه منتشر و افشا شده است، میتوان استدلالهای زیادی را در این خصوص مطرح کرد. از جمله اینکه اساساً «پنهانکاری و اتخاذ سیاست ابهام» از نشانهها و شاخصهای ادبیات سیاسی اسرائیلی به خصوص در قبال مسائلی است که جنبه بینالمللی دارد و در این جهت است که گفته میشود نباید در خصوص هولوکاست حرف و حدیثی گفته شود یا اینکه مشاهده میشود با وجود اینکه همه شواهد حاکی از دستیابی رژیم صهیونیستی به بیش از 200 کلاهک هستهای است اما این رژیم از هرگونه اظهار نظر صریح در این خصوص خوددداری کرده و کوشیده است آن را پنهان نگه دارد. جدا از این در چند سال گذشته کتابها زیادی در غرب نگاشته شده یا اظهارنظرهایی بیان شده است که همگی دال بر نقش صهیونیستها در واقعه 11 سپتامبر بوده است. چنانکه به اعتقاد «کریستوفر بولین» محقق و نویسنده امریکایی شواهد اولیه دخالت اسرائیل در حملات 11 سپتامبر در واقع همان روز اول وقوع این حملات مشخص شد، ولی هیچ گاه توسط رسانههای اصلی که جریانساز هستند دنبال نشد. زیرا در این روز پنج نفر اسرائیلی که هنگام فیلمبرداری از حملات 11 سپتامبر و ابراز خوشحالی بازداشت شدند. یا اینکه در ماه مارس 2010 (فروردین امسال) دکتر «الن سابروسکی» رئیس سابق مطالعات استراتژیک در دانشکده جنگ امریکا طی مصاحبهای رادیویی گفت «صددرصد مشخص است که عملیات 11سپتامبر توسط موساد انجام شده است. دکتر سابروسکی همچنین اعلام کرده است که نظامیان ارشد امریکایی نیز میدانند که اسرائیل عامل آن بوده است.» دکتر سابروسکی اولین نظامی امریکایی است که به طور آشکار از این فرضیه حمایت کرده است که دستگاه اطلاعاتی اسرائیل پشت ماجرای 11سپتامبر بوده است.
اما سؤالی که مطرح است اینکه چرا باراک اوباما که در زمان مبارزات انتخاباتی امریکا خود منتقد سیاست دولت وقت این کشور بود و پس از راهیابی به کاخ سفید نیز با تعیین نماینده ویژه در امور بحران فلسطین کوشید بر رژیم صهیونیستی فشار وارد کند، اکنون به سینه چاک صهیونیستها تبدیل شده است؟ پاسخ این سؤال را باید از یکسو در نیازی جستوجو کرد که حزب حاکم دموکرات به حمایت لابیهای یهودی یا در امان ماندن از سنگ اندازیهای آنها در انتخابات آبان ماه کنگره دارند و از دیگر سو به فشارهایی بر میگردد که لابیهای یهودی امکان دارد بر شخص اوباما وارد سازند که چند ماه پیش با طرح اتهام فساد اخلاقی علیه اوباما استارت آن را زدند، ترفندی که پیش از این در خصوص بیل کلینتون نیز استفاده شده بود.