در روزهای اخیر بار دیگر اخبار مربوط به تحریم مقامات و صنایع و شرکتهای نفتی ایران از سوی وزارت خارجه و وزارت خزانهداری امریکا به سوژه اصلی برخی رسانههای خبری تبدیل شده است. صرفنظر از اهداف این رسانهها از بزرگنمایی اقدامات اخیر دولت باراک اوباما در قالب عملیات روانی آنچه که با نگاه به تحرکات جدید کاخ سفید اهمیت مییابد توجه به نکاتی است که اشاره به آنها خالی از فایده نیست.
درباره دور تازه تحریمهای یکجانبه امریکا بد نیست مروری به آنچه گذشت داشته باشیم، یعنی وضع تحریمهای یکجانبه بر ضد ایران و بلوکه کردن اموال ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی. مقامات امریکایی در پی قطع رابطه امریکا با ایران در 20 فروردین 1359 به تحریم به عنوان ابزاری نگریستند که با تشدید آن میتوانند جمهوری اسلامی ایران را یا از پای درآورند یا به تغییر رفتار سوق دهند. طراحان تحریم با توجه به نتیجه بخش بودن این سیاست برضد شیلی در دوره آلنده تصور میکردند ایران نیز آسیبپذیر خواهد بود. اما این متخصصان در همان زمان الگوی کوبای کاسترو را نیز پیشرو داشتند که به رغم وابستگی بیشتر آن به امریکا نسبت به شیلی توانسته بود در برابر تحریمها مقاومت کند و البته این به ویژگیهای رهبری کاسترو مربوط میشد و البته حمایت بلوک شرق از کوبا. اما مورد ایران استثنا بود چون ایران براساس دکترین نه شرقی نه غربی به بلوک شرق نیز وابسته نبود و ماجرای معروف خرید سیمخاردار از یوگسلاوی سابق که پس از ورود به خاک شوروی سابق جلوی حمل آن به ایران گرفته شد را همگان میدانستند. بدین ترتیب ایران تنها در سایه رهبری قوی و عقبه مردمی بود که میتوانست در برابر تحریمهای یکجانبه مقاومت کند. بدین ترتیب تحریمهای یکجانبه امریکا عملاً نتوانست ایران را فلج کند و پس از ناکامی سیاست مهار دوگانه، امریکا در چارچوب قانون داماتو به تشدید تحریمها بر ضد ایران دست زد که این مسئله در دوره کلینتون نشان داد وفاداری دموکراتها به تحریم و امید به اثربخشی آن بالاست. با وجود چنین تحریمی نتایج مورد نظر امریکا حاصل نشد، خصوصاً که شرکتهای بزرگ نظیر توتال، گازپروم، پتروناس و امنی و کوینکو آنرا نادیده گرفتند از اینجا بود که امریکاییها تصمیم گرفتند راهبرد یکجانبه را به چندجانبه تبدیل کنند.
تلاش برای ارجاع موضوع هستهای ایران به شورای امنیت و تصویب قطعنامههای تحریم بر ضد ایران با این هدف صورت پذیرفت که دایره تحریمهای یکجانبه به تحریمهای بینالمللی تسری داده شود. با وجود تصویب قطعنامههای 1696، 1737، 1747، 1803، 1835 و 1929 ملاحظه میشود که در این مسیر نیز اهداف مورد نظر امریکا تأمین نشده است، چرا که با وجود این قطعنامه در برخی حوزهها میزان مبادلات کشورها با ایران بیشتر شده است. گزارش روزنامه انگلیسی گاردین مبنی بر افزایش خرید نفتی شرکت شل از ایران در ماههای اخیر یعنی ماه های پس از تصویب قطعنامه 1929 شاخصی از ناکارایی تحریمهای شورای امنیت بر ضد ایران است.
درست به همین دلیل واشنگتن که گویا از قبل نسبت به رعایت تحریمهای شورای امنیت از سوی اعضای سازمان ملل متحد تردید داشت همزمان وضع تحریمهای شدیدتر را البته به صورت یکجانبه در دستور کار قرار داد که پس از تصویب کنگره اوباما نیز آن را امضا کرد. منتهی این بار اتحادیه اروپا، ژاپن، کانادا، استرالیا و کرهجنوبی نیز اعلام کردند در همراهی با امریکا مجازاتهایی را بر ضد ایران اعمال خواهند کرد. بدین ترتیب در پی ناکامی تحریمهای بینالمللی، امریکا و برخی حامیانش بار دیگر به سیاست تحریمهای یکجانبه روی آوردهاند. باوجوداینکه دراین دوره تازه تحریمها خبرهای متنوعی مثلاً از محدودیت کرهجنوبی بر ضد شعبه بانک ملت در سئول تا محدودیت صادرات کیاموتورز به ایران و همینطور اعلام امریکا مبنی بر تحریم هشت مقام ایرانی و محدودیت علیه شرکت نفتی نیکو به گوش میرسد و ژاپن نیز اعلام کرده است شرکت ایمپکس این کشور در حوزه آزادگان ممکن است ادامه ندهد. بهرغم همه این خبرها رسانهها و مقامات غربی اعتراف دارند که تحریمها ناکارآمد بودهاند مصداق بارز چنین اعتراضی آن هم از زبان فردی تندرو نظیر جان بولتون نئومحافظهکار شنیدنی است یا اشاره مارک نیتز پاتریک، رئیس مؤسسه بینالمللی بررسیهای استراتژیک. این کارشناس انگلیسی میگوید: حتی کشورهایی که در صدور قطعنامه علیه ایران مشارکت داشتهاند به طور جدی به آن اعتقاد ندارند.
بدین ترتیب اگرچه دستور اوباما به ممنوعیت واردات پسته و فرش ایرانی یا سایر اقدامات این کشور بر ضد ایران ممکن است برای تهران هزینهزا باشد اما بدون شک استمرار این اقدامات برای شرکتها و سرمایهگذاران امریکایی نیز پرهزینه خواهد بود، چون در عصر بههمپیوستگی اقتصادها به یکدیگر و با توجه به جایگاه و ظرفیتهای ایران دراقتصاد منطقهای و بینالمللی تحریمها بر ضد ایران جاده یکطرفه نخواهد بود و این نکتهای است که به نظر میرسد دموکراتها با آگاهی از آن همچنان لجوجانه بر استمرار تحریمها اصرار دارند تا چنین اعلام کنند که پیروان واقعی مکتب تحریم هستند و نکته آخر اینکه تشدید این تحرکات در آستانه انتخابات میان دورههای کنگره که به نظر میرسد اوضاع حزب دموکرات چندان رضایتبخش نیست، معنادار است.