غرب این روزها شاهد تحرکات ضد اسلامی گستردهای بوده است. اقدام کشیش جونز امریکا مبنی بر به آتش کشیدن قرآن در روز 11 سپتامبر، اقدام مرکل صدراعظم آلمان به اعطای جایزه آزادی بیان به کاریکاتوریست موهن به پیامبر اسلام(ص)، ساخت کابارهای به شکل کعبه در اسپانیا، مخالفت با ساخت مساجد در کشورهایی مانند سوئیس، سوئد، اسلامستیزی در نروژ، بلژیک، افزایش فضای امنیتی علیه مسلمانان، تأکید مقامات غرب بر معرفی مسلمانان به عنوان تروریسم و... تنها بخشهایی از اسلامستیزی جاری در جهان است. این تحولات در حالی صورت میگیرد که در حاشیه آن چند نکته قابل توجه است اولاً در آستانه 11 سپتامبر دولتهای غربی به ویژه امریکا به دنبال توجیه سیاستهای جنگطلبانه خود در جهان و جلب افکار عمومی از امنیتیتر شدن فضای کشورهایشان در کنار استمرار حضور در افغانستان هستند. آنها اکنون برای رسیدن به سیاستهای خود با چالشهای گستردهای مواجه شدهاند به گونهای که به اذعان بسیاری از ناظران سیاسی برای توجیه اقدامات ضدبشری و جنگطلبانه خود نیازمند خلق 11 سپتامبر دیگر هستند. این سیاست اجرایی نمیشود مگر آنکه آنها بار دیگر اسلامهراسی را سرلوحه سیاستهای خود قرار دهند، البته این بار آنها این طرح را نه مستقیماً از طریق مقامات ارشد بلکه از سوی احزاب و جریانهای سیاسی و حتی افراد مذهبی مانند کشیش جونز اجرایی میسازند. آنها برآنند تا همچنان اسلام را دشمن اصلی غرب و مسیحیت عنوان و رسالت خود را مقابله با این روند عنوان دارند. جالب توجه آنکه آنها برای به اصطلاح مقابله با تفکر ایجاد شده در غرب خواستار همسویی سران کشورهای اسلامی با غرب در آنچه مبارزه با افراطیگرایی اسلامی مینامند. آنها خواستار حضور کشورهای اسلامی در جنگ افغانستان، اجرای طرح مقابله با جبهه مقاومت در خاورمیانه و در نهایت پذیرش اشغالگری غرب در آفریقا به عنوان محور جدید تروریسم شدهاند.
ثانیاً نکته بسیار مهم در تحولات کنونی تقارن آن با دو اصل اساس گرایش منطقهای و جهانی به مسئله فلسطین و انزوای جهانی صهیونیستها است. تحولات بینالمللی نشان میدهد که اکنون اتحادی میان اسلام و مسیحیت و حتی با مشارکت یهودیان در برابر صهیونیسم بینالملل ایجاد شده است که اساس آن را در حمایت از ملت فلسطین میتوان مشاهده کرد. اعزام کاروانهای امدادرسان برای شکستن محاصره غزه و برگزاری تظاهرات گسترده ملتهای جهان در روز قدس، تحریم گسترده کالاهای صهیونیستی در سراسر جهان نشانههایی بر اتحاد است.
با توجه به اینکه این روند مغایر با خواست صهیونیستهاست و از سوی دیگر آنها همواره در سیاست تقابل اسلام و مسیحیت برای رسیدن به اهداف خود بهرهبرداری کردهاند، اکنون نیز این اصل محور اصلی تحرکات آنها شده است. اجرای زنجیرهای طرحهایی مانند طرح قرآنسوزی توسط کشیش امریکایی، اهدای جایزه از سوی مرکل به کاریکاتوریست ضداسلامی، تشدید سیاستهای ضداسلامی و محدودسازی مسلمانان در غرب نشانگر تحرک صهیونیستها برای اجرای این طرح است. در این طرح تلاش میشود تا با انحراف افکار عمومی به مسائل حاشیهای آنها را از تحولات فلسطین در جنایات منطقهای صهیونیستها دور سازند و در نهایت چنان وانمود سازند که دشمن اصلی مسلمانان، مسیحیان و دشمن و عامل ناامنی برای مسیحیان مسلمانان هستند.
تکرار تحولاتی که پس از حادثه 11 سپتامبر روی داد هدف نهایی صهیونیستهاست؛ فرآیندی که نتیجه آن جنگ میان مسلمانان و مسیحیان و ریخته شدن خون هزاران بیگناه است در حالی که صهیونیستها در سایه این تغییرات اهداف خود را پیگیری میکنند.
در جمعبندی کلی از روند تحولات بینالملل میتوان گفت که اکنون مجموعهای از بازیگران غربی و صهیونیستها تلاش دارند تا با تشدید پروژه اسلامستیزی ضمن توجیه اقدامات گذشته و آینده خود اهداف جهانیشان را محقق سازند در حالی که برای رسیدن به این مقصود هزاران انسان بیگناه را قربانی میسازند. با توجه به این شرایط جا دارد تا مسلمانان و مسیحیان با آگاهی از توطئه طراحی شده از سوی نظام سلطه و صهیونیسم بینالملل برای مقابله واحد با این توطئهها به پا خیزند چرا که استمرار روند کنونی هیچ دستاوردی برای آنها جز استمرار جنگهای دینی و مذهبی و افزایش جنایات و کشتار در جهان خواهد بود در حالی که در سایه آن نظام سلطه به سرکردگی صهیونیسم بینالملل برای رسیدن به خواستههای نامشروع خود گام برمیدارد.