کد خبر: 411276
تاریخ انتشار: ۲۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۳:۳۸
روش‌های کلیشه‌ای و نخ‌نمای تجدیدنظر طلبان در مواجهه با مسائل کشور و دستگاه‌های حافظ امنیت نظام به پروسه‌ای تبدیل شده است که غیر از خوراک سایت‌ها و رسانه‌های ضد انقلاب و غرب خاصیتی ندارد. نامه حزب مشارکت به فرمانده سپاه به چه دلیلی صادر شده است؟ آیا نظام جمهوری اسلامی هزینه یا توجه به سلامت یک انسان را ندارد که حزب مشارکت نگرانی خود از سلامت صفایی فراهانی را به کل رسانه‌های جهان مخابره می‌کند؟ آیا حزب مشارکت هزینه‌های درمانی سنگین چند ماه پیش بهزاد نبوی را از یاد برده است؟ حقیقت این است که امثال صفایی فراهانی به مثابه سوژه به کار گرفته می‌شوند و ماجرا چیز دیگری است. بی‌اعتبار کردن نهادهای حافظ امنیت نظام از سال 1377 کلید زده شد و به رغم اثبات بی‌خاصیتی این حربه،‌باز همان کلیشه تکرار می‌شود. عصبیت جریان فتنه و طراحان کودتای نرم از سپاه به خاطر عمل ناکام‌سازی سپاه است و گرنه،‌درمان یک زندانی چه ربطی به سپاه دارد؟ قطعاً سلامت یک زندانی و هزینه‌های ناشی از آسیب به وی برای نظام بیش از حزب مشارکت است و به همین سان توجه نظام به این مسئله ارجح‌ است. بنابراین گریه حزب مشارکت بسان گریه هنر‌پیشه‌ای است که با هزار تزویر و تدبیر برای متأثرکردن بینندگان به گریه می‌افتد.
از جهت‌گیری‌های حزب مشارکت به جرأت می‌توان قضاوت نمود که فوت یک زندانی برای آنان خوشایند‌تر از سلامت آن است زیرا سوژه‌ای برای کوبیدن نظام می‌یابند و احتمال چنین حادثه‌ای روز جشن آنان است. تمرکز یک هفتگی مجلس ششم بر ماجرای زهرا کاظمی از اذهان زدوده نشده است و نطق‌های تنفرآور محسن میردامادی، محسن آرمین و ... همچنان در حافظه فعال نیروهای انقلاب مانده است.
مدل برخورد حزب مشارکت با سپاه، وزارت اطلاعات، شورای نگهبان و ... مدل طراحی غرب برای بی‌اعتبار کردن دستگاه‌های حافظ شوروی سابق است و این الگوی نخ‌نما در همان سال 1377 و 1378 از حیز انتفاع ساقط شد. به همین خاطر بود که شاگردان مدرسه تجدید نظر طلبی روانه مدرسه جین شارپ شدند. چند سال پیش مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان فرمودند: من هر قدر فکر می‌کنم دشمن از چند جا دارد فشار وارد می‌کند و از جمله مواردی که برشمردند «از کارانداختن بازوهای توانمند نظام»است.
بنابراین پروژه هجمه به سپاه که با روزنامه جامعه شروع شد کم کم به پروسه تبدیل شد. اما ملت ایران وقعی به این تاکتیک‌های نخ نما نگذاشت. مدیر مسئول روزنامه جامعه کراواتش را برداشت و روانه امریکا شد. اما سپاه ماند و خون شهیدانش که از شرق تا غرب کشور برای امنیت ملت و استقرار مکتب ریخته شده و ملت قدرشناس ایران فهمید آنان که آماده نثار جان هستند نمی‌توانند همزمان به دنبال حفظ منافع خویش باشند.
نامه حزب مشارکت به فرمانده سپاه را باید همسو با داستانسرایی سازمان مجاهدین در واقعه ربودن دختر جواد امام جست‌وجو کرد و گرنه مردم می‌دانند که نظام جمهوری اسلامی در حد درمان یک زندانی هزینه دارد و سلامت آن زندانی نیز برایش مهم است. اما برای حزب مشارکت عکس آن صادق است. آنان به دنبال دماغی هستند که خون از آن جاری شود تا دامن‌‌های خود رنگین نمایند و علم خون‌خواهی برافرازند و این علم بسان بادبزنی پیکر نیمه جان جریان نفاق را به مرز سلامت نزدیک نماید. قطعاً اگر حزب مشارکت منتظر است تا سپاه مرجع فکری خود را هابرماس و جان کین و جین شارپ و سوروس و ماکس وبر قرار دهد در اشتباه است.
مردم از امام شنیده‌اند که من از سپاه راضی هستم و به هیچ وجه نظرم برنمی‌گردد. حجم دشمنی‌ها با سپاه با حجم تأثیرگذاری آن برناکامی دشمنان سنجیده می‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار