لیگ، گویی که پوست انداخته! مثل درختی که در بهار، تنه خشکش را با لایهای جدید میپوشاند و سبزیاش را به رخ میکشد. اما با این تفاوت که بهار لیگ دهم، برای بارورشدن، نیازی جدی به زمان و فرصت کافی داشت. لیگ در حقیقت ماهیتی جدید را از خود نشان داده است؛ ماهیتی که سالهای سال از داشتن و بهرهبردن از آن محروم بودیم. مهمترین شاخصه لیگ جدید، بیشک سازندگی آن است.
به تیمهای لیگ نگاه کنید. در حقیقت دو گروه متفاوت میبینیم؛ گروه اول را متمولهایی بیدغدغه تشکیل دادهاند که با خیالی آسوده دست در جیب میبرند و بی آنکه نگران عاقبت خرج خود باشند، هزینههای گزافی برای رسیدن به کرسی اول متحمل میشوند. استیل آذین و سپاهان نمونهای روشن از این گروه هستند. یکی خصوصی و با مخارجی کاملاً شخصی و دیگری باشگاهی صنعتی که سالهاست در مورد چگونگی هزینه کردنش از حسابهای دولتی بحث و جدل وجود دارد. سپاهان و استیل آذین البته مهمترین و پرجاذبه ترین تیمهای لیگی هستند که نقش پررنگ خود را در فصل نقل و انتقالات بازی کردند و چهرههایی خبرساز (صرفاً) در آن مقطع زمانی بودند. اما همین نمایندگان باشگاههای متمول و در حقیقت ثروتمندترین باشگاههای ایران، در لیگ جاری، عملکردی پایینتر از حد تصور را ارائه کردهاند. نه خبری از کهکشانهاست و نه آنها را در کورس قهرمانی میشود دید.
گروه دیگر، تیمهایی هستند که سالهاست بدون هزینههای سرسام آور و صرفاً براساس داراییهایی که خود میسازند به سوی جلو حرکت میکنند. ذوبآهن نمونه شاخص این مجموعه است. باشگاهی که نه خریدی بزرگ داشته و نه مجموعه بازیکنانش را هر فصل دچار تغییر و تحول میکند. پاس همدان مثالی دیگر است و البته نفت تهران و حتی صنعت آبادان. طعنه انگیز است که میبینیم هزینه 8 بازیکن ثابت سپاهان، برابر با کل بودجه پاس همدان در طول فصل جاری است.
آنچه لیگ دهم به ما نشان میدهد، از دل همین قیاس ساده برمیآید. قیاسی میان داراهای نزول کرده و ندارهای صعود کرده. پاس در اصفهان مقابل سپاهان تا دقایق پایانی شانس پیروزی داشت و روی یک حادثه گل میخورد و میبازد. نفت در تهران استیلآذین را متوقف میکند و جالب است که آبادانیها با صنعت خود را حتی تا صدر جدول هم بالا رفته دیدند. آیا این اتفاقات را میتوان تا امروز که داریم به نهمین هفته لیگ سلامی گرم میکنیم اتفاقی و روی حوادث قلمداد کنیم؟
لیگ جدید با چهرهای نونوار به میان ما آمده است. آرام آرام تیمهایی که صرف پول داری و پول دور ریختن (یا به عبارتی پول به جیب دلالها ریختن) را تمام دلایل کافی و لازم برای قهرمانی میدانند، روی دیگر سکه یا همان جوانگرایی و سازندگی را میبینند. دو نفت و یک پاس، نمونههایی امیدوار کننده از زنده شدن روح سازندگی در لیگ هستند و البته ناکامیهای استیل آذین و سپاهان به این معادله رنگی جدی تر میدهد که برای آقایی کردن در لیگ، حتی میتوان با تیمی ناشناخته وارد لیگ شد.
***
لیگ دهم، شاید پربارترین لیگ طی 5سال اخیر باشد. تیمهایی جوانگرایی کردهاند و تیمهایی با حفظ ثبات روحی و فنی خود حساب و کتابها را بر هم زدهاند. حال سؤال این است از پویاترین سالهای نیم دهه اخیر چه کسی و چگونه استفاده میکند؟ یا کادر فنی تیم ملی این همه پتانسیل رها شده در لیگ را میبیند؟ نه قطبی را در ورزشگاهها میبینیم و نه منصوریان را. این دوباره نگرانمان میکند. نگران از هدر رفتن بذری که مربیانی چون مایلیکهن، ابراهیمزاده، پورغلامی، فرکی، مدیرروستا و. . . به پای فوتبال کشور میریزند.