
برخی اخبار حکایت از تشدید رفت و آمدها به امریکا از طریق کشورهای ثالث به ویژه کشور امارات در ماههای اخیر دارد که عمدتاً از اقشار جوان و تحصیلکردهای هستند که در قالب تورهای سیاحتی و تفریحی یا بازدید از اماکن صنعتی و خدماتی از سوی آژانسهای مسافرتی باهزینههای پایین به امریکا اعزام میشوند. این گروهها در حین سفر به امریکا با میزبانهای سخاوتمند و با کلاسی مواجه میشوند که ضمن درخواست اطلاعاتی از داخل ایران با مهمانها طرح دوستی و ارتباط مستمر ریخته و از ادامه ارتباط با آنها استقبال میکنند.
تعدادی از این افراد هم امکان دستیابی به منابع علمی و فنی برای کسب سود در تولید، تجارت و حتی تحصیل و تحقیق را پیدا کرده و به منافع چشمگیری دست مییابند. اما واقعیت این است که به همین سادگی تعدادی از هموطنان ما در تور دستگاههای جاسوسی و امنیتی امریکا گرفتار میشوند و به صورت ناخواسته و ناآگاهانه در زمره خائنین به کشور و مردم خویش قرار میگیرند یا طعمه دیپلماسی عمومی دستگاه سیاست خارجی امریکا و ابزاری برای خدمت به دشمنان ایران اسلامی میگردند. سالهاست که دستگاههای مجری دیپلماسی عمومی امریکا، تلاش وسیعی را برای برقراری ارتباط با جوامع هدف و تأثیرگذاری بر نخبگان، استادان دانشگاه، روشنفکران، تجار، هنرمندان و... در کشورهای اسلامی و از جمله ایران به کار گرفتهاند. شناسایی گروههای هدف و دعوت از آنان برای سفر به امریکا و شرکت در دورههای آموزشی، تفریحی و بازدید از اماکن خدماتی، سیاحتی و حتی صنایع و فناوریهای امریکایی و برقراری روابط عاطفی از جمله نمونههای برجستهای است که در چارچوب برنامههای نرمافزاری دستگاه دیپلماسی عمومی امریکا دنبال میشود. از دوره حاکمیت بوش کوچک، تأسیس دفتر امور ایران(پروژه ریگا) در دوبی یا دفترهای مشابه در لندن و باکو تماماً از جمله موارد و برنامههای امریکا تحت عنوان مبادلات مردمی و دیپلماسی عمومی بود که هدف اصلی آن برقراری تماس و ارتباط و ایجاد نوعی تعامل با نخبگان و رهبران فکری ایران و به منظور تأثیرگذاری و نفوذ بر مردم کشورمان بوده است.
با این نگاه و با توجه به شروع دور جدید فعالیت امریکاییها که صورت گستردهتر و شدیدتری به خود گرفته، لازم است دستگاههای مسئول از جمله رسانه ملی، وزارت خارجه و وزارت اطلاعات نسبت به اطلاعرسانی و شفافسازی موضوع دیپلماسی عمومی و همچنین شیوه شکار جاسوس، جامعه را در برابر این اقدام بیگانگان حساس و هوشیار و از پیامدهای وخیمی چون آلودگی به جاسوسی و وطن فروشی آگاه کنند. به نظر میرسد تجربههایی چون تأخیر در مقابله با شرکتهای هرمی و غفلت از اطلاعرسانی به موقع که موجب آلودگی و زیان صدها هزار خانواده ایرانی گردید، چراغ راه و عبرتی برای اقدام به موقع دستگاههای مسئول است که این بخش از پروژه جنگ نرم دشمن را برای جامعه شفافسازی و جلوی تلفات احتمالی آن را سد کنند.