محسن جعفری - لیگ فوتبال ایران خیلی زودتر از همه لیگهای فوتبال دنیا آغاز شد. تا یکبار دیگر تفاوتهایش را با فوتبال حرفهای دنیا به رخ بکشد. تفاوتهایی چون تعطیلیهای پرتعداد و طولانی مدتی که فقط و فقط در لیگ ما دیده میشود و بس! تفاوتهایی که چون اعتراضها و درگیریهای بین تیمهای باشگاهی و ملی باز هم فقط اینجا دیده میشود. اما با تمام این تفاوتها که هر کدام برای خود به منزله دنیایی مشکل نیز هست. لیگ دهم هم آغاز شد و هفت هفته آن با تمام اتفاقات ریز و درشتش. به سرعت برق و باد گذشت.تعطیلی دو هفتهای اجباری آن هم به بهانه تیم ملی فرصتی دست داد تا هر چند کوتاه به تجلیل هفت هفته گذشته بپردازیم، هفت هفتهای که اتفاقات زیادی در آن رخ داد. استقلالجدا شدن پنج ستاره از استقلال ذهن اکثر فوتبال دوستان را مشغول خود کرد. کمتر کسی تصورش را میکرد که با جدایی این تعداد استقلال بتواند فصل را خوب شروع کند ولی برد مدبرانه این تیم مقابل شهرداری تبریز آن هم در تبریز نگاه خیلیها را متوجه استقلال کرد.استقلال، فصل را خوب شروع کرد؛ خوب هم نتیجه گرفت و روند روبه رشدی داشت. هر چند خریدهای سرپرست استقلال خوب به نظر میرسید ولی افول بازیکنانی نظیر مبعلی و آشوبی و بازی دور از انتظار طالبلو و صادقی استقلال را دچار دردسرهایی کرد.جدا از نکات فنی تدبیر فتحالله زاده و جمع کردن پیشکسوتان این تیم در کنار هم در جهت کاهش حاشیههای استقلال قابل توجه بود.با شکست تیم امیر قلعه نویی حالا استقلال را میتوان یک پای قهرمانی دانست. هر چند آبیهای تهران حریفان سرسختی چون ذوب آهن، استیل آذین، فولاد و سپاهان را پشت سرگذاشتهاند ولی کار دشوارتری پیش رو دارند. جایی که باید در مقابل تیمهای میانه جدول که شاید مدعی نباشند ولی انگیزه زیادی دارند قرار بگیرند. تیمهایی مانند نفت تهران که کم نمانده بود دومین باخت استقلال را در آزادی رقم بزند.باید دید استقلال که مدیرانش وعده درخشش این تیم از نیم فصل را دادهاند، در ادامه چه میکند؟پرسپولیسشرایط پرسپولیس از هر لحاظ در این فصل خاص بود. آنها برخلاف فصول گذشته نه تنها مدیر عامل خود را میشناختند بلکه سرمربیای به نام دایی را از ابتدای فصل روی نیمکت خود میدیدند تا هواداران با خیالی آسوده در انتظار شروع فصلی رویایی برای تیم محبوبشان باشند. سرپرست موقت که نشان داده بود در یادگیری بسیار قدر است. این فصل نیز با قدرت کارش را آغاز کرد. پس از جذب رضایی، نوری و فشنگچی، هواداران از کاشانی بسیار راضی به نظر میرسیدند.پرسپولیس فصل را خوب شروع کرد، خوب هم نتیجه گرفت. هر چند نوساناتی در بازیهای این تیم مشاهده میشود اما امسال سرخها از امیدهای قهرمانی به حساب میآیند.با این حال بزرگترین ضعف پرسپولیس را میتوان در عدم وجود یک مهاجم ششدانگ دانست.این تیم روی کاکل غلام رضایی میچرخد و شاید پرسپولیس در نبود او شرایط بدی را تجربه کند. باید نشست و دید که چه میشود و دایی و تیمش میتوانند فصل خوبشان را خوب تمام کنند.سپاهانتمام ستارهها سراز سپاهان در آوردند. حتی صدا و سیما هم به این تیم رحم نکرد و یک سریال اختصاصی برای سپاهان درست کرد. قلعهنویی که دومین سال حضورش در سپاهان را تجربه میکند، تازه با آن روی سکه مواجه شده. زردهای زاینده رود حال و روز خوشی ندارند. آنها نمیخواهند سنت شکنی کنند و نتیجه بگیرند مانند سایر قهرمانهای لیگ، سال بعد از قهرمانی با افت فاحش مواجه شوند. مساویهای پیدرپی و باخت مقابل استقلال و ذوب آهن از یک سو و حاشیههای زیاد اطراف این تیم از سوی دیگر مانع از قدرتنمایی مجدد سپاهان در این فصل شده است.حیدری، جانواریو، عنایتی، نوش و ... نتوانستهاند کمک شایانی به زردپوشان کنند. حضور رحمتی، عقیلی، حسینی، حاج صفی و بیک زاده در تیم ملی و قهرمانی سپاهان در فصل گذشته به نوعی بازیکنان را اشباع کرده و آنها مانند گذشته دیگر تشنه پیروزی و قهرمانی نیستند، هر چند وجود نفرات یاد شده در اردوهای تیم ملی مشکلات سپاهان را افزونتر کرده است. ساکت هم این روزها از جمع کردن حاشیههای سپاهان درمانده شده است. به انتظار مینشینیم تا ببینیم چه زمانی قلعهنویی و تیمش از شوک باخت مقابل استقلال بیرون میآیند و روزهای خوب فصل قبل را تکرار میکنند. سپاهان دیگر آن سپاهان مدعی نیست، شاید هم گزهای اصفهان دیگر مرغوبیت گذشته را نداشته باشند!ذوب آهننام ذوب آهن این سالها مترادف است با نایب قهرمانی اسم ذوب که میآید، همه به یاد نایب قهرمانیهای پیدرپی این تیم در ادوار گذشته در لیگ میافتند. 4 فصلی است که مدعی شماره 1 قهرمانی است ولی هیچ گاه به حق خود نرسیدهاند. ولی هیچ بعید نیست که انتظار چندین ساله ذوبیها این فصل به پایان رسید. ذوبآهن این فصل را بسیار خوب شروع کرد. پیروزیهای پی در پی و برد در دربی اصفهان ذوب را تبدیل به امید نخست قهرمانی کرده است. تیم دوم اصفهان برخلاف سپاهان حاشیهای در اطراف خود نمیبیند و شاید این یکی از مهمترین عوامل موفقیتشان در چند سال گذشته باشد. نباید از این نکته غافل شد که ذوب در پایان فصل ریزش چندانی نداشت و اسکلت این تیم هم حفظ شد و ابراهیمزاده نیز با قدرت در این تیم به کارش ادامه داد تا ذوبیها با حفظ خلعتبری و جذب چند بازیکن گمنام، لیگ را همانند گذشته پرقدرت آغاز کنند تا شاید این لیگ پایانی بر نایب قهرمانیهای ذوب آهن باشد. استیل آذینکهکشانی بهترین لقب برای این تیم است. آنها هم مانند کهکشانیهای مادرید برای خود یک «پرز» دارند تاهر چه میخواهند خرج کنند. عابر بانکی که پولش تمام نمیشود ولی در حال خراب شدن است. آنها هم مانند کهکشانیهای مادرید تیمی پر از ستاره دارند. ولی ستارههایی که فقط پول میگیرند نه نتیجه. شاید یک مورینیو هم روی نیمکت داشتند حال روز بهتری در لیگ برایشان به وجود میآمد. استیل آذین که در ابتدای فصل و با شروع نقل و انتقالات و با جذب اکثر ستارههای موجود در لیگ تیمهای دیگر به خصوص استقلال را قلع و قمع کرده و با حفظ کریمی و مهدویکیا، زندی، کعبی و .... تیمی در حد قهرمانی را آماده ساخت؛ ولی آنها چیزی به نام شخصیت قهرمانی را کم دارند. حاشیههایی که از صدقه سری وجود همین ستارههای گران قیمت برای استیل به وجود آمده این تیم را به کلی از هدفش دور کرده است. دعواهای کریمی و آجرلو از یک سو و نبود یک دفاع ششدانگ از سوی دیگر سبب شده استیل آذین با گذشت هفت هفته نه تنها مدعی قهرمانی نباشد بلکه با این اوضاع شاید زنگ تفریحی برای دیگر رقبا قلمداد شود. شاید هم روزگار روی خوشش را به استیل نشان دهد و این تیم با پشت سر گذاشتن حواشی بتواند خود را را به جمع چهار تیم بالای جدول برساند. تراکتورسازی در بازی نخست مقابل پرسپولیس تماشاگرانشان سنگ تمام گذاشتند تا محروم شوند و چند بازی این تیم را تنها نگذارند. حواشی بازی نخست تا چند هفته بازی تراکتور را نیز تحت شعاع قرار داد، تساوی در دربی بدون تماشاگر تبریز هم از دیگر نتایج تراکتورسازی بود. تراکتور که روی نوار نتیجهگیری افتاده با استعفای شفق کمی از حواشیاش کاسته شده، هر چند کمالوند در این عرصه چیزی کم نمیگذارد. این تیم این فصل خوب بسته شده و به طور نسبی میتوان پیشبینی کرد که در پایان کار در نیمه بالای جدول حضور داشته باشد. صنعت نفت 3 بازی، 9 امتیاز. نفت آبادان نشان داد با توپ پر وارد لیگ برتر شده است. هر چند بسیاری پس از هفته سوم نفت را با برق و مقاومت سالیان گذشته مقایسه کردند ولی آنچه مشخص است نظم و انضباط تیمی در نفت آبادان است. این تیم در ادامه سه شکست و یک پیروزی به دست آورد. نفت آبادان که از هواداران زیادی هم برخوردار است امید دارد که این فصل در ردههای بالای جدول بماند تا مانند گذشته تیم آسانسوری لقب نگیرد. پاس همدان تیم ششم لیگ همان تیمی است که در دقایق پایانی لیگ هشتم، مقاومت فجر را به پایین فرستاد تا اصغر مدیر یک فصل دیگر در این تیم بماند و فرصت عرض اندام داشته باشد.آنها در همدان تیم خطرناکی هستند. تیم جوان و یکدست ملاحی عزم خود را جزم کرده تا خاطرات بد فصل گذشته برایشان تکرار نشود. بازیهای دشوار پاس در ادامه از راه میرسد و شاید آن موقع بتوان عیار واقعی این تیم را سنجید. صبای قمسرهنگ پس از حضور در جام جهانی تازه احساس جوانی میکند. ستارههای صبا ازاین تیم یکی پس از دیگری رفتند ولی با جذب چند بازیکن خوب و حضور یاوری در رأس کادر فنی، هواداران قمی انتظار یک فصل خوب را برای تیمشان دارند. صبا این روزها با گلزنیهای بیاتینیا توانسته خود را در نیمه بالای جدول نگه دارد. پیروزی این تیم برابر پرسپولیس آن هم در مقابل چشم هوادارانشان نقطه عطف صبا در این فصل بوده است.فولاد با پیروزی برابر استقلال، بسیاری از اهالی فوتبال یاد فولاد، قهرمان لیگ افتادند. جلال این بار با حافظهای تقویت شده به خوزستان رفته. تیم او که به شدت از نبود یک مهاجم کلاسیک رنج میبرد، این روزها در وسط جدول قرار دارد.جلالی اعتقاد دارد به رویاهایش در حال نزدیک شدن است و این تیم همان تیم آرزوهایش است. باید نشست و دید که آیا فولاد خوزستان هم به سرنوشت استقلال اهواز دچار میشود یا آنتی ویروس جلالی قویتر از این حرفهاست.ملوان با رفتن مقاومت به لیگ یک، هیچ تیمی خوشحالتر از ملوان پیدا نمیشود، آنها دعا میکنند تا سن سربازی بازیکنان زودتر فرا برسد تا آنها صاحب یک بازیکن خوب شوند. این فصل هم مسلمان، اولادی و... در این تیم مشغول به بازی هستند تا بدین ترتیب انزلیچیها که در آخرین دقایق نوری را هم در تیم نگه داشتند، امید زیادی به بقا در لیگ داشته باشند. هر چند ملوان مدیری را رأس باشگاه نمیبیند ولی همچنان در حال گذراندن امور است. این تیم جایگاه بهتری از یازدهم به دست نیاورده تا چشم امیدش به ادامه لیگ باشد.مس کرمان لوکا رفت، مرفاوی آمد. در ابتدا مشکلات زیادی برای مس به وجود آمد. این تیم چند شکست پی در پی را تجربه کرد. اما در آخرین اولتیماتومی که برای مرفاوی گذاشته شد، ادینهو به کمکش آمد و با 5 گلی که به ثمر رساند، نه تنها مرفاوی را ابقا کرد بلکه این تیم را وارد فاز جدیدی کرد.باید دید مس میتواند نتایج خوب چند هفته گذشته خود را تکرار کند و خود را از منطقه خطر خارج سازد یا مرفاوی نخستین قربانی لیگ لقب میگیرد.شاهین حمید استیلی گرمای جنوب را به تن خریدتا راهی بوشهر شود و تیم شاهین را هدایت کند. شاهین هم تازه شروع به نتیجهگیری کرده است. شکست مقابل پرسپولیس در آزادی برای این تیم چندان هم بد نشد. بعد از آن بود که شاهین تازه متوجه شد چگونه باید ببرد.هر چند این تیم در بوشهر به کسی باج نمیدهد ولی شاهین میتواند یکی از گزینههای سقوط به لیگ یک باشد.نفت تهرانلیگ را بسیار پرامید آغاز کردند. خوب هم نتیجهگیری کردند. مرد کهنهکاری مانند حسین فرکی روی نیمکت نفت مینشیند. با نگاهی به سه هفته نخست بسیاری مات و مبهوت به جایگاه مناسب نفت نگاه میکند. آنها در مقابل استقلال در آزادی 90 دقیقه دوام آوردند تا بدین ترتیب شگفتی بزرگی در هفته ششم به وجود آورند و آبیپوشان تهران را متوقف سازند.به نظر میرسد نفت نتواند به جایگاه بهتری برسد و آنها هم مانند شاهین یکی از گزینههای سقوط هستند.پیکان احمدزاده پس از فرستادن تیم ریشهدار مقاومت به دسته اول دلش آرام نگرفت و آمد تا پیکان را هم به لیگ یک بفرستد. باختهای پی در پی پیکان و استقبال کم تماشاگران از تیم شهرشان مدیران پیکان را در فکر فرو برد تا چارهای بیندیشند. آنها تیمی بهتر از استیل پیدا نکردند و در شبی که آخرین فرصت احمدزاده به حساب میآمد استیل را در قزوین بدون جادوگرش از پای درآوردند تا آخرین خط تیره لیگ هم پاک شود. پیکان با برد مقابل شهرداری آن هم در تبریز به نظر میرسد احیا شده است. در انتظار میمانیم که آیا دوباره احمدزاده هنرنمایی میکند یا پیکان روی دور افتاده؟سایپاپس از پیروزی در هفته اول بسیاری تیم جوان مایلی کهن را تیم بسیار خوبی به حساب آوردند. اما مصاحبههای جنجالی مایلی کهن سایپا را از مسیر اصلیاش دور کرد. او نه تنها تیم را وارد حاشیه کرد بلکه با شکست مقابل دایی و پرسپولیس، وارد جنگ لفظی با علی دایی شد. او به جای فکر کردن به حریفان دائم در فکر مصاحبه است. شاید مدیران سایپا دیگر نتوانند تا اشتباهات مایلی کهن را تحمل کنند و پیه سقوط را به تن بمالند.شهرداری تبریز با شکست مقابل استقلال مشخص شد که اینجا لیگ برتر است و لیگ یک نیست که شهرداری بدون شکست دوام بیاورد.میثاقیان این بار معلوم نیست از کجا خودش را باید پرت کند؟ ولی آنچه مشخص است عدم صبر مدیران شهرداری است که در صورت عدم نتیجهگیری خودشان اکبر اوتی را به بیرون از باشگاه پرت میکنند.راهآهنکربکندی دیگر موفق نیست. نه تنها بازی زیبایی از سوی تیمش ارائه نمیشود بلکه روز به روز فاصلهاش را از رقیبان در سقوط به قهقرا بیشتر میکند.شاید کربکندی با ادامه این روند نخستین مربیای باشد که از کار برکنار میشود. باید منتظر بمانیم تا ببینیم آیا لوکوموتیورانان نخستین تیم سقوط کننده به لیگ یک نام میگیرند یا اتفاق دیگری میافتد.