
فریدون حسن
ساعات ابتدایی روز جمعه گذشته آنها که بیننده برنامه 90 بودند، دیدند که دایی از رازی خبر داد که بناست تا آخر در سینه خودش باقی بماند. دایی از علتی سخن گفت که دلیل تساوی تیم ملی فوتبال با امارات بود اما نگفت که آن علت چیست.
دایی نگفت اما بنا به قول بسیاری از جراید ورزشی و پایگاههای خبری مشکل همان فردای بازی برملا شده بود و همه میدانستند قصه پرغصه سرمربی وقت تیم ملی را. همه میدانستند اما مصلحت نبود رسانهای شود، بنا نبود علنی شود که جواد نکونام و مسعود شجاعی شب قبل از بازی ایران مقابل امارات را در خانه مجردی خود سپری کرده بودند تا دایی تک و تنها در لابی هتل تا صبح به انتظارشان بنشیند و وقتی صبح هم چشم در چشمشان میدوزد بهخاطر مصالحی که فدراسیون درنظر گرفته بود حرفی نزند و آن شود که روی داد.
جواد نکونام و مسعود شجاعی آن شب چه کردند باشد برای خودشان اما هرچه بود آنها در تیم ملی ماندند، ماندند تا دایی اخراج شد و قطبی آمد.این روزها بعد از حرفهای دایی دوباره جریان بازی آن شب پررنگ شده. خیلیها دو ملیپوش پرمدعای لژیونر را مقصر قلمداد میکنند و خیلیها میگویند آنها نمیتوانند چنین رفتاری را در باشگاهشان داشته باشند و منطقی هم همین است. هنوز زمان زیادی نگذشته از روزی که این دو بازیکن مغرور دیر در محل تمرین اوساسونا حاضر شدند و مجبور شدند به تمرین با تیمهای پایینتر باشگاه اسپانیایی، هر چند که خودشان منکر این قضیه شدند، اما ما خوب میدانیم که فوتبال حرفهای دنیا حداقل در این موارد اصلاً با بازیکنان شوخی ندارد و بزرگتر از نکونام و شجاعی هم باید پاسخگو باشند اما اینجا مسأله فرق میکند.
نکونام و شجاعی، علی دایی را یک شب تا صبح چشم به راه نگه داشتند و دست آخر در بازی با امارات هم کاری نکردند. آنها ماندند تا دایی بر کنار شد و رسیدیم به دیدار ایران و کرهجنوبی؛ جایی که نکونام و شجاعی وظیفه خود را تمام کنند تا ایران جایی در جامجهانی نداشته باشد.
همه میدانند که این دو به همراه چهار نفر دیگر چه کردند در بازی با کره که بیان آن تکرار مکررات است اما هرچقدر آن روز که نکونام و شجاعی از خانه مجردیشان در امارات راهی زمین مسابقه شدند در مقام پاسخگویی برآمدند بعد از بازی با کرهجنوبی هم پاسخ دادند تا ثابت شود بازیکنسالاری یعنی چه؟ ثابت شود اگر در فوتبال ما برای مربی مسجل شد که بازیکنش نمیتواند مثمرثمر باشد بنا به مصلحتاندیشی فدراسیون باید مهر سکوت روی لب بزند و حرفی به میان نیاورد.
ثابت شد که ما دوست نداریم به مثلاً ستارههایمان کمتر از گل بگوییم حتی اگر به قیمت از دست رفتن تیمملی تمام شود.دایی راز سربی مهرش را نگفت. اما فکر اینجای کار را نکرده بود که تشت رسوایی نکونام و شجاعی مدتهاست به زمین افتاده و همه صدایش را شنیدند جز آنان که باید.