کد خبر: 407172
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۹:۴۵
البته سابقه اختلافات این دو هم حزبی به پیشترها بر می‌گردد. چالشی به نام ایرانچالشی را که هیلاری کلینتون و باراک اوباما به نام «ایران» با یکدیگر آغاز کردند، تنها برای به دست آوردن رضایت هم حزبی‌ها و سرانجام رأی دهندگان امریكایی نبود بلكه سمت و سوی سیاست دولت آینده امریكا را نیز نمایان می‌كرد.این اختلافات زمانی علنی‌تر شد كه خانم هیلارى کلینتون سناتور دموکرات و یکی از گزینه‌های مطرح این حزب برای انتخابات ریاست جمهوری، در مجلس سنا به طرحی که به واسطه‌ آن ایالات متحده مجبور مى شود سپاه پاسداران جمهورى اسلامى ایران را جزو‌سازمان‌هاى تروریستى خارجى قرار دهد، رأی مثبت داد. این عمل، بیش از هر چیز به خاطر درگیرى اولیه او با باراک اوباما، کریس دود، بیل ریچاردسون و جان ادواردز بود که در مباحثه‌ نامزدهاى دموکرات ریاست جمهورى در دارتموث، وى را به خاطر این رأى مورد حمله قرار دادند. روزنامه‌ «هاآرتص» در بخشی از یك مقاله درباره اختلاف دیدگاه باراك اوباما و هیلاری كلینتون، نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری امریكا به مسأله ایران اشاره كرد و نوشت: «كلینتون از جمله نمایندگانی است كه از قرار گرفتن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست‌سازمان‌های تروریستی خارجی امریكا حمایت كرد اما اوباما مخالف این حركت بود و آن را توجیهی برای دولت بوش برای جنگ با ایران خواند.» در بخش دیگری از این مقاله آمده است: «زمانی كه از اوباما خواسته شد تفاوت‌ها را در رویكرد سیاسی خود عنوان كند، وی به مسأله ایران اشاره كرد و گفت، كلینتون و من دراین باره با یكدیگر اتفاق نظر نداریم. وی به علاقه مندی اش برای نشست بلندپایه با رهبران ایران اشاره كرد درحالیكه كلینتون معتقد است این مسأله تنها تحت شرایط خاص و یك آمادگی طولانی مدت امكان پذیر است. متممی که خانم کلینتون به آن رأی داد طرحی خوانده شد که بر اساس آن 76 سناتور مجلس از جمله قسمت اعظم نمایندگان دموکرات، اقداماتى در راستاى سیاست خارجى انجام مى‌دهند؛ اقداماتی كه خود نشان دهنده تشتت و ناهماهنگی شدید در رویكردهای خارجی حزب دموكرات است. . . کلینتون در دارتموث با اشاره به اینکه «این طرح ما را قادر به تحمیل قوانینى بر دولتمردان براى پایان بخشیدن به تمامى این مذاکرات ] منظور مذاکرات محدود ایران و امریكا در عراق است[ براى برقرارى ارتباط با ایران مى‌کند»، از رأى خود دفاع کرد و در عین حال نشان داد كه با رویكرد مذاكره با ایران موافقتی ندارد؛ رویكردی كه اكنون و در دولت باراك اوباما به خط افتراق و تعمیق شكاف در سیاست خارجی دولت امریكا منجر شده است. از رقابت تا شراكتدر حالی كه 10 روز بیشتر به رقابت نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده در دو ایالت كلیدی تگزاس و اوهایو باقی نمانده بود، گردهمایی انتخاباتی نامزدهای دموكرات، صحنه به چالش كشیدن جدی یكدیگر شد كه در پاره‌ای موارد به حمله لفظی و فحاشی نیز كشید. هیلاری كلینتون در حالی كه چند بسته تبلیغاتی باراك اوباما را در دست داشت، رو به مردم و دوربین‌های تلویزیونی گفت: «خجالت بكش باراك اوباما! امروز تو در حال انجام كاری هستی كه ما از تو انتظار داشتیم. شیوه تبلیغاتی تو كاملاً منطبق بر شعارهای توست. شرم بر تو باراك اوباما.»هیلاری كلینتون در پایان باراك اوباما را به تلاش برای وارونه جلوه دادن عمدی برنامه‌هایش متهم كرد و گفت: «باراك اوباما از تكنیك‌هایی استفاده می‌كند كه «كارل رو»، مشاور تبلیغاتی جورج بوش در سال 2000 استفاده می‌كرد. این برنامه‌های تبلیغاتی از حقه‌های كارل رو اقتباس شده‌اند. »هیلاری كلینتون خشمگینانه بیان كرد: «اوباما در حال كمك و تسكین دادن به همان صاحبان نفوذ و هم‌پیمانان در حزب جمهوری‌خواه است كه اساسا با آنچه ما می‌خواهیم برای امریكا انجام دهیم، مخالفند. »«دیوید رمنیک» روزنامه نگار «نیویورک تایمز» در کتابی که اخیراً به عنوان «زندگی و صعود باراک اوباما» منتشر كرده، به جزئیات جالبی از این رقابت پرداخته است. رمنیک در بخشی از کتاب خود به صحبت‌های خصوصی‌ای از باراک اوباما اشاره دارد. وی می‌نویسد:« اوباما در حالی که از هیلاری کلینتون به علت کنار نرفتنش از رقابت‌های حزبی خشمگین بوده گفته است که «چطور است که یک چاقو به قلبش بزنم؛ البته او مطمئناً نمی‌میرد!». ولی اوباما چند ماه بعد رقیب اصلی خود هیلاری کلینتون را به عنوان وزیر خارجه انتخاب نمود و بدین شکل نشان داد که ارزش‌های امریكایی به مراتب والاتر از رقابت‌های حزبی و انتخاباتی است. »هر چند هیلاری كلینتون در عمل با بسیاری از سیاست‌های جنگ طلبانه جمهوری هواهان همراه بود اما وارد كابینه رئیس جمهوری مدعی صلح شد. در همان زمان روزنامه «الحیات» عربستان در این خصوص نوشت‌:« باراک اوباما از همه فعالیت‌های هیلاری طی روزهای رقابت با وی اطلاع دارد و هیچ زاویه‌ای از زندگی شخصی و حرفه‌ای هیلاری نیست که مشاوران اوباما از آن غافل مانده باشند. علاوه بر این درایت و تدبیر خانواده کلینتون در بحث‌های دور و دراز و زیرکی در هر مخمصه را می‌توان از دیگر شاخصه‌هایی نام برد که هنگام انتخاب عالی ترین و حساس ترین درجه وزارت امریكا از پیش چشم اوباما دور نشده است. نظیر این مورد در رقابت‌های انتخاباتی 2000 با نطق رسایی که بیل کلینتون در برابر «ال گور» انجام داد مشهود است. با این تفاسیر اوباما در شمارشی معکوس اسلحه را از روی شقیقه هیلاری برداشت و حکم آزادی او را با شلیک به سویی دیگر صادر کرد. هیلاری نخستین بخشوده باراک اوباما بود.»انتخاب هیلاری کلینتون به سمت وزارت خارجه امریكا را حتی می‌توان اقدامی تاکتیکی از سوی باراک اوباما برای کسب نظر و توافق جمعیت فراوان زنان ایالات متحده تلقی کرد. به این ترتیب نه تنها یک زن دموکرات می‌توانست راه را به سوی کاخ سفید ادامه دهد(‌پس از رایس) بلکه حضور بانو کلینتون در کابینه اوباما تا میزان قابل توجهی طیف وسیع زنان امریكا را که هر یک نهادهای خصوصی بسیاری را مدیریت می‌کنند با او همراه کرد. نکته قابل توجه در زمان پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری امریكا این بود که باراک اوباما در آن زمان با حمایت گسترده مردان سفید پوست روبه رو شد و زنان سفید کمتر به او رأی دادند. شاید انتخاب یك چهره محبوب زنان امریكایی و متخصص در امور دیپلماسی عمومی شانس همراهی گروه‌های بیشتری از مردم امریكا را برای اولین رئیس جمهور سیاه كاخ سفید به ارمغان آورد اما روی دیگر این سكه، ریسكی خطرناك برای اوباما به دنبال داشته باشد. یعنی مدیریت شكاف موجود در دیدگاه‌های رئیس جمهور و وزیر خارجه به وسیله دیگران و یا كودتای خزنده خانم وزیر برای تصدی جایگاه ریاست جمهوری در دوره آتی انتخابات ریاست جمهوری (2012). حاكمیت تفكر بیل كلینتونمقامات وزارت خارجه آمریکا می‌گویند، کلینتون در عرصه سیاست‌های خارجی مانند سیاست برخورد با چین یا روسیه، کره‌شمالی و استراتژی گفت‌وگو با هند، مهره‌ای کلیدی است. هیلاری کلینتون در این زمینه تابع بیل کلینتون همسر خود و رئیس جمهور اسبق ایالات متحده امریكاست. این همان مسأله‌ای است که «بایدن» آن را به هیچ عنوان نمی‌پذیرد. بایدن بارها به اوباما نسبت به حاکمیت تفکر بیل کلینتون و تکرار آن دوره در کاخ سفید هشدار داده است اما عملا ایالات متحده آمریکا در حال تکرار همان دوره است. اظهارات اوباما در روز دعای ملی خطاب به مقامات دولت خود آشکارا نشان می‌داد، میان مقامهای آمریکایی اختلافات عمیقی بروز کرده است. اگر اوضاع اختلافات به همین منوال پیش برود می‌توانیم بزودی شاهد موجی از استعفاها در دولت اوباما باشیم، موجی كه آغاز آن استعفای ژنرال «استنلی مك كریستال» فرمانده نیروهای امریكایی مستقر در افغانستان بود و متعاقب وی «رابرت گیتس» وزیر دفاع امریكا نیز گفت كه سال آینده احتمالا نتواند در سمت وزیر دفاع به كار خود ادامه دهد. این اختلافات كار را به جایی رساند كه دیوید پترائوس فرمانده مركزی نیروهای امریكا در خاورمیانه نیز‌ ساز ناكوكی را در زمینه استراتژی خروج نیروهای امریكایی از منطقه می‌نوازد. اما بیشترین این اختلافات به بایدن و هیلاری کلینتون بازمی‌گردد. وزیر امور خارجه و معاون رئیس جمهور آمریکا هریک نظرات خاصی در خصوص مسائل سیاست خارجی ایالات متحده دارند که بعضا با یکدیگر همخوان نیست. اما به نظر می‌رسد اختلافات شخص اوباما با خانم كلینتون از همه مسأله‌ساز‌تر است. این اختلافات از اختلافات کالین پاول و جرج بوش كوچك نیز در چهار سال اولیه دوران ریاست جمهوری بوش عمیق‌تر است. به هر روی درخصوص انتخاب هیلاری كلینتون، اوباما دقیقاً همان كاری را كرد كه بوش در دوره نخست ریاست جمهوری كرده بود. هر دو آنها سراغ كسانی رفتند كه در دوره مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری، علیه آنها مبارزه كرده بودند. اوباما، هیلاری كلینتون را برگزید و جرج بوش، كالین پاول را. بوش و اوباما درخصوص وزیر دفاع نیز مشابه عمل كرده‌اند. هر دو آنها در دوره نخست ریاست جمهوری خود وزرای باتجربه‌ای را كه قبلاً در این مقام مشغول به كار بودند، انتخاب كردند. اوباما، رابرت گیتس را برگزید و جرج بوش دونالد رامسفلد را. تمركز بر دغدغه صهیونیست‌ها هیلاری كلینتون تلاش می‌كند، به جای حوزه‌های پرتنشی مانند افغانستان كه برای دولت اوباما شكست در آن به منزله شكستن هیمنه و وجهه ابرقدرتی بلامنازع است، بیشتر بر مسائل مبتلابه صهیونیست‌ها همچون روند صلح و موضوع هسته‌ای ایران تمركز كند. جنگ طلبی و سیاست ضدیت با ایران، كلینتون را هم از حمایت‌های بیشتر لابی صهیونیزم برای رقابت‌های بعدی انتخاباتی برخوردار می‌كند و هم مجلس سنا و كنگره امریكا را كه به شدت متاثر از این لابی و تحت نفوذ جمهوری خواهان است با خود همراه‌تر می‌كند. اما در باره افغانستان و عراق، وضع به گونه‌ای دیگر است. كلینتون ترجیح می‌دهد این بخش را به جنگسالاران و بازماندگان یونیفرم پوش جمهوری خواهان مانند رابرت گیتس و دیوید پترائوس واگذار كند. ظاهرا هیلاری به خوبی می‌داند كه استعفای مك كریستال فرمانده نیروهای امریكایی مستقر در افغانستان، مانند دملی چركین و رسواكننده، هشداری آشكار به شكست استراتژی اوباما در افغانستان و آغازی بر اختلافاتی عمیق‌تر است كه می‌تواند این شكست را تسریع كند. گویا هیلاری دریافته است، افغانستان باتلاقی است كه سیاستمدار و سرباز نمی‌شناسد و دامن همه را می‌گیرد. همچنین با افزایش درگیری‌ها و تلفات نیروهای ناتو در افغانستان و نیز استعفای ژنرال مك‌كریستال، طالبان تمایل كمتری به مذاكره از خود نشان می‌دهد، چرا‌ كه شبه‌نظامیان طالبان چنین رویدادهایی را نشانه ضعف نیروهای ائتلاف در افغانستان می‌دانند و در چنین شرایطی، شاید انتشار اسناد محرمانه از سوی سایت «ویكی لیكس» نوعی خودزنی از سوی دولت اوباما برای رهایی از شدت انتقادهای هم حزبی‌های دمكرات و رقبای جمهوری‌خواه در خصوص اوضاع بغرنج افغانستان بود تا نشان دهد، جنگ، حقایقی دارد كه ادامه آن را بسیار دشوار‌تر از آن كرده است كه سناتور‌های فربه امریكایی از پشت عینك‌های ظریف خود به آن بنگرند و رویای پیروزی را پشت میز‌های مدیریتی شیك در سر بپرورانند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار